شناخت «خود واقعی» یعنی فهمیدن اینکه چه کسی هستیم، هرکسی دلیلی برای پیدا کردن حقیقت وجودیاش داره؛ اما واقعا میتونیم به شناخت «خود حقیقی» برسیم؟
قبل از هرچیزی بیایید به مفهوم «خود» نگاهی بیندازیم ، وقتی از کلمه «خود» استفاده میکنیم داریم چه چیزی رو تعریف میکنیم؟ آدم ها از 2 بخش بسیار مهم تشکیل شدن: ژنتیک و شخصیت حالا بیایید به طور گام به گام مشخص کنیم دقیقا کلمه «خود» نماینده چه چیز هاییه یا در واقع از چه چیزی تشکیل شده.
انسان ها برای بقای خود نیاز به تولید مثل دارن، و در این تولید مثل ژن هایی که در سالیان سال ثابت هستند ، ظرف جسمی و غریزی انسان رو میسازه. غریزه در واقع نیمه اول شخصیت آدم ها محسوب میشه، یک کودک به طور طبیعی از تاریکی وحشت داره و این به حافظه تکاملی انسان برمیگرده. به طور کلی اگه بخواهیم به یک نقاشی روی بوم تشبیه کنیم : ژنتیک مثل بوم نقاشی و غرایز مثل قلم ها هستن
بعد شکل گیری ژنتیک که نیمی از تعریف «خود» محسوب میشد ، نوبت به شخصیت میرسه ؛ ابن شخصیت از خودآگاه و ناخودآگاه بروز پیدا میکنه. بخش ناخودآگاه از همون لحظه تولد فعال میشه و تا ۷ سالگی رفتار های اولیه رو از محیط ، آدم ها و شرایط اطرافش یاد میگیره ۷ تا ۱۲ سالگی مرحله رشد مهارت های اولیه و پس از ۱۲ سالگی مرحله تثبیت رو سپری میکنه. «ناخودآگاه از بعد از ۱۲ سالگی آماده تکامل و تغییر هم هست» ناخودآگاه مثل طراحی اولیه یک طرح بی رنگ و آماده کردن رنگ ها برای فرو رفتن قلم غرایز درونشه... و نیمه دیگر خودآگاه است که ....
نیمه دیگر خودآگاهه که فقط در انسان به طور کامل تکامل یافته، و این دقیقا همون نیمه ای هست که باعث میشه «من» معنا پیدا کنه... خودآگاه با توانایی تحلیل موقعیت ها ، تصمیم بر خلاف غریزه و ناخودآگاه و معنا دادن به واژه من شناخته میشه. در واقع خودآگاه و ناخودآگاه « + ژنتیک و غرایز » به طور دائم در تعامل با یکدیگر هستند و این ترکیب همون چیزی هست که مارو به عنوان «خود» تعریف میکنه به به عبارت دیگه خودآگاه مثل رنگ بخشیدن به اون طرح خام عمل میکنه، یعنی همون چیزی که بیشتر از بقیه دیده میشه اما وجودش وابسته به قلم و طرح اولیه است.
حالا که فهمیدیم «خود» چه معنایی داره می تونیم به پرسش اول جواب بدیم که شناخت خود چه معنایی داره؟ وقتی از شناخت خود حرف میزنیم یعنی شناخت ویژگی های ژنتیکی « غریزی / جسمی » و شناخت ویژگی های هویتی « خودآگاه و ناخودآگاه »... بعنی شناخت خود فقط به معنی شناخت ویژگی های هویتی نیست و شناخت ویژگی های ژنتیکی رو هم شامل میشه! و دانشمندان تونستن کشفیات زیادی در حوزه ژنتیکی بکنند و تقریبا شناخت بخش ژنتیکی از بررسی علمی امکان پذیر شده ، اما شناخت کامل هویت امکان داره ؟
پس در نهایت میتونیم هویت خودمون بشناسیم؟ بله ، تست های شخصیت شناسی و موارد زیادی برای اینکار وجود داره که به شناخت هویت خودمون منجر میشه اما با وجود این توانایی در شناخت خود ما نمیتونیم «خود واقعی» امون رو بشناسیم...! در واقع وقتی عبارت «واقعی» به جمله اضافه میشه، دیگه خود صرفا هویت فعلی ، گذشته یا آینده مارو شامل نمیشه! این یعنی....
برای توضیح دلیل این ناتوانی به مثال نقاشی روی بوم برمیگردیم ، در واقع ما با خودآگاه خود در حال رنگ آمیزی روی بوم هستیم... و تمام این نقاشی درون «زمان» رخ میده. خود واقعی ما آنچه در گذشته بودیم رو شامل میشه یا آنچه در زمان حال هستیم ؟ و یا شاید هم آنچه در آینده خواهیم بود ... در واقع هیچکدوم! از اونجایی که «حقیقت» مطلق و ثابت هست باید صبر کنیم تا نقاشی ما کاملا خشک و به پایان برسه و یک تصویر ثابت و ساکن بشه... در واقع فقط زمانی میتونیم خود واقعیمون رو بشناسیم که به پایان زندگی رسیدیم اونجاست که میتونیم بفهمیم واقعا کی بودیم ...
نظرات بازدیدکنندگان (0)