این متن را نخوان اگر متعصبی. این متن را نخوان اگر هنوز فکر می کنی «جادوگر» اسمش مرد است و «جادوگر زن» یک استثناست. این متن را نخوان اگر با دیدن یک زن قدرتمند، اولین حرفی که به ذهنت می رسد این است: «حتما کسی پشتش بوده.» برو. در را ببند. اما اگر ماندی... بنشین. حرف دارم.
چه طلسمی هست که مرد بلد بزند و زن بلد نباشد؟ آوادا کدابرا؟ بلاتریکس لسترنج. طلسم حامی؟ لیلی اونز. تغییر شکل؟ مک گوناگل. پیشگویی؟ تریلانی. حتی قدرت اشغال کردن ذهن دیگران؟ آمبریج. هیچ طلسمی نیست.
پس این شایعه که «جادوگر مرد ذاتا قویتر است» از کجا آمد؟ از همان جا که گفتند «ماگل ها پست ترند». از تعصب و ترس. از سیستمی که به مردها گفت «تو باید همیشه جلو باشی» و به زنها گفت «تو حق نداری جلو بیفتی». و جالب اینجاست: این سیستم به مردها هم ظلم کرده است. به آنها یاد داد که اگر زنی از آنها سبقت بگیرد، «کم آورده اند». به آنها یاد داد که گریه نشانه ضعف است. که سکوت نشانه قدرت است. که باید همیشه بجنگند، حتی وقتی نمی خواهند. زنجیرها را ببینید. روی دست مردها هم هست. روی پای زنها هم هست. فرقشان در این است که بعضی زنجیرها طلایی اند. بعضی ها آهنین. اما هر دو زنجیرند. و گاهی زنجیرها چنان به دست و پا عادت کردهاند که صاحبشان فکر میکند دستبند و پابند زینتی است. کلیشه هم همین است.
بیاید یکبار دیگر زنانی را که تاریخ حذف کرد را مرور کنیم: مورگانا له فی: قوی ترین جادوگر تاریک تاریخ. اگر مرد بود، می گفتند «نابغه ی ترسناک». چون زن بود، گفتند «دیوانه». آلمیرا راچارد: طلسمی ساخت که هیچ مردی نتوانست کپی کند. کتابها نامش را «دستیار» یک جادوگر مرد نوشتند. لیلی پاتر: سه بار ولدمورت را شکست داد. یک بار با مرگ. یک بار با جادوی خون. یک بار هم با این که هیچ کس فراموشش نکرد. سیبیل تریلانی: تمام عمر به او خندیدند. گفتند «شارلاتان». اما او سقوط تاریک ترین جادوگر تاریخ را پیشبینی کرد. هیچ کس عذرخواهی نکرد. دولورس آمبریج: او را هم باید نام برد. قدرتمند و ترسناک بود. اما قدرت خود را در خدمت ظلم گذاشت. او نشان داد که یک زن هم میتواند شرور باشد. و شر ربطی به جنسیت ندارد. هرماینی گرنجر: باهوش ترین جادوگر نسلش. نه «باهوش ترین دختر». هری و رون بدون او دو هفته هم زنده نمی ماندند. اما چه کسی روی جلد کتاب هاست؟ هری. چون «مادرش فداکاری کرد». هرماینی شانس نیاورد. برنامه ریخت. فکر کرد. اشتباه کرد. اصلاح کرد. نجات داد. مک گوناگل: در جنگ نهایی، وقتی دامبلدور مرده بود و هری در جنگل بود، چه کسی جلوی اسنیپ ایستاد؟ چه کسی سه طلسم مرگ را همزمان رد کرد؟ چه کسی بعد از جنگ نشست پشت میز مدیر و گفت «هر کس حرفی دارد، بگوید»؟ و کسی حرف نزد. نه از روی ترس. از روی احترام.
