سلام سلام! این یه پسته از لواشک فا- چیزه کاربر فــآدیـا😁 عجب خوشگلی اومده پستم جوو- یعنی مرسی🤡🗿✌🏻 این یه پسته برای افرادی که دنبال کتاب های فوق العاده و خیلی عالی برای تابستونشون میگردن! (پـ.ن : خودم کامل خوندمشون و واقعا بینظیرن واقعاااا😫🍓💢)
کتاب بادبادک باز نوشتهی خالد حسینی به زندگی پسری به نام امیر در میان آشوبهای کشور افغانستان میپردازد. در این کتاب روابط انسانی به خصوص دوستی دو پسر بچهی افغان محور اصلی داستان هستند. حسینی به واسطهی این رمان تا به امروز به جوایز ادبی متعددی دست یافته است. در رمان بادبادک باز (The Kite Runner) اتفاقاتی بسیاری رخ میدهد اما داستان اصلی به رابطهی میان دو دوست به نامهای امیر و حسن میپردازد. امیر و حسن دوستانی بسیار صمیمی هستند و با هم بزرگ شدهاند اما امیر پسر ارباب است و حسن خانهزاد آنهاست. همین فاصلهی طبقاتی خواه ناخواه بر رابطهی این دو کودک هم تأثیر خود را نشان میدهد و خالد حسینی در فصلهای نخستین کتاب به زیبایی رابطهی خاص این دو پسربچه را توصیف میکند. حسن پسری بسیار مهربان است و دل پاکی دارد و به عنوان یک دوست برای امیر فداکاریهای بسیاری میکند و همین موضوع به غم و اندوه نهفته در سرتاسر داستان میافزاید. از طرف دیگر، این رمان از مصائب و سختیهای یک کشور و مردمانش میگوید.
«کتاب دزد» اثر مارکوس زوساک، داستانی تکان دهنده و بسیار شگفتآور از جنگ است. جنگی که بنیان خانواده را از جا میکند و جز ویرانی و مرگ و آوارگی خبری به جا نمینهد، اما در همه تیرگیها باز هم بارقه امید هست و دختری که علیرغم همه تلخ کامیها با ره جستن به دل کتابها، دنیایی زیبا و دور از هیاهوی مرگ و ویرانی برای خود خلق میکند. این رمان در سال 2005 میلادی منتشر شد و توانست جوایز زیادی را از آنِ خود کند؛ به نحوی که بیش از 190 هفته در صدر کتابهای پرفروش مجله نیویورک تایمز ایستاد و هم در بین کتابهای بزرگسالان و هم در میان رمانهای نوجوانان به موفقیتهای زیادی دست یافت. همچنین از این کتاب فیلمی به کارگردانی بریان پرسیوال ساخته شده است. مارکوس زوساک در رمان کتاب دزد (The Book Thief)، مرگ را به عنوان راوی داستان برگزیده و ماجراهای داستان در آلمان زمان نازیها اتفاق میافتد؛ دورهای که راوی اذعان دارد که سرش خیلی شلوغ است. در این رمان روابط دختری جوان با والدین، همسایگان و همچنین یک بوکسور نشان داده میشود. کتاب دزد رمانی درباره جنگ نیست اما مارکوس زوساک از جنگ به عنوان عنصری بهره گرفته تا شرایط سختی را در زمان زندگی شخصیت اول داستان نشان دهد. نویسنده بخشی از جنگ را به مخاطب نشان میدهد که بسیاری از انسانها بدان توجه نمیکنند؛ دختری نوجوان که تمام تلاشش این است در محیطی پر از خشم و خون زندگی کند، از زندگیاش تا آنجا که میتواند بهره ببرد و دیگران را نیز در خوشیهای این جهان سهیم کند.
