سلام من الا هستم و امدم که شمارا با رمان خودم سرگرم کنم امیدوارم که خشتون بیاد با تشکر♥️
عشق معجزه پارت 1
امروز مصل همیشه دیر به مدرسه رفتم وقتی رفتم مدرسه دیدم که همه نگران هستن?از الیا پرسیدم چی شده گفت که ادرین چند روز هست که نیومده و جواب تلفن هامون هم نمیده همون موقع چشمام گرد شد با خودم فکر میکردم که چی شده که یهو رفتم الیا و نینو هم پشت سرم امدن گفتم که من خونه ی ادرین شما هم همجا رو بگردین الیا گفت باشه و با نینو رفتم?من از شدت نگرانی داشتم اشک میریختم وقتی زنگ خونه ی ادرین رو زدم دیدم کسی جواب نمیده یهویی دیدم که ناتالی با دست خونی داره میاد سراغم یکی از دست هاش خونی بود و اونیکی چاغو?با خودم میپرسیدم که چرا چاغو دستشه که یهو دیدم با سرعت تمام داره میاد سمتم منم فرار کردم وقتی یواشکی چشم ناتالی رو دیدم تعجب کردم رنگ چشمش عوض شده بود بنفش شده بود و یک پروانه ی سیاه?بعد یهو تیکی گفت وای نه گفتم چی شده گقت هاک مایث گفتم خب بگو ده گفت ناتالی رو شرور کرده و داره میره سراغ استاد فو گفتم که اون از کجا استاد فو رو میشناسه؟؟......
عشق معجزه پارت 1
تیکی گفت که نه خود استاد فو نه من گفتم پس چی گفت اون داره جعبه ی معجزه رو پیدا میکنی که یهو چشم های تیکی مثل مال ناتالی شد قبل از اینکه تیکی هم مثل ناتالی بشه به مرینت گفت که این دفعه باید بدون من کار کنییییی ببخشید مرین... تیکی میخواست بگه مرینت ولی نتونست حرفش رو کامل کنه ? من رفتم دیدم که کت نوار گفت مرینت پش من وایسا بعد از یک ساعت بالاخره تیکی برگشت و همین طور ناتالی?ولی یهو کت نوار از حال رفت و بیدار نشد?خیلی نگران بودم که چی شده که یهو دیدم کت نوار از خالت گربه ای در امد و ادرین شد من با خودم میگفتم اد...اد..ادری..ن خیلی تعجب.......
عشق معجزه پارت 1
بودم که چیکار کنم که پلک گفت از اینجا برو من رفتم و وقتی رسیدم خونه بابام از دستم عصبانی بود که چرا به تنهایی رفتی خونه ی ادرین?من خیلی ناراحت بودم خواستم حرف بزنم که مامانم گفت نزدیک بود کشته بشی بعد از اینکه به مامان و بابام توضیح دادم رفتم خوابیدم خیلی عجیب بود برای اولین بار زود بیدار شدم وقتی اماده شدم رفتم مدرسه ولی بازم ادرین نیومد همش فکر میکرم که.......
عشق معجزه پارت 1
این یک خوابه این یک خوابه بیدار شو مرینت بیدار شو که دیدم ادرین با حالی اشفته امد من گفتم ادرین خوبی گفت نه ولی به کمکت نیاز دارم گفتم ب...باشه بعد از مدرسه دیدم که ادرین چشماش بنفشه و یک پروانه ی سیاه ترسیدم ولی ادرین گفت که از من نترس میخوام کمکم کنی من گفتم چه ک..ک..کمکی از من ساختس ادرین گفت که منو به خالت اول برگردون و من گفتم چی........
عشق معجزه پارت 1
یهو با خودم گفتم حالا چیکار کنم که ادرین به حالت اول برگرده من گفتم الان میام و ادرین گفت باشه من با تیکی حرف زدم و تیکی گفت بهش بگو که فهمیدی اون کیه گفتم وی عمرا.......
عشق معجزه پارت 1
یهو الکی گوشی رو گزاشتم رو گوشم و نقش نگرانی رو بازی کردم و رفتم سمت ادرین و گقتم که باید برم خیلی فوریه و ادرین گفت باشه و دباره غش کر.....
عشق معجزه پارت 1
من بازم موندم ولی دیدم ادرین قیبش زد با خودم گفتم یک کاسه ای زیز نیم کاسس?روز بعد دیدم ادرین دیگه چشمش اونجوری نیست ولی دیدم یک اپرین دیگه با همون چشم پشت پنجرس و چشمامو نکون دادم ولی اون رفته بود من هم با خودم گفتم خیالاتی شدم و بعد کلاس همش بشت سر ادرین رفتم...........
عشق معجزه پارت 1
دیدم که هیچی نشده و با خودم گفتم که احتمالا خوب شده بعد رفتم ویش ادرین و وقتی به ادرین گفتم که فهمیدم کیه از حال رفت ولی این دفعه راست راستکی از خال رفت دیگه واقعا نگران شدم.........
عشق معجزه پارت 1
تبدیل به کفشت دوزک شدم و ادرین رو بردم بیمارستان دکتر گفت که حالش خوبه ولی زیداری کتک خوره من جا خوردم و گفتم کتک امکان نداره و رفتم پیش ناتالی به زور مجبورش کردم که بگه و اون کفت که اقای اگراس شرور شد و تا حد مگر ادرین رو زد و من خیلی جا خوردم چشمام گرت شده بوده وقتی ناتالی میخواست بره یک پوز خند زد و رفت.....
عشق معجزه پارت 1
من خیلی نگران بودم و رفتم بیمارستان دیدم که ادرین گفت بیا بریم یک جایی وقتی رفتیم ادرین گفت که تو کی هستی و من جا خوردم اون همش میپرسید تو کی هستی و منم مثل مجسمه خشکم زده بود و هیچی نمیتونستم بگم ادرین گفت مه اکه همون باشی که دوسش دارم و یهو تا امدم بگم ادرین غش کرد و من گفتم خاک تو سرم چرا بهش نگفتم.......
ادامه ی رمان قسمت بعد?
امیدوارم که خوشتون امده باشه?
10 اسلاید
0
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
2 لایک
مسخرمون کردی این چیه ۱۰ صفحه فقط نوشته معجزه اسا پارت ۱ ??
داداچ من عقلت کمه؟
همه رو زدی عشق معجزه پارت 1 که?
اسکل گیر اوردی؟