این تست یک داستان است. امیدوارم خوشتون بیاد?
کلویی از این که هی میدید کفشدوزک همه را نجات می دهد خسته شده بود.
ادامه از چشم هات ماکث(ارباب شرارت):
دففففففففففف.ههه کلویی عزیز واقعا لوس و ننری اما قبل از شرور کردنت باید یه کاری انجام بدم
بیا آکوما کوچولو،بیا پیش خودم
آکوما رفت داخل معجزه گر هات ماث و بعد همه ی پروانه ها تبدیل به آکوما شدند و بعد همه چسبیدن به هاما و بعد محو شدند
بعد یهو پروانه ها از هاک ماث جدا شدن و بعد هاک ماث گفت:از حالا به بعد من میراکلس مات هستم هههههههههه
بعد میراکلس مات با کمک عصایش ۴ آکوما را فرستاد و گفت:
برید آکوما کوچولو ها و خانواده شرور رو بسازید هههههههه
ادامه از چشمه کلویی:یهو یکی از آکوماها رفت داخل عینک کلویی
ملکه زنبور های وحشی من میراکلس نات هستم من قدرت هاتو بهت برمی گردو نم تا بتونی خانواده ی خودتو شرور کنی و بعد مهجزه آساهای کت نوار و لیدی باگ رو برام بیار تا بتونی تنها ابر قهرمان پاریس باشی
بد نیست میراکلث مات ههههه
نیش وحشی بیرون
زنبور های وحشی آزاد زنبور های من برید در باز کنید مقداری کار دارم ههههههه
بعد از مدتی لیدی باگ از و کت نوار رسیدند
وقتی که رسیدن دیدن که دیکتاتور شرور،ملکه مود،خرس عسلی(خرس نا امیدی،خرس سر خورده) و ملکه زنبور های وحشی بودند
بعد از مقداری مبارز لیدی باگ گفت:گردونه خوش شانسی و بعد یه جعبه معجزه گر افتاد تو دستش.کت نوار گفت:بانوی من می خوای باهاش چی کار کنی لیدی باگ دی جعبه رو باز کرد و داخلش یه چیزی بو؛و بعد رفت.
و بعد اومد و بجای معجزه گر یه معجزه گر تقلبی اورد(همونی که داخل همان جعبه بود) و بعد گفت:بیا این هم معجزه آسای زنبور؛این همان جیزی کا می خوای؟
میراکلس مات گفت:نه به اون گوش نکن این یه تله هست! اما ملکه زنبور های وحشی گوش نکرد و وقتی می خواست اونو ور داره کت نوار با کمک پنجه برنده عینکشو نابود کرد و بعد یکی میراکلس مات گفت:نه
و بعد یکی یکی لیدی باگ و کت نوار همشونو شکت دادن
میراکلس مات گفت:شاید این بار هم من باختم اما وقتی یه ارتش شماها رو شکست ندادند یه خانواده ام نمی تونه. مرینت و آدرین داشتن درمورد این که میراکلس مات که دوباره قدرت رها سازی تعداد زیادی آکوما هارو بهدست اورده داشتند با کوامی هاشون صحبت می کردند.
خیلی داستانت کم هست
????یکم تلاش کنی درست میشه:)??
سلام
من نویسنده ام نگران نباشید در قسمت بعدی یه سپرایز دارم
خیلی کم اما بد نبود