درود. احوالا به راه باشه. این یه تست سرگرمیه و شما باید در هر اسلاید مطابق سلیقه یه گزینه رو انتخاب کنید و در نهایت، نتیجه رو ببینید. همینجا بگم، اگه ایده دیگهای داشتید با هر ژانر دیگهای میتونید قسمت نظرات بنویسید تا براتون بسازم. فقط جهت سرگرم شدنتون.
اسلاید اول؛ توضیحات تو روزگار دور و دراز، بین زمین و آسمون، تو دنیایی که فقط برای پری ها بود، زندگی میکردی. هیچ بدی تو دنیای شما وجود نداشت. همیشه جشن و شادی بود. همیشه خوششانسی و خوشحالی بود. غافل از این که یه دخترکی بود که به شدت کنجکاو بود و اون... تو بودی. همیشه به شما گفته میشد که هیچوقت به منطقه ممنوعه که لوسیفر حکمرانی میکنه، نرید. ولی تو کنجکاوتر از این حرفا بودی که این هشدارها جلوت رو بگیره.
اسلاید دوم؛ ادامه توضیحات به همین خاطر، وقتی یه روز همه مشغول مهمونی گرفتن بودن، تو تصمیم گرفتی بری همونجا، همون منطقه ممنوعه. بهش سر بزنی و زود برگردی. از آینه مهربانی گذشتی، از دریای تواضع رد شدی، از دشت محبت دور شدی و به جنگل تاریک و سرد رسیدی. کلاغ ها پر میکشیدن. ترسناک به نظر میاومد. جلوتر رفتی و انگار وارد یه دنیای دیگه شدی. همه پوشش مشکی داشتن؛ با بال و پرهای کاملا مشکی و تاریک. اینا پری بودن؟ یا... نبودن؟
اسلاید سوم؛ شروع ماجرا تعجب کردی، محیط برات کاملا عجیب بود و تازگی داشت. محتاط بودی کسی تو رو نبینه، چون با پرهای روشن تو، ممکن بود بهت شک کنن. پس راهت رو از مسیر امنتری ادامه دادی. در حالی که داشتی رو به جلو حرکت میکردی، به عقب نگاهی انداختی تا مطمعن بشی کسی متوجه تو نشده، ولی غافل از روبهرو! تو به یه چیز سترگ برخورد کردی. نه فقط عظیم، بلکه سنگی بود. سرت رو در حالی که یکم درد گرفت، بالا بردی و با یه مرد که بالهای مشکی عظیمی داشت و قدش از تو بلندتر بود، مواجه شدی.
اسلاید چهارم؛ واکنش لوسیفر لوسیفر، به چهره رنگپریده تو خیره بود. با لذت خاصی که انگار یه سرگرمی باشی، بالاخره لب زد و با همون پوزخند کجی که هنوز روی لباش بود، خونسرد گفت: «پری کوچولو، راهتو گم کردی؟» از ترس زیاد، صدای ضربان قلبت به حدی بلند شده بود که به گوش لوسیفر هم میرسید. سرتو تندتند به نشونه تایید تکون دادی و بعد به زمین خیره شدی. جرئت نگاه کردن به چشماش رو نداشتی. چون تو قانون رو شکسته بودی. و اون میتونست هر لحظه به سرزمینت حـ/ـمله کنه و دریای خون راه بندازه.
اسلاید پنجم؛ تصمیم نهایی تو؟ لوسیفر سرش رو کمی جلوتر آورد، با انگشتای دست چپش، چونهات رو بالا آورد تا به چشماش نگاه کنی، فاصله بینتون کم بود، قلب سنگیش ذرهای نرم نشده بود. حتی با وجود اشکای تو. آروم ولی با تهدید گفت: «تو توی قلمرو منی خانوم کوچولو، این یعنی قانونشکنی.» بعد چونهات رو با عصبانیت ول کرد. با تهدیدش خون تو رگات یخ بست. ولی ناچار، تصمیمت رو گرفتی. باید برای نجات جون پریان سرزمینت، خودت رو تسلیم میکردی و قربانی میشدی. جز این چارهای نداشتی. باید تاوان کارتو میدادی.
اسلاید ششم؛ حرف آخر لوسیفر لوسیفر خنده بلندی کرد. برات عجیب بود. آخه الان چی خندهدار بود؟ با تمسخر بهت گفت: «شجاعتت قابلتقدیره!» گیج بهش نگاه کردی. تو دلت با خودت گفتی: «مریضی چیزیه؟ مردک دلقک» اون یهو خندهاش رو جمع کرد و به چشمات خیره شد. بعد دقیقهای سکوت که برات مثل یه هزاره گذشت، بهت گفت: «ایده خوبیه» هنگ کردی. ناخوداگاه لب زدی: «چی؟» با نیشخند گفت: «قر/بانی کردنت..! ولی... نه... من قر/بانیت نمیکنم، به جاش بهم خدمت میکنی. از این به بعدم تو همین سرزمین زندگی میکنی. باید تا آخر عمرت در عذاب باشی!»
خسته نباشیییی
بازم بنویس حتمااا!!ما که منتظریم!!
خببب ژانر...رو.منس-؟اگر نه هم اوکیه
رومنس؟ حتما.
ولی فقط رومنس؟ منظورم اینه که جزئیات دیگه نه؟
بقیش برام فرق نداره حقیقا فقط ترسناک جنایی نباشه
مدرسه ای خیلی خوب میشه-
مدرسه ای و رومنس...
باشه یکی میسازم
ممنونننن خانومیی✨
از این سناریو ها خیلییییی خیلیییی خوشم میادددد
ممنونم ᰔ
عرررر خیلییی قشنگ بود خسته نباشیی
ممنونم وقت گذاشتی. ᰔ
واییی عالی بودددد به جرئت میتونم بگم اولین تستیه که واقعا ازش خوشم اومدددد
(قصد توهین به بقیه اصلا ندارمااا)
ممنونم ازت ᰔ
خوشحال شدم که دوست داشتی.
خیلی قشنگ بودد
مرسی. خوشحالم دوست داشتی. ᰔ
خیلی خیلی قشنگ بود
ممنونم که وقت گذاشتی خوندی. ෆ
وایییییییییی قلبم رفتتتت
مرسییی که بازم ساختی قشنگممم
پارت دو هم داره؟ بازم میسازی؟ لطفااااااااا خیلی پستاتو دوست دارم من دختر💘🛐😭
فدات ᰔ
آره شاید ادامه دادم. این روزا یکم درگیرم. بگذرن حتما.
مرسی که بهم گوش دادی و بازم از اینا نوشتی🌷😭🤚🏻
بازم قراره بنویسی؟
خیلی اصرار کردی
اره. شاید.
عرررررر محشررررر بودددددد😭💘💘💘💘
قربونت
بیش از حد گوگولی بود. خیلی دوست اش داشتم☆☆☆
توصیف های لطیفی داره.
وقتی که می خونی می بینی که به اندازه ابد و یک روز گذشته ولی برای هزارمین بار داری توصیفات نازه اش می خونی.
مرسی ᰔ
خوشحالم که دوست داشتی