کلیشه به مردها هم ظلم کرده است. اسنیپ: او گریه کرد. ده ها بار. به او گفتند «عشق را رها کن». او تا مرگ عشق ورزید. اسنیپ به ما یاد داد که قدرت در خشکی نیست. در وفاداری است. رون ویزلی: همیشه زیر سایه دیگران. «دوست هری»، «شوهر هرماینی». اما در نبرد نهایی، طلسم مرگ را از هری دور کرد. اول رفت سراغ هورکراکس. هیچ مدالی نگرفت. چون «انتظار داشتیم». نه. انتظار نداشتیم. ما فراموش کردیم تشکر کنیم. دامبلدور: قویترین جادوگر تاریخ. اما گفت «نمی دانم». در مقابل هرماینی گفت «تو باهوشتری». در مقابل مک گوناگل گفت «تو شجاع تری». این نهایت قدرت است: بدانی چه زمانی عقب بایستی و دیگران را جلو بگذاری. نویل لانگباتم: پسری که همه فکر می کردند هیچ کاره است. همان پسر که شمشیر گریفیندور را از کلاه بیرون کشید. نویل به ما یاد داد که یک مرد می تواند آرام باشد، ترسو باشد، حتی احمق به نظر برسد، و باز هم قهرمان شود. چون قهرمانی ربط به «مرد بودن» ندارد. ربط به انتخاب دارد. ریموس لوپین: مردی که از گرگ درونش می ترسید. اما همان ترس، او را شجاع کرد. به ما یاد داد که یک مرد می تواند ترسو باشد و هنوز قهرمان باشد. گیلدروی لاکهارت: از او هم باید نام برد. به عنوان اخطار. نماد مردی که هیچ کاره بود اما همه جا اسمش را نوشتند. نماد مردی که جای زنان قدرتمند را گرفت. ما به او می خندیم. اما چند لاکهارت دیگر در کتاب های تاریخ جا خوش کرده اند؟
چرا این پست را ساختم؟ چون سکوت یعنی همدستی. چون نخواندن یعنی قبول کردن. چون گذشتن یعنی فراموش کردن. خسته شدم از این که هر بار یک زن قدرتمند می بینم، می گویند «فمنیست ها». خسته شدم از این که هر بار یک مرد احساساتی می بینم، می گویند «زن صفت». خسته شدم از این که تریلانی را مسخره می کنیم اما درست گفته بود. خسته شدم از این که لاکهارت را مسخره می کنیم اما نمی بینیم هنوز هم از این مدل زیاد است. خسته شدم از این که آمبریج قدرت داشت و کسی جلویش نایستاد تا دیر شد، نه به خاطر زن بودنش، به خاطر ترسمان از قدرت. خسته شدم از این که نویل را دست کم گرفتیم تا وقتی که شمشیر را کشید.
این پست نه علیه مردهاست، نه علیه زنها. علیه زنجیرهاست. علیه قالبی که به مردها گفته «اگر گریه کنی، به درد نخوری» و به زنها گفته «خانه دار میشوی حتی اگر جادو کنی». جادو جواب به «جنسیت» نمیدهد. جادو جواب «جرئت» میدهد. آمبریج زن بود. لاکهارت مرد بود. هر دو قدرتمند بودند. هر دو تشنه شهرت. هر دو دروغ گفتند. هر دو به دیگران ظلم کردند. تفاوتشان در این بود: آمبریج قدرت واقعی داشت و از آن سواستفاده کرد. لاکهارت قدرتی نداشت و ادعای دروغین کرد. این دو را کنار هم گذاشتم تا یادآوری کنم: قدرت بدون اخلاق، فارغ از جنسیت، به فاجعه منجر می شود. و ادعای قدرت بدون داشتن آن، فارغ از جنسیت، به رسوایی. ما از آمبریج متنفریم نه چون زن بود. چون ظالم بود. ما به لاکهارت می خندیم نه چون مرد بود. چون شارلاتان بود. پس وقتی از برابری حرف می زنیم، یادمان باشد: برابری در شر هم هست. در ضعف هم هست. در شکست هم هست. زنها هم می توانند آمبریج شوند. مردها هم می توانند لاکهارت شوند.
اما چه میخواهیم؟ ۱. از وزارت سحر و جادو می خواهیم تاریخ را بازنویسی کند. نه به نفع زنان، به نفع حقیقت. اسم مورگانا، آلمیرا، تریلانی، مک گوناگل، هرماینی را برگرداند. و در کنارشان، اسم مردانی را که کلیشه را شکستند، بزرگ بنویسد. ۲. از نویسندگان کتاب های درسی می خواهیم دیگر ننویسند «جادوگران بزرگ تاریخ» و فقط نیمی از جمعیت را نشان بدهند. بزرگ ترین جادوگر تاریخ؟ مهم نیست زن است یا مرد. مهم این است که هر دو را نشان دهیم. ۳. از مدرسه ها می خواهیم به دخترها یاد بدهند که می توانند مدیر شوند. به پسرها یاد بدهند که می توانند گریه کنند. به همه یاد بدهند که چوبدستی جنسیت ندارد. اراده دارد. و اراده مال همه است. ۴. از خودت می خواهیم دفعه بعد که دختری گفت «می خواهم مثل هری پاتر شوم»، بهش بگو: «می توانی بهتر باشی. مثل هرماینی. مثل مک گوناگل.» دفعه بعد که پسری گفت «نمی خواهم بجنگم»، بهش بگو: «اشکالی ندارد. دامبلدور هم نجنگید. گاهی پیروزی در نباختن است، نه در جنگیدن.» دفعه بعد که مردی گریه کرد، بغلش کن. نگو «مرد باش». دفعه بعد که زنی قدرت نشان داد، تحسینش کن. نگو «زیادی جدی نباش».
