اینکه با این سن (خر شرک) هنوز کتابی با این رده سنی میخونم شاید برای بعضی ها دلیلی واسه تمسخر باشه. ولی فاقد اهمیت. و خب این پست رو صرفا واسه خالی شدن خودم میسازم. پس بریم تو کارش. ****** ممکنه اسپویل شین (قراره حتما اسپویل شین)******
_بخش معرفی هم گفتم؛ هشدار اسپویل_ این کتاب بسیار زیبا، در ژانر معمایی ماجرایی، نوشته آقای استوارت گیبز نویسنده امریکایی هست. داستان حول محور یه پسر نوجوون به نام بنجامین ( داخل کتاب بن صداش میکنن و ما هم به رسم عادت همینطور) میچرخه که اول داستان ۱۲ سالشه. قصه ما از اونجا شروع میشه که بن یه روز از مدرسه میاد و میبینه روی کاناپه خونشون یه مرد با ظاهر شیک و پیک نشسته منتظرش. این آقا یه جاسوس بود و اومده بود واسه دعوت از بن که به مدرسه جاسوسی _ یه مدرسه واسه تربیت جاسوسان آینده_ بپیونده. بن هم مسلما قبول میکنه
اولین بار با این کتاب توی اپلیکیشن طاقچه اشنا شدم. اشتراک رایگان داشتم و رفتم یکم گشت و گذار و به این مجموعه بر خوردم. تا کتاب هفتم اگه اشتباه نکنم با اشتراک میشد رایگان خوند ولی بقیه جلد هاش رو باید میخریدی (منم که ریچ.... ذرت). اما تا همون کتاب هفتم که با ترجمه پرتقال خوندم قاشق کتاب شدم.... درواقع میشه گفت I was addicted .... پس رفتم گشتم و یه سایت خوب پیداکردم که کلا واسه همین کتاب ساخته شده بود( سازنده (نگار)، کتاب های دیگه ای که خونده رو هم داخلش گذاشته ولی اصلش همین مدرسه جاسوسیه). سایت کتابنگار (همونطور که همه فن های این مجموعه میدونن) و اونجا پی دی اف زبان اصلی کتاب ها رو پیدا کردم و شروع کردم از جلد هشتم زبان اصلی خوندنش. میتونین حدس بزنین میزان قابل توجهی سانسور پیدا کردم دیگه... این بود داستان آشنایی من و اساس (Spy School)
از اون موقع تا حالا واقعا با بن و بچه ها بزرگ شدم. به معنای واقعی کلمه خانوادهم هستن و دوستشون دارم. البته که این مجموعه هم نقص ها و ضعف های خودشو داره و کامل نیست ولی بازم مجموعه مورد علاقهم توی این ژانره، همینطور تنهامجموعه ای با این رده سنی و با تاریخ انتشار مربوط به ده سال اخیر (اکثر کتابایی که میخونم دستکم مال ۱۰۰ سال پیشن) که هنوز دنبالش میکنم و مشتاقانه منتظر انتشار جلد بعدیشم.
