اینم یه پارت دیگه امیدوارم خوشتون بیاد لطفا لایک کنید💕
باز اون صدا رو شنیدم برگشتم بالا دیدم لورن نیست با ترس چشامو بستم و جیغ زدم وقتی چشامو باز کردم چهره ی اونو کامل دیدم چهرش خیلی قشنگ بود و صدای دلنشینی داشت
~لطفا از من نترس من فقط یه دوست میخواستم _ت... تو کی هستی؟ ~ایانا بلک _بلک!؟ ~بله _و چرا دوست میخواستی؟ ~برای.. حرفش رو ادامه نداد چوبدستیشو در اورد ~آوادا... بازم حرفش نصفه موند و افتاد رو زمین ولی کسی توی اتاق نبود
~لعنتی کیو اوردیی؟ _من اصلا ح... حتی نمیدونم کجام... ~دروغگو... ببین بیا معامله کنیم من فقط چوبدستیتو میخوام بعد میتونی راحت بری _چوبدستیمو برای چی میخوای؟
~تو فقط چوبدستیتو بده به اونجا هاش کاری نداشته باش _نمیخواد لازم نکرده ~الان روی حرفم حرف زدی؟ _من فقط نمیخوام چوبدستیمو بهت بدم! ~میدونی من کیم؟ دختر لسترنج همونی که امسال شما کشتش دختره ی عوضی من بچه ی اونم و باید با چوبدستیت پدرمو پیدا کنم _چقدر داستان جالبی بود حالا میتونم برم؟
صورتش سرخ شده بود از عصبانیت نمیدونم چی شد که کلی دیوانه ساز اطراف خونه پیچیدن تنها کاری که باید میکردم این بود که بگم _اکسپکتو پاترونومممم هیچی توی خونه نموند حتی دختره
همه چیز به حالت عادی برگشته بود من توی خونه بودم و کف زمین افتاده بودم بابام تعجب کرده بود و میگفت چرا با خودت حرف زدی و دعوا کردی یعنی چی با خودم حرف زدم مگه همچین چیزی اصلا ممکنه؟
توی افکارم غرق شده بودم لورن و رزی مثل کسایی که دلشون برام میسوزه نگاهم میکردند و این داشت دیوونم میکرد _مشکلتون چیه!؟ +تو عجیب شدی داشتی با خودت حرف میزدی کل مدت _با خودم نبود +ولی با خودت بود _شماها به من باور ندارید؟ *ولی تو دیوونه شدی ما نمیتونیم به دیوونه ها اعتماد کنیم
سلام عاج خوبي؟!
دلم برات تنگیده بود:')
چهارماه از هم خبر نداشتیم:))))
سلام عزیزم من این تست را بررسی کردم😊😊
من این رو بررسی مردم عزیزم