کتاب «معجزههای مغازهی خواربارفروشی نامیا» ماجرای فروشگاهی به همین نام را روایت میکند که مردم نامههایشان را به داخل آن میاندازند و از صاحب آنجا کمک میخواهند. دو اقتباس سینمایی چینی و ژاپنی از این کتاب ساخته شدهاست. وقایع کتاب معجزههای خواربارفروشی نامیا در مغازهای کوچک به همین اسم اتفاق میافتد. ابتدا با شوتا، آتسویا و کوهی ملاقات میکنیم؛ سه دزد تحتتعقیب که البته در این لحظه مشغول دزدی نیستند و بهدنبال جایی برای گذراندن شب میگردند. دست سرنوشت مغازهی نامیا را در مقابلشان میگذارد و آنها هم از این فرصت استقبال میکنند، بیخبر از آنکه زندگیشان بعد از این شب کاملاً دگرگون میشود. آنها نامههای عجیبی از گذشته دریافت میکنند و متوجه شکاف زمانی در مغازه میشوند. نامهها خطاب به صاحب مغازه نوشته شدهاست. صاحبهای نامهها مشکلاتشان را بیان کردهاند و از او توصیه میخواهند. شوتا، آتسویا و کوهی تصمیم میگیرند مثل آقای نامیا به آنها توصیه بدهند، اما سرنوشت هرکدام از این افراد چطور پیش میرود؟ سرنوشت افرادی که آقای نامیا قبلاً به آنها توصیه داده چه شد؟ اصلاً خود آقای نامیا کیست؟
شخصیت اصلی داستان جان گرین (John Green) نوجوانی به نام مایلز هالتر است. او زندگی یکنواختی دارد و از این موضوع خسته شده است و برای همین تصمیم میگیرد تغییری در زندگی خود ایجاد کند و به مدرسهی شبانه روزی میرود. در همین مدرسه با دختری به نام آلاسکا آشنا میشود. آلاسکا دختر عجیبی است و ذهن متفاوتی دارد. این آشنایی برای همیشه زندگی مایلز را تغییر میدهد. آلاسکا به این پسر کمک میکند تا در مسیر خواستههایش قدم بردارد و مایلز هم به او دل میبندد. البته این کتاب صرفاً یک داستان عاشقانهی ساده نیست و در ادامه اتفاقهایی رخ میدهد و همهچیز برای همیشه تغییر میکند. یکی از جذابیتهای اصلی کتاب در جست و جوی آلاسکا (Looking for Alaska) شخصیتهای نوجوان داستان هستند که با هم از زمین تا آسمان تفاوت دارند و همین تضاد موجود در شخصیتها، موقعیتهای عجیب و طنزآلودی در طول داستان به وجود میآورد.
کتاب دیزی دارکر داستان زندگی دختری به همین نام است که با نقص مادرزادی قلب به دنیا آمده و از همان ابتدا با مرگ فاصلهی کمی دارد. آلیس فینی در این کتاب از زاویهی دید اولشخص دیزی روایت کرده است و خواننده را از لحظهی تولد او تا شبی سرنوشتساز در خانهی خانوادگیشان همراهی میکند. این خانهی سنگی ویکتوریایی به نام سیگلاس روی جزیرهای جزر و مدی در ساحل کورنوال قرار دارد و خودش به یکی از شخصیتهای مهم داستان تبدیل شده است. کتاب دیزی دارکر در چند فصل پیدرپی، گذشته و حال را کنار هم میگذارد: از تولد سخت دیزی و تشخیص بیماری قلبیاش تا جراحیهای متعدد، احساس «بمب ساعتی» بودن، رابطهی سرد مادر، وابستگی عاطفی به مادربزرگ (نانا) و خواهرزادهاش تریکسی. در همین حال، نویسنده خانوادهی دارکر را با جزئیات معرفی کرده است: پدرِ آهنگساز خسته و همیشه غایب، مادرِ زمستانی و کینهجو، دو خواهر با شخصیتهای کاملاً متفاوت، و نانا که نویسندهی کتاب کودک پرفروش راز کوچک دیزی دارکر است. کتاب دیزی دارکر در ادامه داستان با بازگشت همهی اعضای خانواده به سیگلاس برای جشن هشتادمین تولد نانا ادامه پیدا میکند. جزر و مد دریا، قطعشدن راه ارتباطی با خشکی، ساعتهای متعدد روی دیوار، فیلمهای خانوادگی قدیمی و گفتوگوهای پر از طعنه و خشم فروخورده، فضایی خفه و پرتنش میسازد. در این میان، دیزی که سالهاست احساس میکند «کمدوستداشتنیترین» عضو خانواده است، از رازی حرف میزند که زمان فاشکردنش رسیده است؛ رازی که به گذشتهی این خانواده و کتاب کودک معروف نانا گره خورده است.
کدومشون بهترهه؟
درجست و جوی آلاسکا خیلی زیبا بود
عامم مرسییی
فرصتتت فوقالعاده بودد خسته نباشی
همه رو خوندم واقعا شاهکارن
فقط اسلاید پنج رو نخوندم
دیزی دارکر عالیه حتما حتما بخونش به نظرم🍄
اره توی لیستم هست