در ادامه باما همراه باشید
سلام من می خوام اول داستان رو تغیر بدم خوب از طرف کلاس کره ای به کره رفتیم در اونجا به هتل رفتیم و بعد بیلیت کنسرت اکسوداشتیم که رفتیم کنسرت بعد وقتی برمی گشتیم دیدم اعضای اکسو دارن به طرف دارهشون امضا میدن ماهم می خواستیم بریم جزو طرف دارا ولی معلم گفت اونا خیلی کار دارن ما نباید مضاحم اونا بشیم ماهم گفتیم باشه داشتیم سوار می شدیم که چا نیول اومد سمتمون و گفت سلام خانما من شما امزا می خواهید گفتیم نه بعد گفت خدا رو شکر که همه بچه ها اومدن پیش چانیول گفت که میشه به ما پناه بدید بعد معلمم گفت چرا به پشت سرش اشاره کرد یه گوله ادم دونبالشون راه افتاده بودن بعد گفت که کاشینمون هم اونجاس ما او طرف دار ها نمی تونیم رد بشیم بعد معلمم گفت باشه بفرمایید بالا
بعد سوار ماشین شدند و ما بچه ها رو دیدن از همون دونه دونه پرسیدن شما اکسو الید همه گفتن نه ما ارمی هستید من گفتم من اکسوالم بعد گفتن میشه برید کنار ماشین ما بعد یواشکی بریم توش گفتیم باشه بعد رفتیم کنار ماشین اونا همه رفتن بکهیون گفت خانم میشه ما یکی از دانش امو زانتون رو قرض بگیریم معلم گفت باشه (از دهنش پرید) بعد گفت حالا که همتون ارمی هستید من این دختر رو می برم منو گفت بردنم هتل و وسالمو برداشتم و رفتم خونه اونا این تیکه به جای پارت ۲
میریم سراغ ادامه داستان دی او رفت سمت تابلو های من که دوست نداشتم کسی ببینه برای همین اسمشو گذاشتم طرح مخفی گفتم نرو هنوز کامل نیست فردا بهتون نشون میدم که یهو کای اومد گفت بچه ها شام هازره من گفتم شام ؟ گفت سهون درس کرد گفتم سهون غذا درس میکنه گفت اره به گفت اگه سهونو دیدیدبگید من خونه نیستم من گفتم دوباره چیکار کردی گفش که هیچی بهتون پیشنهاد میکنم غذا رو نخورید بعد هم رفت منو دی او رفتیم سرسفره
سهون چی درس کردی گفت مرغو پلو گفتم موغوپلو گفت اون روز ازت فیلم گرفتم و یاد گرفتم که مرغ درس کردی گفتم خوبه قاشق اولو که گجذاشتم توی دهنم گفتم چقدر فلفلش کردییی ??انگشتشو برد طرف کای و گفت کار اون بود اون هیونگ یه قاشق غذا خوری فل فل اضافه کرد قیافه من ???به زور خوردیم
کارا تموم شد با بکهیون ظرفارو شستیم ای خدا بکهی چرا اینجوری می کنی بابادرست وقتی که من میرم توباید بشوری ظر...اِاِاِ کجا رفتی هنوز حرفم تموم نشده در رفتی صداش از دور اومد که گفت اره من گفتم سهون یه غذا می خواستی درس کنی چقدر ظرف کثیف کردی پس از ده دقیقه تموم شدددد
رفتم توی اتاق و درو بستم و روی برگه نوشتم لطفا کسی وارد نشود بعد چسبوندمش به در بعد رفتم پی نقاشیام وای بالا خره تموم شد ???? ۱۰ تا از تابلومو کامل کرد یوهوووووو??وای چند ردز دیگه تولدم به نظرت بچه ها برام چی میخرن??
بعد از تموم شدن تابلو رفتم پیش شیومین اخه گفته بود برم باهاش تمرین کنم چون فرداش می خواست بره سر صحنه فیلم بعد از تمرین با شیومین رفتم
می خواستم برم لالاکه رفتم پیش چانیول و باهم حرف زدیم بعد رفتم لالا اخه فردا باید میرفتم خونه یه نفر دیگه بعد خوابیدم صبح داشتم می رفتم بابچه ها خداحافظی کردم و گفتم برید توی اتاقم یه چیزی براتون دارم خدافظ رفتم به سمت خونه یه نفر دیگه که بکهیو گفت بچه ها بریم ببینیم یاسمن چی داره برامون رفتن توی اتاق و دیدن
ولی بچه ها یاسمن تابلوهاشو گذاشته همونایی که از کشور خودشون اورده بود همهی بچه ها دویدن و پارچه ها ی روی تابلو رو برداشتن و یهو دیدن که من ۹ تا تابلو که عکس اونا روش بودو کشیددم وقتی تابلو اخر رو دیدن تابلویی فود که منو اونا باهم عکس داشتیم و من اون عکس رو کشیده بودم
امید وارم خشتون اومده باشه هنوز ۵ پارت مونده با من همراه باشید ????
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
به دلایلی ادامه نمی دم ولی تست های جدیدم دارن میان خیلی خوبع
بنویس
بهتر از قبل شد ولی حنوظ هم نمیشه خیلی باورش کرد
واییییی تابلووووو واسه اکسوووو