دوستان خواهشاً نظر بدید که بدونم از چه نوع ادامه ای خوشتون میاد و همونطوری ادامه بدم اگر قسمت های قبل رو نخوندین قبل از خواندن این داستان اونا رو هم بخونید??
از چشم نیک
وارد غار شدم ولی اون اونجا نبود .رد پایی هم نبود ینی چه اتفاقی واسش افتاده؟! دور و ور رو نگاه کردم و یه رد پنجه دیدم ? ینی میتونه کار ریلا باشه نه بابا اون تازه به این شهر اومده امکان ندارد پس یه گرگ دیگه بوده نمیدونم چرا انقد نگران ریلا ام? تا حالا اینجوری نشده بودم ینی من چه مرگمه
از چشم ریلا
یه بون خون دور تا دور خونه رو گرفته بود که وقتی دنبال کردمش به یه غار رسیدم یه آدم با دست و پای بسته اونجا بود ینی امکان داره کار ریک باشه اونو برداشتم و با خودم بردم و اون دور ور مخفی شدم تمام رد ها رو هم پاک کردم چند دقیقه منتظر بودم که یه گرگ بزرگ اومد اونجا بعد تعقیبش کردم که ببینم کجا زندگی میکنیم درحال نزدیک شدن به شهر بودیم که یهو ناپدید شد داشتم خیلی آروم راه میرفتم تا شاید دوباره پیداش کنم که
از چشم نیک
داشتم بر میگشتم که یه بوی آشنا حس کردم که داره نزدیک میشه و همچنین یه صدای آروم از تپش قلب که فهمیدم یکی دنبالمه مخفی شدم و منتظر موندم تو حالت نیمه گرگ که دیدم یه کایوتی (گرگنما صحرایی) اونجاست بهش حمله کردم که تو چشمام نگاه کرد و
اون ....اون ریلا بود داشتم فکر میکردم که یه سوزش منو به خودم آورد اونم جواب حملمو داد من اومدم عقب و قرش کردم و اون تبدیل به انسان شد(غرش به گرگ نمای الفا میتونه دیگر گرگینه ها رو به انسان تبدیل کنه یا بلعکس) اون با ترس به من نگاه کرد و من تو چشماش زل زده بودم که تبدیل به انسان شدم اون شاخ درآورده بود
بهش گفتم : ریلا تو یه گرگ صحرایی هستی و این یه نعمته اما نباید ازش به عنوان یه قدرت بر تر نگاه کنی و دیگران رو تعقیب کنی ریلا: من فقط میخواستم بفهمم تو کی هستی نیک : چند وقته گرگ هستی؟! ریلا:دو ماه تقریبا نیک: کسی بوده که بهت آموزش یده؟! ریلا: نه خودمو تو گاراژ میبینم تا به کسی آسیب نزنم، تو میتونی یادم بدی؟!? اره اما فردا ماه کامله و نمیتونم تا اون موقع بهت یاد بدم که خودت رو کنترل کنی... ما اصلا حواسمون نبود که به خاطر تبدیل شدنمون لباس تنمون نیست که
بگید که دوست دارید چطور ادامه پیدا کنه
حتما نظربدید
عالی لطفا تست من هم بخونید اسمش Lady bug 1 است 2 هم داره میاد دوش خیلی بهتر است