کارما از آن باورهایی است که خیلیها دوستش دارند، چون ظاهرش آرامشبخش است. میگوید هر کاری که بکنی، یک روز به خودت برمیگردد؛ خوبی، خوبی میآورد و بدی، بدی. برای همین، وقتی کسی از بیعدالتی خسته است، کارما برایش مثل یک امید پنهان میشود؛ کارما یعنی باور به این که اگر الان حقم ضایع شده، بالاخره جهان خودش جبران میکند. اما یک نکتهای مبهم مانده است... آیا کارما، واقعا وجود دارد؟ یا صرفا ساختهی ذهن بشر است؟ در ادامه به بررسی عقیدهای به نام کارما میپردازیم.
سلام مجدد به شما دوست عزیز، مقدمهی امروز رو با معرفی کارما شروع میکنیم. کارما چیه؟ کارما که در سالهای اخیر بین همه شهرت زیادی پیدا کرده، همون فکریه که میگه هر کاری بکنی، یه روز برمیگرده سمت خودت. خوبی، خوبی میاره. بدی هم یه جوری دامن خود آدم رو میگیره. برای همین خیلیها دوستش دارن؛ چون حس میکنن دنیا بالاخره بیحساب نمیمونه و یک جور تعادلِ نامرئی وجود داره. مثلاً وقتی میبینی یکی به بقیه ظلم کرده، ته دلت میخوای باور کنی بالاخره یه روز نتیجهش رو میبینه. این فکر، بیشتر از اینکه دربارهی جهان باشه، دربارهی نیازِ ما به آرامشه.
راستش دلیل محبوبیت کارما اینه که به آدم آرامش میده. مثلاً وقتی کسی بهت بدی کرده، به جای اینکه خودت رو درگیر کنی میگی:«کارما خودش میره سراغش.» این فکر، آدم رو یکم سبکتر میکنه و حس میکنیم که بالاخره عدالت، هرچند با کمی تأخیر، برقرار میشه. بذار یه جور دیگه توضیح بدم، جای اینکه دنبال جواب دادن باشی، امید داری به اینکه زمان خودش جواب بده. همین امید، دلیل محبوبیت کارماست.
ریشهی این حرف برمیگرده به فلسفههای قدیمی شرق، مخصوصاً در هندوئیسم و بودیسم. آنجا کارما فقط به این دنیا محدود نمیشد و به زندگیهای بعدی هم ربط داشت. ولی چیزی که امروز بین مردم رواج پیدا کرده یه نسخهی خیلی سادهشدهست، سادهتر بگم: از اون همه افکار پیچیده و فلسفی، فقط این قسمت مونده: هر چی بکاری، همونو درو میکنی. واضحه که از این جمله توی حرفهای روزمره زیاد استفاده میکنیم، بدون اینکه بدونیم اصلش خیلی عمیقتر و پیچیدهتر از این برداشت امروزی بوده.
اگه دقیقتر نگاه کنیم خیلی چیزا با این حرف جور در نمیاد. مطمئنم خودتون به شخصه توی زندگی موارد زیادی رو دیدید که آدمهای خوب سختی میکشن و در مقابل، آدمهای بد سالها راحت زندگی میکنن. اگر کارما یک قانون قطعی بود قائدتاً نباید این همه تناقض میدیدیم. پس مشخصه این ایده، بیشتر یک آرزوی ایدهآل هست، نه یک قانون جهانی.
کارما به سبک خودش قشنگه، ولی بیاید روراست باشیم. دنیا دفتر حسابداری نیست که برای هر خوبی، یه امتیاز بده و برای هر بدی، یه جریمه. بیماری، زلزله، تصادف، فقر... اینا نمیپرسن کی خوبه، کی بده. فقط اتفاق میافتن، و ممکنه برای هرکسی اتفاق بیفتن. واقعیت اینه که جهان طبق قوانین خودش عمل میکنه، نه بر اساس نیت بشر. مثال بزنم، وقتی در محدوده یک ساختمان زلزله میاد، کل اهالی ساختمان درگیر میشن، نه فقط اونایی که مرتکب خطایی شدن.
