سلام من محمدم می خوام پارت اول ماجراجویی در پاریس را براتون بذارم
از چشم مرینت صبح که بیدار شدم صبحانه خوردم و بعد از مامان و بابا خداحافظی کردم و رفتم مدرسه و وارد کلاس شدم و پیش آلیا نشستم
یه دانش آموز جدید وارد کلاس شد!
و خانم معلم ازش خواست که پیش آدرین بشینه!
اسمش کاکامی بود و بعد زنگ تفریح خورد و همه بچه ها از کلاس بیرون رفتن و بعد آدرین رو دیدم که داره با کاکامی صحبت میکنه واکاوی صحبت میکنه و بعد من ناراحت شدم
ادامه از چشم ارباب شرارت یه نفر رو دیدم که ناراحت شده و سریع رفتم و و اون رو شرور کردم
از چشم لوکا � یه آهنگ قشنگ ساخته بودم و میخواستم برای مرینت بخونم رفتم پیشش و آهنگ مرو داشتم براش میخوندم اما اون با رفتار تندش بهم گفت که بس کن لوکا الان توی شرایط سختی هستم یک آکوما دنبال منه و من دارم ازش فرار می کنم من از رفتار و حرفش خیلی ناراحت شدم
که یکهو دیدم که آکوما اومد توی گیتارم وای نه!!!
ادامه از چشم مرینت یهو دیدم که آکوما توی گیتار لوکا رفت ت و لوکا شرور شد و اون تونست قدرتی رو بگیره که با آن قدرت میتونست بقیه رو هیپنوتیزم کنه
و بعد لوکا من را دید و دنبالم اومد و من رفتم یه جایی قایم شدم بعد تبدیل به دختر کفشدوزکی شدم ادامه از چشم لوکا مرینت رو دیدم و به سمتش رفتم اما او می دوید و قایم شد من فهمیدم که کجا قایم شده و یواشکی رفتم و گوشهای پنهون شدم اما یک چیز عجیب و غریبی دیدم وای خدای من من چی می بینم مرینت دختر کفشدوزک یه
دوستان جلد اول تموم شد ادامه رو در جلد دوم ببینید راستی نظرات یادتون نره
سلام سلام دوستان عزیز استار علیه نیروهای شیطانی هست ساخته خودم لطفاً اون هم ببینید خیلی قشنگه ببخشید من جلد ۲ هم گذاشته بودم اما عدم تایید شده نمیدونم چرا