کاش معرفی اختیاری بود😑
یه سری به بابام گفتم اگه یه روز من زنده نباشم چیکار میکنی؟ نشست رو زمین سجده شکر کرد گفت حتی تصورشم آرومم میکنه😕😂😂😂😂😂
با 121 تماس گرفتم گفتم: برق کوچه ما یک ساعته قطعه ولی اون ور خیابون برق داره. گفت: 5 دقیقه دیگه حل میشه 5 دقیقه بعدبرق اون ورهم قطع کرد 😂😂😂
ﻣﯿﮕﻤﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺎﺭ ﺑﯿﻦ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺍﺻﻼ ﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻫﺎ ﺟﺒﺮﻳﻴﻞ ﺍﺯ ١٤٠٠ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺑﻴﻜﺎﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺍﯾﻦ ﻋﺰﺭﺍﺋﻴﻞ، ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍﺭ ﺟﺎ ﺑﺮﻩ ﻭ ﺟﻮﻥ ﺩﻩ ﻫﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﺎ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻨﺎ ﺑﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﺳﺮﺍﻓﯿﻞ ﻭ ﺑﮕﻮ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺧﻠﻘﺖ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﯾﻪ ﺷﯿﭙﻮﺭ ﺩﺳﺘﺸﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺑﻮﻕ ﺑﺰﻧﻪ 😂😂😂
يک سمينار خيريه در لندن در حال برگزاری بود. بيل گيتس به روي سن رفت و با ريتمی آرام شروع به دست زدن کرد هر سه ثانيه يکبار دستانش را بهم میزد بعد از چند دقيقه گفت هربار که من دستانم را ب هم میزنم کودکی در آفريقا از گرسنگی جان میسپارد ناگهان صدایی با زبان شیرین پارسی از میان جمعیت گفت خو دست نزن پدر.سگ 😕😂😂😂
.جعفر چهل تا گوجه سبز داره سی تاشو میخوره حالا جعفر چی داره بللللله درسته جعفر اسهال داره! 😂😂😂😂😂😂
نیمه شب از قلبم پرسیدم: چرا اندکی خواب هم به چشمان من نمی آید؟ گفت: چون بعدازظهر مثل خر خوابیدی! الکی هم ادای عاشقارو درنیار! واقعا از قلبم انتظار نداشتم خیییلی بی تربیت شده... 😂😂
عیول
♥️😁😁😁😁🌹