سلام اومدم با پارت ۵??? دیگه دلم نمیاد منتظرتون بذارم .
دیگه شکسته بود . نه تنها قلبش بلکه تمام وجودش ... تمام رویاش اون بود ولی اون با راحتی تمام از کنارش گذشته بود ...
پلگ دیگه نمی تونست بی تفاوت باشه، بالاخره هر جور شد آدرین رو برد خونه . آدرین تا رسید رفت سراغ تختش و از شدت داشت گریه خوابش برد اخه نزدیکای ۲ و نیم بود... پلگ هم هیچی نگفت تا اینکه نزدیکای ۳ آکوما آلارت گوشی ادرین روشن شد ، که دیگه نذاشت حتی چشماش هم ببنده . بلند شد باید کمک لیدی باگ میکرد ولی پلگ اصرار میکرد که بمونه چون حتی نمیدونست توان داره که روی پاهاش وایسه یا نه ، ولی آدرین میگفت که حالش خوبه ولی خودشم میدونست که حالش اصلا خوب نیست ... خلاصه تبدیل شد و از خونه بیرون زد...
چشماش از شدت گریه میسوخت ولی دیگه کاری جز گریه نداشت. یه هو لیدی باگ رو اونطرف تر دید که داشت به سمت شرور میرفت ، داغ دلش چند برابر شد ...
ولی هر جور بود تحمل کرد و روی پاهاش وایساد تا وقتی که شرور رو شکست دادن . دیگه کت نوار ، کت نوار قبلی نبود. لیدی باگ هی باهاش صحبت میکرد وقتی که داشتن میجنگیدن ولی کت تمی تونست جواب بده چون مطمئن بود اگه حرف بزنه نمیتونه بغضشو نگه داره ...
بالاخره بعد شکست دادن شرور لیدی نزدیک کت شد . بالاخره چشمای قرمزی که پر اشکش بودنو دید . حرفی نزد . همون لحظه انگشتر کت صدا داد و باید میرفت ، کت هم سریع از اونجا دور شد... لیدی هم که ناراحت بود به سمت خونه رفت به حالت عادیش تبدیل شد...
صبح که بلند شد بیشتر از همیشه ناراحت بود واقعا باید یه کاری میکرد از این حال و هوا در میومد . زنگ زد الیا و قرار شد که ۲ ساعته دیگه همشون بزنن بیرون ...
قرار شد که مرینت به ادرین تلفن کنه . مرینت شماره ادرین و گرفت ولی جواب نداد ، دوباره گرفت ولی جواب نداد یه نگاه به ساعت کرد ساعت ۳ بود ، هر جور حساب کرد الان باید بیدار میبود...
میخواست زنگ بزنه خونشنون ولی احتمال جواب دادنشون صفر بود . خلاصه یه ۱۰ باری ادرینو گرفت ولی دریغ از جواب...
دیگه نگران شد ...
پاشد دیگه شال و کلاه کرد بره سمت خونه ادرین...
امیدوارم خوشتون اومده باشه????
لطفا نظر هم بدید
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
واییی خدا ستایش مرینتو بگیر بزن آدم بشه
چراااااا؟یکی مرینتو بزنه جان من
بزار دیگه
چرا اینقدر کم مینویسی؟ خیلی خوشم اومد ولی خیلی کم بود. لطفا برا قسمت بعد بیشتر بنویس. منتظر پارت بعدیت هستم
با اینکه من پسرم و از این داستانای چرت لیدی باگ خوشم نمیاد ??
ولی این از اون داستانای چرت دیگه بهتر بود ???????
ادامشو کی میزاری
خیلی کم بد بعدی بزار وا همچنین عالیی
به تست های من هم سر بزن پارات اولم هست
عالی بود بعدی رو زود تر بزار
دوستان نیش عقرب ۷ اومد احتمالا ۸ هم میاد منتظر باشی