ناظر این تست هیچ مشکلی نداره پس دلیلی نمیبینم ردش کنی ببخشید دیر شد یبار قبلا گذاشتمش ناظرش بررسی نمیکرد😭😭
خستم و تازه برگشتیم خونه چرا همیشه وقتی میخوام استراحت کنم خواهرام میان بالاسرم؟ هوف کیدی ناگهان صدام زد :: آبجی کایلی چرا تو هپروتی؟ به خودم اومدم و دیدم که عروسک کیدی که سرش جدا شده ، یه نخ ، یه سوزن ، یه بسته چسب و یه قیچی جلومه هوفی کشیدم و گفتم ::: باشه درستش میکنیم بنظرت ، چیکار کنیم تا به بهترین حالت خودش تبدیل بشه؟ کیدی گفت :: معمولا وقتی کشی اینجوری میشه میبرنش بیمارستان اما خب اون یه عروسکه پس باید با نخ و سوزن بدوزیش جواب دادم :: هوف باشه هرچی تو بگی عروسک رو درستش کردیم و بعد کیدی رفت تا با عروسکش کندی انیمیشن موردعلاقشو ببینه کاش منم انقد خوش بین و دغدغه بودم تصمیم گرفتم یه فیلم ترسناک ببینم یه چیپس اوردم ، ایرپادمو توی گوشم گذاشتم و فیلم رو پلی دادم حدودا 3 دقیقه گذشت که یه نفر صدام زد ::: کایلی ، کایلی ، کایلی کجایی؟ ، اصلا خونه ای؟ ، آهای کایلی مگه نمیشنوی؟با توام داد زدم ::: بله چیشده اوه فهمیدم کیه مثل اینکه پدر مادرم از خرید برگشتن هوفی کشیدم و بلند شدم و از اتاقم رفتم بیرون مامانم گفت :: نمیشنوی صدات میزدم؟مگه داشتی چیکار میکردی؟ گفتم ::: هیچی داشتم استراحت میکردم مامانم جواب داد :: خانم بریت بهم زنگ زد مگه امیلی چیکار کرده؟ گفتم :: *اشاره کردن به کیدی* عروسک کیدی رو خراب کرد مامانم گفت :: بعدش تو چیکار کردی؟ ماجرا رو برای مامانم تعریف کردم مامانم گفت :: هرچی راستی تو که انقد حیوونا رو دوست داری روی درخت توی پارک نزدیک خونمون یه بچه گربه گیر کرده مردم میگفتن مامانش تصادف کرده با شوق و دلسوزی جواب دادم :: اوه ، کوچولوی بیچاره ، میشه بیارمش خونه؟لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا مامانم گفت ::: مهم نیست توی اتاق خودت هرکاری دوست داری بکن ولی مسئولیتش با خودته داد زدم :: ممنون ممنون ممنون و مامانمو بغل کردم سریع به اتاقم رفتم و لباس هامو عوض کردم و یه کراپ صورتی و یه شلوار بگ آبی پوشیدم سریع از خونه بیرون رفتم و به سمت پارک نزدیک خونمون رفتم از دور چیز زیادی معلوم نبود فقط میدیدم یچیزی روی شاخهی بلند درخته
دقیقا کنار درخت یه نیمکت بود و بچه گربه داشت بلند بلند میو میو میکرد رو به بچه گربه کردم و گفتم ::: نگران نباش پیشی الان میام کمکت روی نیمکت وایسادم دستمو جلوی شاخه درخت گرفتم و بچه گربه میو میو کرد و اومد کف دستم نشست و بدنشو کش داد خوشحال و خندون بچه گربه رو بغل کردم و خواستم به خونه برم که یهو با خودم گفتم :: اگه الان برم خونه ، پس این پیشی چی بخوره؟یا کجا بخوابه؟ پس راهمو کج کردم و به سمت پت شاپ رفتم توی راه بچه گربه همش میو میو میکرد احساس میکنم اون میگفت :: اون چیز سبزی که من روش بودم چی بود؟اینجا کجاست؟تو کی هستی؟داریم کجا میریم؟ کایلی یعنی چی؟یه نوع گیاهه؟ همش اون رو مثل یه بچه شیطون و بامزه میدیدم نیم ساعت گذشت و بلاخره به پت شاپ که کنارش یه دامپزشکی بود رسیدیم آروم زمزمه کردم :: خب بزار ببینم ، چندتا کنسرو غذا ، یه ظرف غذا ، یه جای خواب ، چندتا اسباب بازی و باکس ، کافیه؟ اره باید باشه وسایل رو برداشتم که یهو همسایمون آقای بریت من رو دید و گفت :: اوه سلام کایلی ، پس توام حیوون خونگی گرفتی ، خیلی بامزست جواب دادم :: اوه سلام آقای بریت و خم شدم و گفتم :: سلام امیلی امیلی گفت :: سلام کایلی ، وای گربت چقد نازه ، میشه یه روز بیام باهاش بازی کنم؟ جواب دادم :: اره البته که میشه خداحافظی کردیم و وسایل رو حساب کردم و به سمت خونه رفتم
رو به گربه کردم و گفتم :: بنظر توام تابستون فصل قشنگیه؟ بچه گربه در جواب من گفت :: میو و سرشو تکون داد گفتم :: منم همینطور ، البته اگه اون مزاحم نیاد اینجا بچه گربه خیلی کنجکاو بهم نگاه کرد گفتم :: بیخیالش فسقلی ناگهان سرم رو بالا آوردم و دیدم دم در خونم چقد زود گذشت ، مگه نه؟ در زدم دینگ دانگ کیدی در رو باز کرد و وقتی بچه گربه رو دید داد زد ::: وای خدای من چقد کوچولو و بانمکه، منتظر چی وایسادی آبجی کایلی ؟ سریع بیا تو دیگه پیشی کوچولو خسته میشه خندیدم و وارد خونه شدم حتی مادرم که از گربه ها خوشش نمیاد با اون بچه گربه کنار اومد بچه گربه توی خونه میگشت و با کنجکاوی همه جا رو نگاه میکرد کیدی گفت ::: قراره اسمشو چی بزاری؟ جواب دادم :: نمیدونم ولی سوال خوبیه (عکس بالا رو به عنوان بچه گربه در نظر بگیرید ، بله دقیقا عزیزم از گوگل اوردم کلی ادیتش کردم و فیلتر انداختم روش تا این شد ، راه دیگه ای میبینی؟)
مرسی که خوندینش حتما نظرتونو بگید نانازای من😭 📸 *عکس یادگاریی*
خیلی داستان داره جالب میشه ذهنم درگیر شدد😭😭🤣
به لطف بازیگر افتخاریمون پیشی و بازیگر مهمان کایلی🤣🤣
بله بله همش دارم راجبش ادامش فکر میکنم 😂
پارت بعد کی قراره بیاد؟ 😭
تا دوشنبهه
خوبه میتونم تحمل کنم 🤣🤡
بیشتر از دوشنبه شد🤣🤣
ولیخب بعد امتحانم مینویسم
ممنونننننن، امیدوارم موفق باشیییی
مرسیی
حدودا دوشنبه/سه شنبه مینویسمششش
دیگه هرروز ام مینویسم
عالیهههههه
میگم برای امتحاناتت اگه نهم یا پایینتری میتونی رو منم حساب کنی
مرسیی
وضعیتم که اوکیه ولی حتما اگه کمک نیاز داشتم میگم بهت
موفق باشییی