
سلام اینم قسمت سوم از نظراتتون هم استفاده کردم امیدوارم خوشتون بیاد و تو قسمت قبلی گفتم تا حداقل 30 قسمت ولی چون قسمت ها طولانین تا 15 یا 17 قسمت مینویسم ولی شاید فصل دوم هم داشته باشیم (تکرار میکنم شاید) و بقیه قسمت هارواز دست ندید چون قراره ماجرایی جالب داشته باشیم ممنون ???
تو ذهن مرینت: اون(آلیا)فیلمی از بالکن آپارتمانشون نشونمون داد که بالای ساختمان روبرویی کت نوار و من داریم هم رو میبوسیم . تو ذهن آدرین : اون فیلم بوسه امروز صبح من و لیدی باگ رو نشونمون داد.همه بهش تبریک گفتیم بخاطر خبر مهمش. مرینت :آلیا این رو از کجا آوردی ؟. آلیا : خودم فیلم گرفتم . مرینت : آفرین تو سایتت هم گذاشتیش ؟.آلیا : آره همین الان گذاشتمش .قیافه آدرین:? . قیافه مرینت :? . بعد هم راننده ی آدرین اومد که کاگامی و منو و آدرین رو برسونه خونه .آلیا و نینو گفتن کار دارن خودشون میرن خونه . کاگامی بدون اینکه آدرین بفهمه من رو فرستاد جلو بشینم . بعد هم خودشو آدرین با هم میگفتن و میخندین . منم که داشتم به اتفاقی که افتاده (ویدوی آلیا) فکر میکردم .
وقتی رسوندم خونه با پدر و مادرم سلام کردم و رفتم بالا وقتی رفتم بالا طبق عادت جعبه میراکلس ها رو چک کردم . بعد تیکی گفت مرینت بیا اینجارو ببین (کامپیوتر) صدای کامپیوتر:نادیا شاماک هستم و اخبار مهمی رو واستون دارم لیدی باگ و کت نوار قهرمان های پاریس بعد از بیش از 30 بار پنهان کردن علاقشون به هم دیگه حالا یک زوج هستند این هم مدرک (فیلم آلیا) بعد با آلیا تماس میگیرن و آلیا توضیح میده که دقیقا چه اتفاقی افتاده . بعد تیکی کامپیوتر رو خاموش میکنه و میگه : مرینت مطمئنی کار درستی کردی ؟ الان همه تو و کت رو زوج میبینن . مرینت : نمیدونم......? آره . من و کت رو زوج نمیبینن لیدی باگ و کت نوار رو زوج میبینن و چیزی نیست که حل نشه من دلم روشنه?.
تیکی : باشه. مرینت دقت کردی امروز هاک ماث کسی رو شرور نکرده ؟ مرینت : آره خیلی عجیبه حالا ولش کن بزار برم بیرون حوصلم سر رفته و اگر تونسته ام کت رو ببینم .?تیکی اسپوتس ان? و از خونه میره بیرون و رو برج ایفل می ایسته و کت هم واسه دیدن لیدی باگ میاد بیرون بعد میادپشت سر لیدی باگ و میگه : سلام لیدی من لیدی باگ جا میخوره و میگه : سلام . کت نوار : ببخشید ترسوندمت . یه گل قرمز میگیره سمت لیدی باگ و میگه : گل برای گل . لیدی باگ : سرخ میشه وگل رو میگیره ممنون کت دوست دارم❤ . کت نوار : من خیلی خیلی بیشتر?. و لیدی باگ میگه : کت خبرا رو شنیدی میگن ما زوجیم☺ کت نوار : مگه نیستیم ؟
لیدی باگ :فکر کنم ........آره(لپاش قرمز میشه). قیافه کت نوار : ??. و همو میبوسن . و خداحافظی میکنن وقتی میخواستن برن نادیا شاماک نفس نفس زده میدوه و میاد میگه : لطفا صبر کنید. لیدی باگ و کت نوار صبر میکنن میگن : باشه . نادیا شاماک : میتونم باهاتون مصاحبه کنم ؟ . لیدی باگ و کت نوار : آره . نادیا شاماک : آیا شما یک زوج هستید؟ تا میان حرف بزنن میگه راستشو بگین ما حقیقت رو میدونیم فقط میخوایم از شما بشنویم . کت نوار : لیدی باگ تو بگو . لیدی باگ : (با اطمینان کامل)بله این حقیقت داره . کت نوار :از خوشحالی میترکه. لیدی باگ گوشورش صدا میده و میگه : باید برم خدافظ ویه بوس واسه کت میفرسته. کت نوار از خوشحالی بال در میاره. و کت هم به خونه میره.
