بخشید دیر شد برای همین تا این پارت پخش شد پارت بعدی رو میزارم
اره شما رو میش ناسم سوهو ، چن ، شیومین ، چانیول ،دی او ، کای ، سهون ، لی و بکهیون من طرف دار پرو پاقرص شما هستمم (همممم من عاشقتونم بالا خره به ارزوم رسیدم ???اشک شوق )اینا رو به فارسی گفتم کای گفت جان چی میگی من که نفهمیدم کسی فهمید چی گفت همه گفتن نه منم با تعجب نگاه کردم گفتم با شما نبودم??????
بعد گفتن که می تونم چند روز پیششون بمونم منم گفتم هوراااا وقتی که به خونه انها رفتیم در که باز شد دهن منم باز شد
چانیول پرید جلوم گفت نگاه نکن من گفتم چقدر کثیفه اینجا عررررررر تا وقتی من اینجا باشم خودم جمع میکنم اونا هم قبول کردن
من گفتم قرمه سبزی همه گفتن چی چی چن گفت من که تاحالا چنین غذیی نخوردم ولی از بوش معلومه که خوشمزس من گفتم معلومه که خوشمزس ما در گشور مون چنین غذایی داریم من که خیلی دوست دارم بعد از تموم شدن غذا شیومین گفت خوشمزه نبود? یعنی خیلی خوب بود از این به بعد هفته ای یه بار درست کن ?منم باشه
بعد خونه رو تمیز کردم خونه برق می زد چون من تمیزش کرده بودم ??....................... همین جوری دوروز گذشت همه روی مبل نشسته بودن و داشتن گوشی بازی می کردن منم که خیلی بازی گوش بودم رفتم و از مغازه یه چیزاییی خریدم و اومدم و یهو
گفتم همه توجه کننن و به هرکدوم یه لباس گشاد که به شروال چسبیده بود همون لباس شروال دادم بهشون گفتم بپوشن اوناهم قبول کردن رفتن و پوشیدن ومن گفتم بیاد توی حیاط چون خونه ویلایی بود و یک حیاط بزرگ داشت همه اومدن توی حیاط
من ۱۰ تا تفنگ اب پاش که توش پر اب بود رو گذاشتم و روی حوض لباس هرکی با تفنگ یک رنگ بود من برای همه ۱۲ تا باد کنک خردیم که پر اب بود ۶ تا شو گذا شتم توی ظرفی و گذا شتم توی دستشون و بغیه هم کردم توی ظرف و گذاشتم بغل تفنگ هرکی خوب دور بین هم گذا شتم و رو شن کردم و گفتم بازی رو شروع کنیم
بعد از اب بازی نشستیم فیلم رو نگاه کردیم بعد که به نصف فیلم رسید همه به من نگاه کردن بعد یه متکا برداشتن و افتادن دنبال من به جز کای کای گفت چی شده چرا فرار می کنی چرا همه افتا دن دنبالت? بکهیون رفت زد پشت سرش گفت حوا ست نبود یاسمن برای خودش ۹ تا اول برداشته و ۹ تا هم بعد یهنی او دوبار با بادکنک تو رو خیس کرده والان هم کای اضافه شد یهو چانیول عطسه کرد در او سرفه و بغیه هم همین طور بارش برام شخت بود همه سرما خورده بودن
من رفتم بازار براشون میوه و یک عالمه چی زی خریدم براشون اب پرتقال درست کردم و دادم بخورن بعد هم شولی درست کردم (شولی غذای یزدی که مثل اش میمونه ولی یه جور دیگس خیلی خوش مزس)خوردن شب شد ما خوابیدیم و فردا صبح همه خوب شده بودن
همین که این پارت پخش شد پارت بعدی هم پخش می کنم به خاطر اینکه دو روز عقب موندم و امید وارم خوشتون اوماده باشد
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خیلی قشنگ بود با اینکه من اکسوال نیستم ولی خوشم اومد میسی
عالی بود من اولین نفرم یازده ثانیه گذشته بود از گزاشتنت من خوندم
زود تر قسمت بعد رو بزار