لطفا نظرات فراموش نشه???
در رو باز کردم دیدم تیم پشت دره گفت سلام و منم گفتم سلام چی شده ؟با من کار داری؟ گفت آره امروز میخوام ببرمتون تا جاهای دیدنی بارسلونا رو نشونتون بدم منم گفتم باشه فقط صبر کن بذار برم لباسامو عوض کنم و بیام
تیم گفت باشه و منم رفتم و همون لباسای همیشگی رو پوشیدم و اومدم تا در داشت بسته میشد تیم گفت مرینت یادت نره کارت ورود به اتاقت رو برداری!! سریع در رو گرفتم و رفتم کارت رو برداشتم و تو دلم گفتم عجب حواس پرتیم من
کارت رو برداشتم و رفتم بیرون و تیم به من گفت از این به بعد حواست باشه کارتت رو برداری.منم گفتم باشه و بعد گفت که اون میره دنبال آلیا و نینو تا بهشون بگه داریم میریم بیرون و به منم گفت آدرین تو اتاق 104 هستش تو هم برو و اون رو صدا کن منم گفتم باشه. رفتم دم در اتاق آدرین و در زدم و اون هم اومد و درو باز کرد ولی چهره اش خیلی ناراحت به نظر میرسید منم گفتم اتفاقی افتاده آدرین؟
اون گفت آره و من گفتم میتونی با من صحبت کنی گفتش من تا حالا دو نفر رو دوست داشتم. منم گفتم عه کیا رو . گفت اولی رو نمیتونم بهت بگم ولی من واقعا عاشقش بودم ولی اون یه پسری رو دوست داشت و اون هم از دومی که کاگامی بود که اونم سریع منو به لوکاس فروخت
من یکم آدرین رو دلداری دادم و گفتم درکت میکنم و اونم ازم تشکر کرد و یهویی یاد تیم افتادم و به آدرین گفتم آدرین راستی میخوایم بریم جا خای دیدنی بارسلونا رو ببینیم
و بهش گفتم حتما اگه بریم اونجا حالت بهتر میشه اونم یه لبخندی زد و گفت باشه . تا با هم از در رفتین بیرون دیدیم که آلیا و نینو و تیم منتظر ما هستن. و تیم گفت که سریع تر باید راه بیافتیم وقت نداریم ما هم قبول کردیم و راه افتادیم
اولین جایی که میخواستیم بریم پارک گوئل بود رفتیم توی پارک و دیدیم واوو چقدر پارک بزرگیه کلی آدم اونجا بود که بعضیا داشتن پیاده روی میکردن،بعضیا داشتن بستنی میخوردن و بعضیا هم داشتن از هوای دلچسب پارک لذت میبردن رفتیم تو اول یه مسابقه دور پارک گذاشتیم و تیم برنده شد چون فوتبالیسته. بعدش رفتیم نفری یه بستنی گرفتیم و نشستیم و توی هوای خوب پارک خوردیم خلاصه خیلی بهمون خوش گذشت چون بعد چند وقت بالاخره داشتیم تفریح میکردیم
بعد از پارک گوئل به سمت بازار بوکریا رفتیم و از اول بازار تا آخر بازار کلی میوه خریدیم و خوردیم خلاصه خیلی خوش گذشت ولی تازه ساعت پنج شده بود هنوز وقت داشتیم و داشتیم با هم فکر میکردیم که کجا بریم که یهو
تیم گفت من میدونم بیاید به ساحل بارسلونتا بریم و همه گفتیم بزنید بریم رفتیم اونجا میخواستیم بریم شنا وای لباس شنا نداشتیم برای همین تیم برای همه یه دست لباس شنا گرفت با تمام تجهیزات و بعد اونا رو پوشیدیم و رفتیم کلی شنا کردیم و بعدش لباسامونو عوض کردین و غروب خورشید رو تماشا کردیم
من به آدرین یه نگاهی انداختم دیدم که داره به دور و بر نگاه میکنه و خیلی هم ناراحته رفتم و بهش گفتم چی شده آدرین؟ آدرین گفت منم دوست دارم مثل همه ی آدم هایی که اینجا هستن یه شریک برای زندگی ام داشته باشم و منم چیزی نگفتم یعنی چیزی به ذهنم نرسید که بگم. بعد آدرین رفت و به تیم گفت میشه بریم هتل امروز خیلی خسته شدم. تیم هم گفت باشه همه به سمت هتل داشتیم از خیابون رد میشدیم آدرین از همه جلوتر رفت و حواسش به خیابون نبود که یهو. شرمنده جای هیجانی کات کردم لطفا نظرات فراموش نشه???
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
بیاین داستان منم رو بخونید اسمش
((بیشتر شدن لحظه به لحظه عشق من به کت نوار))
A.M.M ببین من دوست دارم همکاری کنم اما خب چطوری و به چه شکل بگو
خیلی از نظراتتون ممنونم و همه رو خوندم و سعی میکنم بهشون عمل کنم???
ساعت چند تست هات رو می گذاری
A.M.M من ازت یه سوال دارم چطوری آنقدر مخاطب برای داستانت جمع میکنی و میاد تو صفحه اول گوگل چیکار میکنی لطفا ازت خواهشمندم بگو داستان هات هم خیلی دوست دارم و منتظر جواب و پارت بعدی هستم
واقعا جوابی براش ندارم ولی پارت بعدی رو منتشر کردم ولی نمیدونم چرا تا حالا نیومده
A.M.M تو تست های بقیه شرکت میکنه و نظر میده و این براش یه جور تبیلغ حساب میشه
عزیزم من تبلیغ نمیکنم ولی دوست دارم داستان های بقیه رو بخونم و با نظراتی که به بقیه میدم اونا رو برای نوشتن ادامه داستان هاشون تشویق کنم
قشنگ البته اگه ادرین یا مرینت هویتشون لو نره و یا به هم نرسن ممنون از وقتی که می زاری????????
من خیلی عذر میخوام اگه دیر گذاشتم این خود سایته که باید داستان رو بررسی کنه بعد بفرسته دست من نیست من هر روز یک قسمت برای سایت میفرستم
سلام دوستان من قسمت بعدی رو هم گذاشتم
عالی بعدیرو بزار لطفا
?
خیلی ممنون از نظراتتون .
همه نظرات رو خوندم لوکاس با لوکا فرق داره.
چون دست تنهام شاید یه جاهایی رو اشتباه کنم .اگه اشتباهی داشتم معذرت میخوام ولی اگه یه نفر باشه داستان بنویسه من باهاش همکاری میکنم و ادامه رو با اون مینویسم
من شاید بتونم بهت کمک کنم مثلا داستان رو که مینویسی من متنشو برات تایپ کنم در این حد ازمن کمک بر میاد و برای کار های نظر خواستن هم من در خدمتم و من شاید بتونم یه خلاصه ای از تمام داستان های نوشته شده در مورد لیدی باگ بهت کمک کنم چون من همه رو میخونم مگه اینکه تستی توی گوگل بالا نیاد