«جادوگران زن و مرد! ماگل ها و ماگل زادگان! مردها و زنهایی که از کلیشه خسته اند! همه کسانی که یک بار به آنها گفته شده "نمی توانی" و جواب داده اند "نگاه کن"! امروز روز نشستن نیست. امروز روز برخاستن است. بس است با این که یک زن قدرتمند را «عصبی» خطاب کنیم، اما یک مرد خشمگین را «جدی». بس است با این که یک مرد احساساتی را «ضعیف» بنامیم، اما یک زن سرد را «قوی». بس است با این که تریلانی را مسخره کردیم اما حرفش درست بود. بس است با این که لاکهارت را مسخره می کنیم اما هنوز سیستم همان سیستم است. بس است با این که آمبریج قدرت داشت و ما فقط وقتی ترسیدیم که دیر شده بود. بس است با این که نویل را دست کم گرفتیم تا وقتی شمشیر را کشید.
ای مردهایی که به شما گفته اند اگر گریه کنید، ضعیفید! ای پدرهایی که هرگز بغلشان نکردید چون "مردها بغل نمی کنند"! ای زنهایی که به شما گفته اند "نمی توانی مثل مردها جادو کنی"! ای مادرهایی که جادویتان در سکوت ماند چون کسی نپرسید! هاگوارتز توسط دو مرد و دو زن ساخته شد. هیچ کس به کسی نگفت «نمی توانی». بعد از آنها، قرن ها عقب گرد کردیم. حالا وقتش است که برگردیم جلو. نه به عقب. به جلو. به جایی که جادو همیشه منتظرمان بود: آنجا که هیچ مرزی نیست. نه مرز خون. نه مرز نژاد. نه مرز جنسیت. تنها مرز، مرز ذهن ماست. پس ذهنت را باز کن. یا چوبدستی ات را بشکن. دیگر نمی توانی هر دو را داشته باشی.
برخیزید. همین حالا. برای آن دختری که هنوز باور نکرده می تواند قوی باشد. برای آن پسری که هنوز فکر می کند گریه ممنوع است. برای آن معلمی که نام زنان را از تاریخ حذف کرد. برای آن نویسنده ای که لاکهارت را نوشت اما فراموش کرد اسم واقعی قهرمانان را بیاورد. برای معلمی که عمدا نام زنان را حذف کرد فقط چون «مردان جلوترند»
اگر از این پست ناراحت شدی، بپرس: از کدام بخش؟ جواب نده، بگذار بفهمی کجا را باید اصلاح کنی. این پست را برای همین نوشتم: برای این که کلیشه را بشکنی. حالا چه مرد باشی، چه زن. فقط سکوت نکن. جادو به سکوت جواب نمیدهد. جادو به صدا جواب میدهد. پس صدا کن. فریاد بزن. بعضی وقتها فریاد، اولین طلسم واقعی است. برخیز.
خیلی قشنگ و حق بوددد
قلمت واقعا قویهههه
ممنونمممممم لطف داریییییی💓✨
فوق العاده بود! هیچجوره نمیتونم با کلمات توصیف کنم فقط میتونم بگم فوق العاده بود!
ممنونم💕
باعث افتخاره که دوست داشتی✨
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
ممنونمممممممممممممممممم🌷✨
عالی بود 💖
متشکرم💓💛
فقط من اینجوری بودم یا شما هم داشتین با لحن حماسی می خوندین❣
من با همه چیزش موافقم کاملا عالی
آره خب چون مانیفست طور نوشته شده بود یکم حماسی بود.
ممنونم از لطفت💝
شما هم با ساخت چنین پستی هایی ما رو یاری کنید🌹
عالی بودددد.مثل همیشه.من واقعا جادو و اون اقتدار رو توی متن حس میکردم و احساس میکردم داری سخنرانی میکنی.کاش همه این پست رو ببینن.خیلی ها بهش نیاز داشتن❤
ممنونممم عزیزممممم💖🍃
شما هم با ساخت چنین پستی هایی ما رو یاری کنید🌹
خسته نباشی و عالی بود!
متشکرممممم💝
جادوگر واقعی شمایی، AVF جان!😭
جادوت رو توی متنی که مینویسی قرار میدی!
لطف دارییییی😭💝
این متن را نخوان اگر متعصبی.
این متن را نخوان اگر هنوز فکر می کنی «جادوگر» اسمش مرد است و «جادوگر زن» یک استثناست.
این متن را نخوان اگر با دیدن یک زن قدرتمند، اولین حرفی که به ذهنت می رسد این است: «حتما کسی پشتش بوده.»
برو. در را ببند.
اما اگر ماندی...
بنشین. حرف دارم.
_____________________
وای چقد حق گفتییییی چقد عقیدهت قشنگه چقد من عاشق این طرز فکرمممم😭😔
لطف دارییییی🌹✨
خیلی ممنونممممممم💓🍃
🎀
بسیار بسیار عالی👍🍺
خسته نباشی، همینجوری ادامه بده🌲🍺
متشکرم💖🍃
شما هم با ساخت چنین پستی هایی ما رو یاری کنید🌹