5 سال پیش 6 اسلاید 85 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (21)
  • من گریه کردم براش😭😭😭

    • آره منم 😭😭😭😭

    • 🥺

  • اینقد گریه کردم بالشم خیس شد😭
    ترو به جان هرکی دوست داری ادامشو اینجوری بنویس که همش خواب تهیونگ بوده حتی عشق بینشون و این خواب مربوط به اوایل بیماری ا/ت بوده.
    و بعد تهیونگ یهو از خواب میپره و کم کم عاشق ا/ت میشه و میگه که باید بره دکتر اما خوابشو تعریف نمیکنه. و وقتی میرن میفهمن فقط آسم داره و یکم ادامه بده اما اینبار پایانش خوب باشه🙃
    خیلی حرف زدم اما از ته قلبم امیدوارم که فصل ۲ اینجوری باشه😍😍😍
    من در حدی نیستم که بهت بگم چیکار کنی ولی اگه اینکار رو کنی دل چندین نفر رو شاد میکنی😚

  • عالیییییییییییییییییییییی بود چه ناراحت کننده 😕🌹
    ولی عالی نمی شد نمی مرد 🥺 ولی مرد چه کنیم 🥀
    منتظر داستان های دیگتم ♥️

  • قشنگ بود ولی غمگین بود 🙂💔
    می‌خوام به پیشنهادی بدم برای همین داستانت
    البته همینجوری به ذهنم رسید اگه فصل اول داستانت رو من نوشته بودم حتما فصل دومش رو می‌نوشتم و اینجوری که مثلا ۷سال از مرگ ا/ت میگذره و تهیونگ همه این سالها می‌ره سر قبرش و ایندفعه فصل دوم از زبان یک دختر شروع میشه که اونم دقیقاً همون روز و به خاطر همون بیماری همون جایی که ا/ت مرده عشق دختره هم مرده و خب چون اونجایی که ا/ت تو اون بیمارستان مرده مخصوص همون بیمار های سرطانی بوده و اون دختره هم مثل تهیونگ همیشه می‌ره به همون

    • باحاله 👌😍
      بچه ها با همتونم نظرتون چیه فصل دوم بذارم؟

    • آره خوب میشه.

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.