حالا که به صورت دقیق کارما رو بررسی کردیم، میخوام براتون توضیح که چرا کارما واقعیت نداره. از دید کارما، جهان کاملاً عادلانهست. حقیقتش اینه که دنیا هیچوقت جای عادلانهای نیست. این حرف شاید تلخ باشه، ولی خب واقعیت اینه. همیشه خوبی پاداش نمیگیره، و همیشه بدی هم تاوانش رو نمیده. پذیرفتن این واقعیت، باعث میشه آگاه تر باشیم. مثلاً خیلیها سالها برای یک زندگی درست تلاش میکنن، اما شرایط اقتصادی یا اجتماعی نمیذاره به نتیجهای که حقشونه برسن. این چیزها با «کارما» توضیح داده نمیشن.
شاید تا اینجا، بسیاری فقط رد میشن و میپذیرن که کارما وجود نداره، ولی افرادی باقی میمونن که براشون سوالات متعددی پیش میاد. چون خودشون باور دارن که به دفعات متعددی کارما رو توی زندگی دیدن. ولی اگه بگم که همهش شبیهسازی بوده عجیب میشه، نه؟ درواقع مغز انسان طوری طراحی شده که برای هر چیزی به دنبال دلیل میگرده، برای همین دوست داره بین اتفاقها ارتباط پیدا کنه؛ حتی گاهی بین چیزای نامرتبط! چون فقط به دنبال جوابه و اولین ایدهای که به ذهنش میرسه رو میپذیره. مثلاً فرض کنید ماشین یه شخص دزدیده شده، شما به دنبال دلیل این اتفاق هستید... اولین چیزی که به ذهن خیلیها میرسه خطایی هست که اون شخص در گذشته مرتکب شده، برای همینه که همچین بلایی بر سرش اومده. خودمونیم، خود شما تاحالا از جملهی «خدایا، مگه من چه گناهی کردم که...» استفاده نکردی؟
باور به کارما، این فسلفهی فریبکار پیچیده و همچنان ساده، همونطور که قشنگی های خودش رو داره، معایبی هم داره. مشکل اینه که باور به کارما گاهی باعث میشه نسبت به درد دیگران کمتر حساس باشیم. مثلاً به جای همدلی، میگیم: «حتماً خودش یه کاری کرده که این بلا سرش اومده.» این نگاه، هم بیرحمانهست و هم میزان همدلی و همکاری رو کاهش میده. مثلاً وقتی کسی قربانی خشونت یا فقر میشه، همیشه افرادی هستن که بهجای کمک، به دنبال دلیل اخلاقی برای سزاوار بودن اون میگردن. این دقیقاً همونجاست که یک باور ساده میتونه به بیانصافی تبدیل بشه.
میدونم این سوال برای شما هم پیش اومده. اگه قرار نیست نتیجهی این خوبیهارو ببینیم، پس چرا خوب باشیم؟ ما برای اینکه آخرش از جهان جایزه بگیریم خوب نیستیم، بلکه خوب بودن، خودش یک انتخابه. چون ما میدونیم که رفتار ما روی آدمها و جامعه اثر میگذاره. چون میدونیم اگر قرار باشد چیزی بهتر بشه، باید از خودمون شروع کنیم، نه از قوانین خیالی. مثلاً اگر به یک نفر کمک میکنی، شاید هیچ پاداشی نصیبت نشه، اما تاحالا فکر کردی که همون کمک حتی اگه کوچیک و ساده باشه، یه روز سخت رو برای اون فرد قابل تحمل تر میکنه؟
پس کارما، اونطوری که معمولاً دربارهاش حرف میزنیم، یک قانون جهانی نیست. جهان بر اساس عدالت موردنظر ما نمیچرخه. اما این نباید باعث بشه که از خوبی دست بکشیم... بلکه باید به ما انگیزه بده که خودمون برای ساختن دنیایی عادلانهتر تلاش کنیم، چون کلید تغییر دست خود ماست. بنابراین، دفعه بعد که کسی پیشت از کارما صحبت کرد، شما میدونی که کارما تأثیری نداره، فقط کارِ ما تأثیر داره!
