سلام سلام خب اول از بعضی ها دلخور هستم که میدونن داستان مال منه ولی وقتی یک جای دیگه میبینن نمیگن مال منه اون شخص کپی کار :«💛jimin💛 تستچی» هستش. اون شخص فقط اسم شخصیت هارو تغییر داده و گرنه از داستان من استفاده کرده حتی اسمش هم همینه واقعا ازتون توقع نداشتم خب به هر حال. انچه در این پارت خواهید خواند: سلام. . . . این کیه؟ . . . . تو تو همونی هستی که. . . . میها داری چیکار میکنی. . . . . نه نه نه تو این کارو با من نکن. . . . .. برای بار اخر دارم تلاش میکنم . . . . .. واقعا ازت توقع نداشتم
ابتدا بالا رو بخون و اینکه من این پارت رو خیلی زیاد نمینویسم و اون کپی کار وقتی به این پارت برسه میخواد میخواد چی کار کنه خدا میدونه شاید ایدی پیج منو بذاره من حاضرم قسم بخورم این داستان مال منه اون این متن رو کپی میکنه و میذاره من این داستان رو نوشتم و مال خودمه
برگشتیم و پشت رو نگاه کردیم. جیمین بود. میها: سلام جیمین: سلام میها داری چیکار میکنی؟ این کیه؟ میها: کاری نمیکنم اینم چانگ هو ـه. جیمین: تو تو همونی هستی که. . . . مگه چانگ زنده هست؟ میها: اره الان جلوت وایستاده.
یک ساعت بعد: با چانگ هو رسیدم خونه مینام شوکه شده بود ولی میرا نه. میرا: بلاخره پیداش کردی. مینام: یعنی چی؟ یعنی تو میدونستی زندس؟ میرا: خب اره. مینام: خب چرا نگفتی. میرا: خب نمیشد که همه چیزی رو به همه گفت. میها: حالا ول کنید.
یک ماه بعد: یک ماه از اومدن چانگ هو میگذره میها خیلی بهش توجه میکنه ولی به جیمین توجهی نمیکنه واقعا که بچه هست خب حق داره خب عشق قدیمیش رو دیده. میها= وای یک ماه از اومدن چانگ هو میگذره راستی قبلا میخواستم یک اعترافی بکنم من اون موقعی که تهیونگ رو از روستا اوردم اون موقع خب میشه گفت عاشقش شدم. نمیدونم چرا. ولیی تو این یک ماه خیلی خوش گذشت.
میخوام امروز برم دیدن جیمین کم میبینمش. جیمین= امروز بلاخره میهارو میبینم احساس میکنم میها میخواد بره سمت چانگ هو ولی من سد راهشم؟ من از این پسرا نیستم که بخوام حسودی کنم و فکر کنم داره خیانت میکنه فقط احساس میکنم میها به خاطر من نمیتونه به خواستش برسه و این منو ناراحت میکنه. میها= رفتم سمت پارک و منتظر جیمین شدم. بعد چند دقیقه اومد. جیمین: میها میگم بهتره خب چجوری بگم. . . از هم جدا شدیم. میها: چی میگی؟ جیمین: متاسفم میها: نه نه نه تو این کارو با من نکن. نشستم یهو رو زمین یا به عبارتی افتادم. میها: نه نه نه نرو. گریه کردم تا شب شد خونه نرفتم به جاش رفتم پیش هونگ جو. هونگ جو: اوا چیشد باز گریه کردی باز با جیمین قهر کردی؟ میها: اهوممم. اههه اهههه «گریه» هونگ جو: بیا تو. اون شب مینام زیاد زنگ زد ولی جوابشو ندادم.
سه روز بود نرفتم خونه حالم زیاد خوش نبود. لباس پوشیدم و رفتم بیگ هیت سراغ جیمین رو گرفتم سر تمرین بود اهمیت ندادم بهشون گفتم صداش کنن بیاد به اتاقش. اومد. جیمین: اینجا چی کار میکنی؟ میها: حرف سه روز پیشت شوخی بود؟ جیمین: من با تو شوخی دارم؟ میها: برای بار اخر دارم تلاش میکنم برگرد پیشم لطفا. جیمین: متاسفم میها: واقعا ازت توقع نداشتم. رفتم بیرون از اونجا و رفتم خونه مینام کلی ازم سوال میپرسید ولی اصلا حوصله نداشتم به سوالاش جواب بدم رفتم تو اتاقم اون چرا اینکارو کرد؟ به خدا اگه عاشقش نبودم همونجا با دستای خودم کشته بودمش. مینام= میها چش بود؟ نمیدونم واقعا. چانگ هو رو فرستادم تا بره از حالش با خبر بشه. میها= تو اتاق بودم که یکی در زد. میها: بیا تو. چانگ هو بود. چانگ هو: میها چیزی شده؟ اشفته ای. میها: واقعا الان حوصلتو ندارم لطفا برو. اگه میخوای بری پیش داداشت برو ببخشید یک ماه اینجا نگهت داشتم. چانگ هو: چی میگی؟ میها: متاسفم الان حوصله ی سوال جواب ندارم برو لطفا. اون رفت.
