دوستان داستان زیبای استار❤️❤️مارکو بسیار زیبا و قشنگ با تشکر??
از چشم استار:صبح بلند شدم برم مدرسه رفتم تا مسواک بزنم دیدم هنوز مارکو بلند نشده? عجیبه اون همیشه زودتر از من بلند میشد رفتم اتاقش تا بیدارش کنم که دیدم نیست? (به نظر شما کجاست??)
هر جا صدا زدم مارکو پیداش نمی کردم تا با گوشیم به گوشیش تماس تصویری گرفتم اون جواب نمیداد ترسیدم و رفتم کلاس کاراتش تو راه یادم اومد مسواک نزدم و دهنم رو میده?پس رفتم یک کیک از مغازه گرفتم خوردم که دهنم بوی شکلات بگیره بعد رسیدم کلاس کاراته وقتی پرسیدم گفتن نیومده
هر جا صدا زدم مارکو پیداش نمی کردم تا با گوشیم به گوشیش تماس تصویری گرفتم اون جواب نمیداد ترسیدم و رفتم کلاس کاراتش تو راه یادم اومد مسواک نزدم و دهنم رو میده?پس رفتم یک کیک از مغازه گرفتم خوردم که دهنم بوی شکلات بکیره
بعد دیدم تو تستچی بعضی ها گفتن مدرسس??پس رفتم مدرسه بعد که رسیدم معلم گفت کجا بودی منم گفتم دنبال مارکو اینجا نیست بعد گفت نه غایب هست چی پس کجاست بچه ها رو که می دیدم. دیدم جکی نیست?عجیب بود جکی هر روز می اومد به معلم گفتم مارکو گمشده و قبول کرد امروز نیام مدرسه و برم دنبال مارکو
بعد رفتم تو خیابون ها و داد زدم مارکووو اما خبری نبود?بعد به مارکو زنگ زدم دیدم جواب داد و صدای آهنگ میومد بعد قطع شد??گشنم شد چون صبحونه نخورده بودم پس رفتم کافه تا یک کاپوچینو و یک کیک سفارش بدم داشتم میرفتم مارکو رو با جکی دیدم که بغل هم هستن
اون دو تا داشتن با هم میخندیدن و با هم میرقصیدنچون تو کافه یک آهنگ گذاشته بودن همون موقع که میخواستم برم جلو و مارکو رو صدا کنم دیدم اون دوتا??چیی باورم نمیشه??اون دوتا هم رو ... ??
تو راه خونه فقط گریه میکردم که مارکو جکی رو بیشتر از من دوست داره??اما من اون رو خیلی دوست دارم اما خب نمیتونم بهش بگم
چرا جکی پس من ???. از چشم مارکو?:وقتی با جکی تو اون لحظه بودم ساعت و مدرسه رو یادم افتاد چون ما از 5 صبح همه جا رفتیم :فرهزاد-دربند-درکه-و الان هم تو کافه یک عالمه هم خوش گذروندیم وقتی از اون حالت در اومدیم قرمز شده بودیم☺بعد همو بغل کردیم و بعد من ساعت رو نگه کردم وایی بدبخت شدم الان استار میبینه نیستم پس به جکی گفتم برو مدرسه منم میام بعد رفتم دیدم استار نیست پس گفتم رفته مدرسه اما نبود پس این کجاست?
از چشم استار?
من رفتم پیش خونه پیرزن مو باف تو دریا و پیشش از مارکو میگفتم و گریه میکردم بعد اون بهم یک معجون داد و گفت این رو خودت به مارکو بده و خودت بگذار تو دهنش این کاری میکنه دیگه فقط عاشق تو بشه ولی حواست باشه اصلا نه باهاش قهر کن و نه کار دیگه چون این کار تو ذهنش میمونه و معجون اثر نمیکنه پس عادی باش و معجون رو بده من از پیرزن تشکر کردم و حرکت کردم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
بعد. دیدم. تو. تستچیی😂😂
چه ربط به کارتون داره 😂😂
به خدا بعد از 11 ادامه ندادى.ادامه بده
سلام ممنون میشم بیاین وداستان منم بخونین اسمشم هست جاده ی عشق باسپاس?
دوستان جلد های ۲ و ۳ و ۴ و ۵ منتشر شد برید ببینید
قشنگ بود حتما ادامه بده???
خیلی داستان مسخره ایه
خوب بود ممنون??????