کلا ديدم به دنیا عوض شد
مرسی خیلی کاربردی بود
ممنون از نظر خوب شما، خیلی خوشحال شدم🤍
چیزی به اسم نتیجه ی اعمال وجود داره
ولی اینکه بپیم کارما هست و دقیقا رو همه ی موارد تاثیر میزاره،خب منطقی نیست
حرفت کاملا درستهههه
بلهههه دقیقاااااا درود بر شمااااا
همچنیننن
چرا انقدر این پست عالی و تاثیر گذار بود؟؟
ممنون از نظر خوبت و همچنین ممنون که اینجوری فکر میکنی، خوشحالم کردیییی
😊😊
چطور می توان درباره کارما به بحث پرداخت در صورتی که همچنان معیاری برای تعیین خوب و بد وجود ندارد
اگر من سربازی باشم که برای وطن خویشتن به مبارزه با کشور دشمن می پردازم آدم خوبی هستم یا بد؟
دشمن من مرا نفرین می کند و هم وطنانم مرا تشویق پس چگونه می توان برای آن کارمایی در نظر گرفت
درود بر شما، کامل و دقیق بود
اگه واقعی بود:
وضعیت مردم ایران:_____
:))))
تحت تاثیر قرار گرفتم جدی....
پستت بی نظیر بود...
ممنون از نظر خوب شما، خیلی خوشحالم کردی🍻
خواهش میکنم گل.....🍄
مشکل اینه که بیشتر آدما کارما رو با تلافی اشتباه می گیرن، کارما نتیجه خوب یا بد خود آدماست
اگه کار خوب کنی و تلاش کنی، در آینده اتفاق های خوب هم در زندگیت می افته
من با این بخش حرفت موافقم که رفتار آدمها نتیجه داره... اگه تلاش کنی، مهارت یاد بگیری، کارها و رفتاری های مفید انجام بدی و... احتمال اینکه فرصتهای بهتری سراغت بیاد بیشتره.
اما این اسمش کارما نیست، این قانون علت و معلول اجتماعیه.
شاید ما تعریف کارما رو اشتباه متوجه شدیم، به هر حال انتقام گرفتن معنی کارما نیست
درسته، خیلیها کارما رو با انتقام اشتباه میگیرن. فقط مسئله اینه که خیلی وقتها از کارما طوری حرف زده میشه که انگار جهان داره عدالت اجرا میکنه، و همین بخشه که قابل بحثه
می فهمم، داری میگی قضاوت کردن کار درستی نیست، چه واقعی باشه چه نباشه باید کار درست رو انجام بدیم
کارما واقعیه، برای ما چند مورد توی واقعیت اتفاق افتاده و باز هم خواهد افتاد
من رد نمیکنم که بعضی وقتها اتفاقهایی میافته که شبیه کارما به نظر میاد. ولی سوال اینه: آیا هر اتفاقی که شبیه الگوی “عمل و نتیجه” باشه، الزاما کارماست؟
نه، نتیجه گناهان بد آدماست، اگه گناه کنی برکت از زندگیت میره و...
و ما باطن آدما رو نمی بینیم، پس نمی تونیم قضاوت کنیم
کاملا درسته که ما باطن آدمها رو نمیبینیم و نباید هم قضاوتشون کنیم. این قسمت از حرفت که میگی «نمیتونیم قضاوت کنیم» خیلی مهمه! ولی دیدگاه که «گناه یعنی برکت رفته» خودش یه جور پیشداوریه. در حالی که شاید بهتر باشه روی تأثیر رفتار خودمون روی زندگیمون تمرکز کنیم، نه اینکه بخوایم سرنوشت بقیه رو با عینک «گناه و برکت» تفسیر کنیم
بسیار هم عالی ناظرش بودم
ممنون از شما بامبوی عزیز🦕