بلاخره چانگ هو رفت. حالم زیاد خوش نبود تا یک هفته یک روز میرا اومد پیشم و ازم پرسید. میرا: به منی که خواهرتم نمیخوای بگی؟ بگو کی ناراحتت کرده خودم حسابشو میرسم. بلاخره بهش گفتم. میرا= وقتی فهمیدم جیمین چی کار کرده رفتم سمت خوابگاه بی تی اس و به جیمین زنگ زدم و گفتم بیاد دم در. جیمین: سلام میرا چرا اومدی اینجا؟ میرا: امیدوارم دلیل خوبی داشته باشی. جیمین: برای چی؟ میرا: برای ناراحت کردن خواهرم. جیمین: خب.. و همه چیز رو برام تعریف کرد میرا: واقعا که تو هنوز خواهرم رو نشناختی؟ اون بچه هست اون حتی بچه تر از منه اون الان عشق سابقشو پیدا کرده و الان بااین فکر هست که با تو از دانشگاه تا حالا بوده ولی با چانگ هو فقط یک سال بوده تو باید الان پیشش میموندی واقعا که. رفتم خونه. میها=سه روز بعد رفتم بیگ هیت و منتظر جیمین شدم. جیمین: سلام میها برای چی اومدی اینجا؟ میها: بیا اینارو بگیر. تمام چیز هایی که بهم داده بود رو بهش پس دادم. که یک دفعه گفت:...
نتیجه 1
انچه خواهید خواند نداریم. و فقط اگر دیدین که یکی داره از داستان من کپی میکنه اعتراض کنید و یادتون نره برید تو پیج اون شخص و از داستان من حمایت کنید و بهش بگید که این داستان منه داستان اون نیست. میسی کیوتم.
نتیجه 2
انچه خواهید خواند نداریم. و فقط اگر دیدین که یکی داره از داستان من کپی میکنه اعتراض کنید و یادتون نره برید تو پیج اون شخص و از داستان من حمایت کنید و بهش بگید که این داستان منه داستان اون نیست. میسی کیوتم.
نتیجه 3
انچه خواهید خواند نداریم. و فقط اگر دیدین که یکی داره از داستان من کپی میکنه اعتراض کنید و یادتون نره برید تو پیج اون شخص و از داستان من حمایت کنید و بهش بگید که این داستان منه داستان اون نیست. میسی کیوتم.
نتیجه 4
انچه خواهید خواند نداریم. و فقط اگر دیدین که یکی داره از داستان من کپی میکنه اعتراض کنید و یادتون نره برید تو پیج اون شخص و از داستان من حمایت کنید و بهش بگید که این داستان منه داستان اون نیست. میسی کیوتم.
خیلی عالی بود اجو ی عزیزم 😍❤❤❤❤❤❤
شلا پارت جدید نمیزاری؟😔
سلام گذاشته شد
سلام من میخوام یک پارت درست کنم و عکس شخصیت های داستانمو بذارم اگه میخواید بگید.
میبخشینش که بهش بگم؟
سلام کیوتم اوکی میبخشمش ولی دیگه کپی نکنید.
باشه ممنون
میشه ببخشینش دوستم نتش قطع و گفته که از کارش ناراحته البته نمیدونسته که داستان شما بوده چون اون دوستش داده و اون دوستش از شما کپی کرده لطفا به بزرگواری خودتون ببخشیدش دوستم قول داده که دیگه داستانش رو مثل شما ادامه نده فصل دومش رو
عالی بود
پارت بعدی رو زود بزار
مطمئنی کپکی کرده ؟
یکی از دوستام که باهاش دوسته ازش پرسیده و گفته که خودش نوشته با یه دوست صمیمیش بهش کمک کرده
من از طرف دوستم معذرت میخوام میشه دوستم و ببخشی اون همچین کاری نمیکنه حتما اون دوستش از شما کپی کرده و داده به دوستم
میشه راضی باشین و دوستم رو ببخشین؟