سلام عزیزان من با پارت سوم در خدمت شما هستم امیدوارم خوشتون بیاد
وقتی پریدم بیرون دیدم هیچکس توی خیابون نبود در و پنجره ها رو نگاه کردم هیچ آدمی اونجا نبود زنگ زدم به گربهوی سیاه اون خودشو رسوند انگار مردم شهر نامرئی شده بودند هیچ شروری هم ندیدیم تا اینکه
رومو برگردوندم دیدم گربه ی سیاه نیستتتت!واقعا اعصابم خورد شد شهر ساکت بود تا اینکه احساس کردم یکی داره میگه کفشدوزک اون صدای گربه ی سیاه بود من دنبال صدا رفتم انگار داشت یواشکی حرف میزد و گفت باید کلی آب در حدی که انگار سیل اومده توی شهر خالی کنی!!! من گفتم تو کجاایی اون گفت من در واقع استپ شدم فقط می تونم حرف بزنم اون مردم رو نامریئ می کنه و اگر صدایی بشنوه کل شهر رو خراب می کنه چون نمیدونستیم شرور کیه بیشتر اعصابم داشت خورد می شد
بعد گفتم گردونه ی خوش شانسی یه لیزری برام افتاد که همه ی مردم پیدا بودند کلی روی هر کسی که استپ شده بود در واقع یخ زده بود آب ریختم و همه فرار کردند شرور اومد فقط صداش میومد و گفت ها ها ها پس دلتون می خواد شه رو خراب کنم انگار آکوما توی کش سرش بود من و گربه ی سیاه کلی تلاش کردیم و درست حدس زده بودم آکوما توی کش سرش بود و وقتی از حالت آکومایی خارج شداون
لایلا بود من و گربه سیاه تعجبی نکردیم به خاطر انفاقی که امروز سر من آورد شرور شده بود چون آدرین دیدش
من داشتم به حالت عادی بر می گشتم که گربه ی سیاه دست من رو بوسید و گفت خداحافظ بانوی من ،گفتم گربه ی سیاه الان وقت اینکارا نیست و رفتم
من رفتم خونه رفتم توی اتاقم و توی اینترنت سرچ کردم آدرین آگرست عکس های اون رو پرینت گرفتم و بالای تختم زدم به بهانه ی مد
دراز کشیدم و خوابم برد دیدم آلیا هی داره زنگ میزنه جواب دادم گفتم الو آلیا چی شده گفت دختر تو نمی فهمی امروز با نینو می خوام برم پارک و آدرین هم به عنوان دوست نینو میاد ما تو رو هم دعوت کردیم
از زبان مرینت:ممممممن دددددعوت پپپپپارک بببا آدددددرینننن!اون گفت آره زود آمادا شو من گفتم اللللااااان؟ اون گفت آره زود باش بعد تلفونو قطع کرد
من هم سریع آماده شدم و دیدم یکی زنگ میزنه اون....
خوشحال شدم که تا اینجا همراهی کردین لطفا کامنت بزارین زود بر میگردم با پارت ۴
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
بعدی رو هر چه زود تر بزار