سلام این سری سه اون یکی هست که می خواستن هویتشون رو بهم نشون بدن و یکی سه هست واسه ی اون وقت که دختر کفشدوزکی رو گربه ی سیاه کشته بود
چشمامو نو بسته بودیم من گفت تا سه می شمورم بعد تبدیل می شیم (یک) (دو) (سه) تبدیل شدن به مرینت و آدرین بعد من آدرین رو جلوم دیدم
اون من رو دید و گفت ممممم مرینت تو لیدی باگ بودی ها پس چرا بهم نگفتی دیگه نگامم نکن صدامم نکن اصلا با من حرف نزن بعد رفتش من میدونستم کجا میره خونش رفتم خونشون
در زدم ناتالی در رو باز کرد رفتم تو دیدم میگن آدرین مرده یعنی اون مرده کی کجا
گفتن همین الان داشت می پرید توی اتاق که حواسش نبود و افتاد خیلی ناراحت شدم?????????????? بعد از زبان ناتالی دیدم مرینت غش کرد و افتاد روی زمین سریع یک امبولانس خبر کردیم
راستی وسط داستان اگه اسم من رو خونده باشین هست جیم غول کش ایلای شین پس از زبان شین و غول آدرین زنده بود همه رو گفت نقش بازی کنن اون تو اتاقش بود اون هم رفت بیمارستان و دکتر گفت مرینت
سکته کرده و الان توی بیهوش هستو بیدار کردنش کار خداست آدرین رفت تو صداش زد از زبان آدرین مرینت مرینت بیدار شو دخترکفشدوزکی بیدار شو? بیدار شو ?????? بعد دیدم مرینت بیدار شو گفتش تو من و شکته دادی من هم تو رو سکته بدما
(بعد از ۲ سال ) مرینت منشیه یک شرکت شده و آدرین هم که همون کارش رو انجام این دونفر تو این دوسال هنوز هم روندیدن مرینت برای رفتن به یک شهر دیگه و زندگی کردن در اونجا مجبور شد از پاریس بره بیرون چون مادر پدرش می خواستن برن از پاریس بیرون آدرین هم که دیگه تو خونه ی پدرش زندگی میکنه و
مرینت می خواد از اون شهر بیاد و بره به پاریس ....از زبان مرینت مامان بابا من می خوام برم پاریس من ۱۶ سالمه و دارم میرم تو۱۷ یا شما میاین یا خودم میرم بعد اونا گفتن باشه خودت برو
خودم رفتم به پاریس رسیدم رفتم خونه قدیمی مون (بعد از یک روز) فردا بلند شدم و رفتم مدرسه همه فهمیده بودن من کیم چون بعد از دوسال دیگه دختر کفشدوزکی نبود بعدشم که درس تموم شد آدرین به من گفت بریم به یک کافیشاپ
رفتیم و اون به من گفت باورم نمیشه بعد از دوسال برگشتی من هرروز منتظرت بودم تا بیای و این پیشنهادمو بهت بدم اون از من خواستگاری کرد و من گفتم ....نه.... بعد آدرین ناراحت شد و رفت بعدشم من تو شک بودم نفهمیدم گفتم نه باز مثل دوسال پیش رفتم دنبال آدرین پیداش کردم گربه شده بود من هم کفشدوزک بودم اون بالای برج ایفل بود رفتم بالا آدرین عقب عقب میرفت من می رفتم شمتش پاش لیز خورد و افتاد پایین فکر کنم مرد???????????????????? این دفعه دیگه واقعی بود و من هم رفتم جلو دیدم زیر پام خالی شد و افتادم پایین از برج ایفل بلند از زبان غول کش و شین دختر کفشدوزکی و گربه ی سیاه افتادن پایین و.....اگه می خواین بدونین چی میشه نظر بدین.... تمام...
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ممنون سری چهارش رو تا فردا می زارم
لطفا بعدی رو بزار