سلام این اولین وانشات منه ، امیدوارم خوب باشه ، نظرتون رو کامنت کنید و بگید که از بقیه اعضا بذارم یا نه
تهیونگ: چرا نمی تونی مثل یه دختر خوب اینجا وایسی؟ آ.ت: من دختر خوبی نیستم، توعم فقط محافظ منی..نمی تونی بم بگی چیکا کنم چیکا نکنم!! تهیونگ: اما من فقط به خاطر پول نیومدم محافظت باشم..اومد که از ت مراقبت کنم که بهت اسیبی نرسه.. آ.ت: چرا چرا اتفاقا برای پول اومدی.. تهیونگ: پس واسه پول اومدم نه؟ آ.ت: دقیقا
تهیونگ: وقتی هر مزاحمی میاد و هرکی اذیتت میکنه من مانعش میشم..چرا به اینا فکر نمیکنی؟ ا.ت: تو این کارا رو میکنی که پول بگیری آقای کیم تهیونگ.. تهیونگ: من..من واسه پول ازت مبراقبت نمیکنم آ.ت: الکی واسه من ادای گریه در نیار..
فردا* آ.ت: مامان مامان ا.ت: بله..چیشد؟ ا.ت: چرا تهیونگ نیومد دنبالم ک منو ببره دانشگاه؟ مامان: اون دیگه مراقب تو نیست..امروز یه نامه گذاشت برام و گف ک دخترتون دوست نداره من مراقبش باشم و بع جاش مراقب کیم جنی شد.. ا.ت: ج..جنیییییی؟ مامان: اره..چی به این پسره گفتی؟ ا.ت: م..من..هیچی..
سریع لباسام و پوشیدم و یه تاکسی گرفتم..دیروز خیلی بد با تهیونگ حرف زدم..با اینکه دوست نداشتم جز من مراقب کسه دیه ای باشه..اما تقصیر خدم بود.. وقتی به مدرسه رسیدم، جنی رو دیدم که از ماشینش پیاده شده و تهیونگ در رو براش باز کرد..یکم اشک دور چشمام جمع شد. بدو بدو رفدم سمت در مدرسه و بازوی تهیونگ رو گرفتم.. جنی: هییی چیکار میکنی؟ ا.ت: کسی با تو نبود جنی: ایشون محافظ منه..میشه بهشون نزدیک نشی؟ ا.ت: دوست پسرت که نیست..محافظته..درضمن اون محافظه منه.. تو چشمای تهیونگ نگاه کردم و گفتم هنوز هم محافظ منی..(:
از اینکه جنی از خشم لبریز بود احساس ارامش میکردم. جنی با یه لگد به پای تهیونگ مکان رو ترک کرد و وارد صف دانشگاه شد.. ا.ت: وای..زنی*که وحشی..حالت خوبه؟ تهیونگ: ب..به من دست نزنید.. ا.ت: تهیونگ من..من از بابت دیروز متاسفم..لدفن با من رسمی صحبت نکن.. تهیونگ: میشه بری..کلاست شروع شده.. ا.ت: مهم نیست.. صورتم رو به صورتش نزدیک کردم و بو.سه این روی لباش گذاشتم.. ا.ت: تو همیشه محافظ خودم باش..فقط خودم
امیدوارم که خوشتون اومده باشه ❤️ لایک و کامنت یادتون نره 🥰(اجباری نیست) راستی اگه از این تست استقبال شد ، داستان شروع میکنم
عالیییییییییییییی بود