نمیدونم چیشده جدیدا همه معرفی بازی هام دارن رد میشن😭🤡
خب اول از همه گیم پلی چطوره؟ گیمپلی خیلی پیچیده نیست: سبکش ویژوال ناوله دیالوگ میخونی شعر مینویسی با انتخاب کلمات، به یک شخصیت خاص نزدیکتر میشی مسیر داستان طبق این انتخابها کمی تغییر میکنه اما نکته اینه که بازی ظاهراً مثل یک دیتسیم سادهست، در حالی که در واقع داره با ساختار خودش بازی میکنه. عکس عالی-☝🏼🤡
شخصیتهای اصلی 1) Sayori/سایوری دوست بچگی شخصیت اصلی خیلی مهربون، شاد و پرانرژی به نظر میاد ولی زیر این ظاهر، از افسردگی شدید رنج میبره یکی از محورهای اصلی بازیه 2) Yuri/یوری خجالتی، کتابخوان، آرام کمکم رفتارهاش به سمت وسواس، اضطراب و وابستگی شدید میره فضای شخصیتش در مسیر بازی خیلی ناآرام میشه 3) Natsuki/ناتسوکی ظاهرش تند و بامزهست عاشق مانگا و شیرینیه در عمق، شخصیتی آسیبدیده و حساس داره رابطهاش با بقیه شخصیتها تنشزا میشه 4) Monika/مونیکا رئیس باشگاه ظاهراً منطقیترین و بالغترین عضو گروهه اما او نقش خیلی مهم و عجیبتری داره که هستهی اصلی پیچش داستانیه
بخش اول: ظاهر معصوم بازی با لحن خیلی شیرین و مدرسهای شروع میشه. همهچیز شبیه یک ویژوال ناول معمولیست: معاشرت شعر نوشتن حسهای دوستداشتنی و نوجوانانه ولی کمکم نشانههای ناراحتکننده ظاهر میشن: رفتارهای غیرعادی دیالوگهای مبهم لحظههای نگرانکننده حس اینکه چیزی در پشت پرده درست نیست
اتفاق خیلی مهم: سرنوشت سایوری سایوری چندروزی بود که مدرسه نمیومد ماهم نگرانش شدیم و تصمیم گرفتیم بریم خونشون ببینیم چرا نمیاد ولی میفهمیم که سایوری خودشو....(واسه گیر دادن ناظر چیز زیادی نمیتونم بگم)خلاصه که خودشو پخ پخ کرده بود این نقطه یکی از شوکهای اصلی بازیه و لحن کل تجربه رو عوض میکنه.
بعد از اون، بازی کمکم از قالب طبیعی خودش بیرون میزنه: فایلها و ساختار بازی دستکاری میشن صحنهها غیرعادی میشن بعضی شخصیتها رفتارهای ترسناک و غیرقابلپیشبینی پیدا میکنن بازی عمداً حس میده که خودش داره خراب میشه اینجا DDLC تبدیل میشه به چیزی شبیه: وحشت روانی متافیکشن شکستن دیوار چهارم کنترلگری درون خود بازی و ما اینجاها میفهمیم که داخل بازی هستیم... اینجا مهمترین افشاگری بازیه: مونیکا از این آگاهه که داخل یک بازیه. او میفهمه که: شخصیتها در حدی که او هست «آگاه» نیستند دنیا ساختگیه و حتی وجود خودش هم تابع قوانین بازیه از اینجا به بعد، مونیکا کمکم میره سمت دستکاری: رفتار شخصیتها رویدادها و حتی دادههای درون بازی هدفش هم بیشتر این میشه که توجه و حضور بازیکن را برای خودش نگه داره.
بعد از این مونیکا همونطور که فایل های سایوری رو پاک کرد(به عبارتی اونو کش*ت)با بقیه کاراکترا هم همینکارو کرد و باعث شد که اونا هم حذف بشن و همینطور قبلش رفتار های خیلی غیر عادی داشتن مثلا بجای اینکه حرف بزنن یسری چرت و پرت اون پایین مینوشت مثل کدنویسی بود و قیافه هاشونم تغییر میکرد مثلا چشماشون خیلی طبیعی میشد و یهو موزیک بازی قطع میشد و فضا تغییر میکرد(مرگ ناتسوکی تو بازی نشون داده نشده ولی سازنده ها گفتن که اونم پخ پخ شده) اخرش مونیکا همه کاراکترا و حتی دنیا رو پاک میکنه و فقط پلیر و مونیکا و یه اتاق میمونه.یه اتاقی که مونیکا روبرومون نشسته و فقط هی حرف میزنههه(🤡)اینجاس که ما باید از بازی بریم بیرون و مستقیم بریم سراغ فایل های درون بازی. توی فایلای بازی که بریم اسم کاراکترا رو میبینیم و ما برای پایان دادن به این جهنم باید فایلی که اسم مونیکا روشه رو پاک کنیم.اینجا بازی گلیچی میشه و مونیکا میگه عه نهههه🗣 و بازی دوباره ری استارت میشه ولی بدون مونیکا. (کلی زحمت کشیدم بدون لایک کجا میریی؟💔🤓)
راستی یادم رفت بگم بازی فقط برای pc عه و یکبار مصرفه(یعنی وقتی یبار تمومش کنید دیگه نمیتونید بازی کنیدش)
خیلی باحال بود ! حتما در مورد بازی
Hatoful Boyfriend هم بساززز
فک کنم نسخه هایی که از خود کارکترا/ side maybe?, اومده، مثلا yuri, میتونید به جای اون پلی بدید، درکل جالبه.
عه ندیدمش هنوز
فقط برای pc نیست
نسخه اصلیش مال pc عه
عالی بود❤
ممنونمممم
دوکی دوکی عالی بود_😼
آرهه👌🏼🤓
واقعا از همچین سبکایی خوشم میاد
اره منمم👌🏼
اگه یکی قبول نداشت که کتاب رو نمیشه از رویجلد قضاوت کرد این بازی رو بهش بدین😃 (پست عالی بودد😭😭)
دقیقاااا
نظر لطفتهه🙏🏼
من اول بازی مثل احمقا از باگ های ترسناکی که میورد عکس میگرفتم چون فکر میکردم فقط من دیدمشو-
من که بار اول وقتی گلیچی میشد عین چی میترسیدم هی میخواستم رد کنم سریع-
منم همینطور خوشبختم😭