در اتاق مرینت . تیکی : مرینت پس واقعا کت رو دوست داری؟. مرینت : آره ولی اگر آدرین کاگامی رو دوست نداشت من الان کنار کت نبودم ولی بازم میگم آدرین عشق زندگی منه و وقتی که کاگامی بره من کنار آدرین خواهم بود .تیکی : باشه ولی به فکر کت هم باش . مرینت : باشه تیکی خیالت راحت باشه . در اتاق آدرین . آدرین : پلگ دیدی اون گفت دوستم داره امروز بهترین روز زندگی منه . پلگ : باشه ولی< پنیر رو آخر خوردن میشمرن>?? . آدرین که منظور پلگ رو میفهمه میگه: باشه پلگ : حالا میدونی وقت چیه ؟ . آدرین : نمیدونم .... پنیر خوردن ؟ پلگ : همیشه وقت پنیر خوردن ولی الان وقت فرستادن کاگامی سر زندگی خودشه . آدرین : باشه هنوز وقت هست.
پلگ : نه نیست تو قل دادی نمیتونی اون رو بازی بدی . آدرین : خب دلش میشکنه . پلگ : اون موقع بیشتر میشکنه . آدرین : حق باتوئه الان بهش زنگ میزنم و میگم میخوام ببینمش . ولی قبلش یه میز تو رستوران رزرو میکنه و به کاگامی میگه که میخواد ببینتش . کاگامی هم قبول میکنه تو ذهن کاگامی : احتمالا اون امشب میخواد از من خواستگاری کنه پس باید بهترین لباسم رو بپوشم و میره لباس خوبش رو آماده میکنه . آدرین هم یه گل رز صورتی میبره و میره سر قرار . کاگامی که میاد آدرین سلامش میکنه و گل رو بهش میده و بعد از احوال پرسی میگه : کاگامی من تو رو امروز آوردم اینجا که بگم من تورو .........من تورو .......
دوست ندارم (بعد فکر میکنه که نگه کسه دیگه ای رو دوست دارم چون ممکنه هویتش لو بره) (کاگامی ناراحت میشه (مثل تصویرداستان ))چون ما بدرد هم نمیخوریم و از این لحظه من و تو دوست معمولی هستیم . کاگامی هم با گریه میره بیرون و توراه گلی که آدرین بهش داد رو میندازه و آدرین با ناراحتی گل رو برمیداره(مثل تصویر داستان ) (ناتالی میاد باهاشون با راننده ولی یه جا میشنن) و ناتالی میاد و میگه : آدرین وقت رفتنه کاری بود که انجام دادی درست بود ناراحت نباش. و میرن خونه . وقتی آدرین میرسه خونه پدرش میگه : منتظر موندم بیای تا شام بخوریم . آدرین : ممنون . میرن شام بخورن .ناتالی تو گوش پدر آدرین میگه و وقتی شام پدر آدرین تموم میشه میره تو اتاقش
وقتی شام آدرین تموم میشه میره تو اتاقش و میشینه رو صندلی میزتحریرش و پلگ میگه : بلاخره از شر کاگامی راحت شدیم حالا میتونیم جشن بگیریم .و برای خودشو و آدرین پنیر میاره . آدرین : آره ولی وقتی بهش گفتم خیلی ناراحت شد ? . پلگ : اگر الان نمیگفتی بعدا میگفتی بدتر از این میشد ، خب دیگه بد به دلت راه نده تو لیدی باگ رو داری . آدرین : آره راست میگی لیدی باگ از هر کسی که میشناسم بهتره ? .داشتن حرف میزدن که یک دفعه صدای بلندی از پشت سره آدرین میاده و قتی میچرخه میبینه که ............
امیدوارم خوشتون اومده باشه و حتما نوشته توضیحات بالا رو بخونید و نظر دادن فراموش نشه مرسی ???
امیدوارم خوشتون اومده باشه و حتما نظر بدید دوست دارم نظرتون رو بدونم ممنون
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلام ممنون خیلی زیبا نوشتی من حتما حتما دنبال میکنم??❤
سلام قسمت 4 منتشر شد برید بخونید و امیدوارم خوشتون بیاد
ممنون که نظر دادید و قسمت بعدی رو فردا منتشر میکنم و داستان از این هم بهتر میشه
خیلی خوب بود بعدی رو زود بفرست
سلام اگر تونستم توی ۳ فصل مجزا یعنی یکی که این باش و دوتای دیگه ادامه میدم یعنی اگر تونستم تا ۴۵ قسمت در ۳ فصل ولی مطمئن باشید که داستان طولانی و ادامه دار خواهد بود ????
سلام داستان رو به دوستاتون معرفی کنید که اونا هم از دست ندن ممنون❤??