بن و اریکا رو سر بسته دوست دارم. یعنی اینا هرکارم بکنن بازم بچه های منن و یکی چپ نگاشون کنه چپ نگاش میکنم. مایک هم همینطور (کم و بیش). بچه یه تنه طنز داستان رو به دوش میکشه( گاها با کمک سایرس و الکساندر) به طوری که سابقه قهقهه هم داشتم( منجر به نگاه های بد و تهدید آمیز و نگران از سوی خانواده شد). کاترین هم که اصلا نگم. فرشتهست، یه مادر تمام عیار.... ننه..... و مری، اونم دوست دارم. و البته سایرس، یکم حرصم میگیره ازش ولی لامشکل. اما زویی؛ ازش خوشم نمیاد. میدونین... از وقتی فهمیدم چقد سست عنصره احساس خوبی ازش نگرفتم. از شما چه پنهون از همون ابتدا هم حس خوبی نداشتم مخصوصا یه جاهایی توی جلد هفتم ( تهدید بن و اینکه گفت واسش صبر نمیکنه) و هشتم( شک کردن به اریکا و نقش بازیکردن واسه بن که گولش بزنه) و دهم ( اینکه از سینگل بودنش نالید:/) و یازدهم( همون قضیهش با سوتلانا و اینا). حرف از سوتلانا شد. از اونم خوشم نمیاد. اخلاق بدی نداره ها ولی خب... خیانت کرد به کشورش (بیشرف)
مورِی.... باهوش و در عین حال اح.مق. تنبل بیخاصیت. اه اه. از همون اول خیانت تو وجودت بود. و با سلیقه مشکوک. (د خب کی ژامبون رو با بستنی میخوره؟) وارن؛ بد سلیقه:/ آخه زویی چی داره که تو روش کراش بزنی و به خاطرش سایدت رو عوض کنی بچه جان. تو رو چه به این کارا. بعدم اشلی؟ خدایی اشلی؟ come onnnnnn جاشوا؛ هعی جاش.... هعی. بدبخت. سایبورگ. من با نویسنده سر اینکه این یارو نمیمیره مشکل دارم. چرا باید از برج ایفل پرت شه پایین و زنده بمونه:/ همینطور دین. باز خوبه توی این چند جلد آخر حضور نداشتن وگرنه که دیگه استوارت خونت حلال بود. فکر کنم جناب استوارت تازه متوجه شده که میتونه ویلن های جدید هم توی داستان بیاره و با این کار داستانش جالب تر میشه. چون تا چند جلد قبل کلا فقط با موری و جاشوا و مُخَلَّفاتشون سر و کار داشتیم.
تا الان۱۳ جلد این کتاب منتشر شده (جلد ۱۰ تا ۱۳ رو بچه های سایت نگار ترجمه کردن. دمشون گرم). و تا الان همیشه یکی دو چپتر اول کلا به توضیح کتاب های گذشته میپرداخته... بابا بسه plz یکی که اومده جلد چمیدونم مثلا ۱۰ رو میخواد بخونه یعنی ۹ جلد قبلی رو خونده و داستان رو میدونه. نیاز نیست هر شخصیت رو جدا جدا دوباره معرفی کنی و کل جلد های قبل رو کامل و شامل توضیح بدی. این یکی از ضعف های بزرگ کتابه به نظرم. یک ضعف دیگه هم اینه که قهرمانا همیشه بچه هان. یعنی یه جاهایی صراحتا میگه بچه های در حال آموزش بهتر و کاربلد تر از بزرگترای با تجربه و کارآزموده هستن. این دیگه زیاده رویه. هر چی هم باشه اون بزرگترا به یه دلیلی وارد سازمان های اطلاعاتی شدن دیگه. کشکی که نبوده. ولی این جا بهترین فرد اریکا و جدیدا سوتلانا هستن.
btw بابت خلق این اثر از استوارت گیبز تشکر میکنم. در واقع بابت خلق یکی از عناصر شادی افرین من. سال به سال به انتظار انتشار جلد بعد دووم میارم تا بالاخره مهر برسه و سری جدید بیاد بیرون. (ملت منتظر کامبک های خوانندههای مورد علاقهشونن من منتظر کامبک نویسندهم هستم. آره ما با هم فرق داریم)
به هرحال به همهتون توی هر سنی که تشریف دارین پیشنهاد میکنم این کتاب رو بخونین. اگه دنبال یه داستان معمایی با تیپ جاسوسیوار و در عین حال بدون بزرگانگاری و شکست ناپذیر نشون دادن ساید مثبت هستین. ممنون که تا اینجا چرت و پرت های منو خوندین(واقعا خوندین؟ بیکارین؟). ایام بهکام.
کاور عالی خودت عالی چرا انقدر لایکاش کمه پس 🥀💔
قربونت
شانس و کمبود معروفیت😂
خدانکنهه معروفیت؟ شما که معروفی
فرصتتت
وای جدا مدرسه جاسوسییییی
عالییی
جمله اول توضیحاتت دقیقا برا منم صدق میکنه...
دوستام چیا میخونن من چی میخونم...