میدونستین زمانی که مادر ارن (کارلا یگر ) توی آوار گیر کرده بود به ارن و میکاسا گفت پاهاش قطع شده و شکسته و نمی تونه حرکتش بده درحالی که وقتی تایتان اومد و اونو داشت میخورد به واضحیت دیدیم که کارلا داشت پاهاش رو تکون میداد ☝️☝️☝️
زمانی که ارن رو اون تایتان پیر مرد خورد شاید اگر دقت کرده باشید سوال برایتون پیش میاد که چجوری تایتان مهاجم به اون پیرمرده نرسیده اما در واقع اون تایتان ارن رو قورت داد ☝️☝️☝️
دقت کردین تمام سرباز هایی که هم دوره ی ارن بودن قدشون نسبتا کوتاه بود البته یکی از شرایط رفتن به ۳ گروه اصلی اینه که چابک باشی
اگه پشت سرهم تمام فصل هارو ندیده باشین متوجه این میشید که چشمان ارن فصل به فصل کم رنگ تر میشه ( داخل مانگا چشمش خاکستری هست ) ☝️☝️ دلیلشو تو کامنت ها بگید
خب آخری رو گذاشتم جالب ترین زمانی که گبی ارن رو ک... ش... ت دو موضوع خیلیییییییییی مهم وجود داره ۱ ایشون از عمد گذاشت گبی تیر بزنه (دلیلشو آخر میگم) اون با این همه مهارت معلوم میتونست تبدیل به یه تایتان بشه و جلوی تیر رو بگیره با اصلا فقط برای محافظت فقط دستشو تبدیل کنه و نکرد چون عمدی بود ۲ وقتی که ارن به نیروها گفت گبی رو با خودشون به شیگانشینا ببرن چون اون میدونست آینده چی میشه برای همین با خودش آوردش و گذاشت تیر بزنه درحالی که اونم مثل فالکو مایع نخاعی زیک رو خورده بود و میتونست بکشتش دلیل کار اون : اون این کار رو کرد چون تنها وقتی دیدار در سرزمین یمیر اتفاق میفته که در حالت م.گ و نیمه زنده داشته باشی و اون از عمد اینکارو کرد و همینطور اون از عمد از تایتانش در جنگ در نیومد چون میخواست خودشو خسته کنه
دوباره اومدم فکت هات رو خوندم اون زمان که ارن توی تایتان پیر بود اون ارن رو نـ.ـجـ.ـویـ.ـیـ.ـد مگه نگفتیم نقطه ضعف تایتان ها توی گردنشون هست؟این یکی از نقص هات بود ولی در کل عالی بودی🛐
اولین پستت مبارک 🤩
راستی من میدونم، بخاطر اینکه آرمین راوی داستان بود و رنگ چشم ارن رو یادش رفته بود
سبز ،آبی تیره ،طوسی
عا.شق تحلیل هات شدم مایل به همکاری با من هستی؟
اولین کامنت اولین پستت💓🐥