خبب این اولین تستی هست که میزارمم 😄 بریمممم😇
خب تو وارد کلاس میشی و به همه سلام می کنی و با میدوریا صحبت می کنی بعدش میری کنار شوتو میشینی کلاس تموم شد هوا خیلی گرم بود به شوتو میگی می خوای بریم بستنی بخوریم ؟شوتو قبول میکنه باهم میرین و بستنی می خرین روی یه نمیکت میشینین و بستی تون رو می خورین شوتو بهت میگه فردا تعطیله نظرت چیه بریم پیکنیک؟
در هر صورت قبول کردین فردا شد. (بچه ها یادم رفت بگم هر جا علامت □دیدین اسم خودتونو قرار بدین) از خواب بیدار شدین و مامانتون گفت که :عزیزم شوتو اومده دم در😉 تو هم سریع اماده شدی رفتی دم در شوتو:صبح بخیر □چان 😊 اماده ای که بریم؟
خب زیر یه درخت نشستین و وسایل رو پهن کردین غذا خوردین داشتین استراحت می کردین که تبهکارا اومدن تو و شوتو کنار هم وایسادین و گارد گرفتین داشتین مبارزه می کردین که یکی از تبهکارا از پشت داشت به شوتو حمله می کرد شما چیکار کردین؟
به هر حال جلوی حمله رو گرفتی ولی بدجور صدمه دیدی همون لحظه میدوریا و باکوگو و بقییه اومدن ولی تو از هوش رفتی وقتی بیدار شدی دیدی تو بیمارستانی شوتو کنار تختت خوابش برده بود😴 شوتو بیدار شد دید تو بیدار شدی و داری به خورشید نگاه می کنی بهت گفت:□چان خوشحالم که خوبی ممنونم که جونمو نجات دادی بهت مدیونم🙂 شما:
از خوشحال اشک توی چشم های شوتو جمع شد🥺 اشکاشو پاک کردین گفتم دیگه حق نداری گریه کنی😠😊 داشتین به غروب افتاب نگاه می کردین و بستنی می خوردین با خودت گفتی دیگه وقتشه که بهش بگم که...
خب امیدوارم که خوشتون اومده باشه لایک بدین لطفا و حمایت کنید من تازه کارم😋 سایونارا👋
شوتو عاشقمه🥰🥰😍😍
*من روی زمین در حال زدن انواع مدل های مختلف سکته 😂*
هععععععععععاااییی قشنگ بووووووود
دنبالت می کنم دنبال کن
حالا زوری هم نیستا ولی من دنبالت می کنم
واای با اینکه کاربر جدید هستی ولی بازم داستانت خیلی خوب بود و شوتو 😐😐
دنبال شدی دنبالم کن🌈⚡
شوتو تورو دوست خودش میدونه😊
شوتو آدم خیلی خوبیه ازش حمایت کن❤
عالی بود به تستام سر بزن❄❤