سلام دوستان اینم پارت هفت
از زبان مرینت ار ساتراپ خواستم که بیاد خونه ما تا باهم صحبت کنیم وقتی رسیدیم منو ساتراپ به طبقه بالا رفتیم گفتم ساتراپ منو تو مثل هم هستیم نه من به آدرین میرسم نه توبه ادرینا گفت اشتباه میکنی
از زبان ادرینا میخواستم برم بیرو رفتم پیش مادرم و گفتم که میخوام تنها باشم گفت برو رفتم کنار دریا چه نشستم یه نفر بهم گفت سلام ناراحتی درسته برگشتم خیلی چیزی ازش یادم نمیومد اما انگار دیده بودمش اون کی بود توهمین فکر ها بودم که گفت من بل فایر هستم
از زبان بل خیلی ناراحت به نظر میومد باید آرومش میکردم گفتم چیشده کسی چیزی گفته که ناراحت شدی گفت اره گفتم من کمک کردن رو دوست دارم میتونم کمکت کنم گفت نه دستشو گرفتم فکر میکردم ناراضی باشه اما نبود من نوف رفتار اون باساتراپ رو دیدم اون الان ناراحته بهتره کاری نداشته باشم دستشو ول کردم داشتم میرفتم که گفت ممنونم منم بدون جواب با خوشحالی رفتم
از زبان ساتراپ باوم نمیشه اون وقتی که بن دستشو گرفت دستشو نکشید یعنی اون بن رو دوست داره نه ممکن نیست باید با بن حرف بزنم
فردا بعد از مدرسه
از زبان مرینت به جعبه معجزه گر ها سر زدم متوجه نبودن معجزه گر پروانه شدم یه صدایی اومد یهو یه دست جلوی دهنمو گرفت جعبه معجره گر ها رو برداشت و منم با خودش برد
از زبان آدرین دیدم یه نفر داره تز روی پشت بوم ها میپره و مدینت رو هم با خودش میبره اومدم تبدیل بشم که پلک گفت خواهرت هم میتونه کمک کنه اون یه کوآمی میسازه و کمکت میکنه به حرفش فکر کردم عالی بود دفتم پیش آدرینا
از زبان آدرینا ادرین اومد داخل و گفت به کمکت نیاز دارم مرینت کمک میخواد گفتم از من میخوای کوآمی بسازم گفت اره و خودت ازش استفاده کنی گفتم باشه و یک کوآمی گرگ سفید درست کردمو تبدیل شدم به ولف کویین
از زبان ادرین اون یه کوامی گرگ درست کرد تبدیل کرد گفت بجنب اون از شامش استفاده کرد ما به یه انبار رسیدیم گفت این جا خیلی تاریکه من چیزی نمیبینم گفتم من کمکت میکنم وقتی به مرینت رسیدیم یهو...
عکس پارت کوامی گرگ سفید وایت
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ببین چطور بگم با وجود ادرینا از همه نظر داستانت بی نقص شده ولی به نظرم بهتره داستانو اینطوری تموم کنه که اگه کاگامی ای وجود داره بره با لوکا لیلا هم کلا از این شهر بره بعد زوج های دیگه مثل الیا و نینو با هم باشنو کلوئی هم که همین طوری گور به گور بمونه و از همه مهم تر ادرین با مرینت و ساتراپ و ادرینا و اگه اون پسره بن که گفتی پسره خوبیه اونو بده به سابرینا کلوئی ارزش هیچی پسری رو نداره البته این نظر منه به هر حال بازم می گم ممممممححححححححششششششششرررررررر بببببببوووووووددددددد
ممنونم بابت نظرتان بله لابلا تو این داستان هست اما کا گامی قراره بره بازم ممنون
خسته نباشی هنرمند
مرسییییییی
ببخشید بابت غلط ها عجله ای شد که این طور شد
دوستان اسم اون پسره بن است