لطفا نظرات فراموش نشه???
بریم سراغ داستان: از دید مرینت: صبح از خواب بیدار شدم متاسفانه امروز یکشنبه اس و مدرسه تعطیله . (حالا مبپرسید چرا ناراحته؟ چون نمینونه آدرینو ببینه) از دید آلیا: امروز صبح زود بیدار شدم خیلی ذهنم درگیر بود چون مرینت بالاخره تونست ولی من باید یه کاری براش بکنم.
اول به تیم زنگ زدم تا ازش کمک بگیرم اونم گفت میتونم برای یه مهمونی سه نفره مرینت و آدرینو تو یه زمان دعوت کنم و ما یهویی غافلگیرشون کنیم من گفتم چجوری میخوای دوتاشونو هم زمان گول بزنی؟ اون گفت بسپارش به من من هم گفتم باشه و اون گفت امروز ساعت ۶ زمان غافلگیریه کردم و خداحافظی کردیم و بعد به نینو این خبر رو رسوندم و اون گفت محشره
از دید تیم : به مرینت زنگ زدم و گفتم من میدونم تو عاشق آدرینی وآدرین هم عاشقته. مرینت گفت خب من گفتم امروز ساعت ۶ بیا خونه ما من برای شما تو خونه ام یه مهمونی دو نفره گذاشتم . اونم که از خداخواسته گفت باشه.پس امروز ساعت پنج و نیم برات پاشین میفرستم. اون گفت خودم میام منم گفتم ناز نکن ماشین میفرستم اونم گفت باشه و خداحافظی کردیم
دیگه حالا نوبت آدرینه??? یه ذره بزار بهش شک وارد کنم ببینم که لیاقت خواهرمو داره یانه.زنگ زدم و با یه لحن بدی گفتم وای وای آدرین مرینت حالش بد شده اون گفت او خدای من چرا چی شده من گفتم الان ت بیمارستانیم مرینت تو اتاق عمله یه لحظه گوشی دکتر اومد ولی الکی گفتم هنوز پشت تلفن بودم اون داشت میگفت که اگه مرینت چیزی اش بشه من خودمو میکشم من وافعا اونو دوست دارم
و بعد بهش گفتم شوخی کردم بابا حالا سکته نکنی اون یه نفسی کشید و بهم گفت بیشعور چرا اینکارو کردی؟ داشتم سکته میکردم من گفتم امروز یه مهمونی براتون گذاشتم تو خونه خودم برای تو و مرینت
اونمگفت حتما و گفت اها راستی امروز ساعت چند و منم گفتم ۶ اونم گفت باشه ولی معلوم بود خیلی خوشحاله . از هم خداحافظی کردیم. بعد به آلیا زنگ زدم و گفتم نقشه اول انجام شد.از دید مرینت وای تیکی تیکی تیکی واوووو امروز ساعت پنج ونیم من و آدرین خیلی خوشحالم اوه دیرم شد
تیکی گفت چه برای چه کاری ساعت تازه ده صبحه. گفتم تیکی باید موهامو بشورم ،بهترین لباسامو بپوشم و کلی کار دارم که باید انجام بدم.
از دید آدرین: پلگ امروز با عشقم قرار دارم خیلی خوشحالم ولی باید برم دوش بگیرم، بهترین لباسمو بپوشم و کلی کار برای انجام دادن دارم
پلگ گفت اصلا از این چیزا خوشم نمیاد فقط پنیره که منو خوشحال میکنه و یه چیز دیگه من گفتم چی ولی اون نگفت گفت که خصوصیه???منم گفتم باشه و رفتم کارامو انجام بدم
از دید تیم : امروز آلیا و نینو و بچه های کلاس برای کمک ساعت ۲ اومدن تا کمک کنن تا خونه رو تزیین کنیم تا ساعت ۵ تو خونه کار داشتیم از شانس خوب ما مرینت و آدرین با هم به خونه من رسیدن ما هم برقا رو خاموش کرده بودیم و یه جاهایی قایم شده بودیم که نور نزنه ضایع بشیم اومدن داخل حیاط اومدن داخل یهو برقا رو روشن کردم بچه ها همه گفتن غافلگیری . و یهویی چند تا از بچه ها فشفشه زدن و خلاصه مرینت و آدرین مثل مجسمه وایستاده بودن داشتن نگاه میکردن ما ترسیدیم که یه وقت سکته ای چیزی نزده باشن???رفتپ جلو و اونا رو به خودشون آوردم و گفتم فکر کنم خیلی غافلگیر شدید. اونا هم خندیدن و گفتن فکر کنیم همینطوره. وحالا داستان رو خلاصه میکنم. اول آهنگ عاشقانه و رقص و بعد شیرینی و چای و بعدش هم که خداحافظی ??? از دید مرینت :من بعد از مهمونی رفتم پیش تیم ازش تشکر کردم و گفتم امروز بهمون خیلی خوش گذشت ولی داشتیم یه سکته ناقص میزدیم اونم خندید و پشت سرش رو خاروند و گفت شرمنده و بعد میخواست با راننده شخصی اش منو بفرسته خونه که آدرین گفت که بیا با ما بریم تا بین راه با هم صحبت کنیم منم گفتم باشه و از تیم خداحافظی کردن و رفتم خلاصه تو راه داشتم با آدرین حرف میزدم که یهو بحث عشق و عاشقی شد و آدرین گفت من اول عاشق یه نفر بودم و بعد فکر میکردم عاشق کاگامی ام ولی نبودم و بعدش عاشق تو شدم. من گفتم اون اولین نفر کی بود . اون گفت خصوصیه. من گفتم نمیخوای رازاتو با من در میون بزاری اون گفت چرا ولی اینو نمیشه گفتم بگو دیگه گفت نه من خیلی پافشاری کردم و اونم مجبور شد بگه که اون عاشق لیدی باگ بوده هنوزم یه حسی بهش داره ولی دیگه عاشق منه. منمکه داشتم شاخ در میاوردم . رسیدیم دم در خونه ما و از هم خداحافظی کردیم و من رفتم تو خونه. به تیوی گفتم نکنه آدرین کت نوایره تیکی قیافه اش یه جوری شد و گفت نه آدرین پوف نه بابا ولی من اونجوری که تیکی گفت بیشتر شک کردم چون موهای آدرین شبیه گربه اس و قدش هم از من بلند تره و کت هم همینطور من فهمیدم آدرین کت نوایره . هنوزم باورم نمیشه. زنگ زدم به تیم و بهش گفتم آدرین کت نوایره اونگفت نه بابا ولی معلوم بود یه جوری داره حرف میزنه و من گفتم من مطمئنم که آدرین کت نوایره اون گفت نباید اینو میفهمیدی ولی درسته اون کت نوایره . منم خداحافظی کردم . وبعدش گفتم واقعا آدرین؟ کت نوایر آدرین من کت نوایره ولی کت نوایر یه جوریه ولی آدرین با شخصیته ولی اون کت نوایره دیگه . ممنون که تا اینجا با من همراه بودید شرمنده یکم طول کشید تا این قسمت رو منتشر کنم . لطفا نظرات فراموش نشه???
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود محشره داستانت ادامه بده
عالیییییی بود
ممنون از نظراتتون???
وای عالیی
عالی بود ماه بود طلا بود هر چی بگم کم گفتم جون من بعدی رو زودی بزار
خیلی قشنگ بود بعدی رو زود تر بزار دوست دارم ادامش رو بخونم