همینطور که قبلا هم توضیح دادم من سعی کردم از سایت های مختلف داخلی و خارجی یه سری تئوری ها و نظریه های کمتر تکرار شده در تستچی رو استخراج کنم. اما قبل از همه چیز بگم اینها تئوری هستن و رد یا تایید نمیشن. در طول زمان خیلی از تئوری ها به حقیقت پیوستن و خیلی ها هم با چپتر های جدید رد شدن!
سیگما اصلا ساخته کتاب نیست! رسما گفته شده سیگما از کتاب به وجود اومده اما دسته ای از طرفدار ها میگن تنها کسی که این اطلاعات رو داده فیودوره... یعنی یکی از غیرقابل اعتماد ترین شخصیت های داستان. طبق این نظریه خاطرات سیگما دستکاری شده و هویت اصلی خودش رو فراموش کرده.
خب قبل از اینکه ادامه بدم بزارید یه سری چیز ها درباره ناتسومه بهتون بگم. تو پست های قبلی هم بهتون فکر کنم گفته بوده باشم که ناتسومه یکی از شخصیت های پر تئوری هست. ناتسومه همون مردی هست که تبدیل به گربه میشه. ما تا اینجا این اطلاعات رو مستقیم از مانگا و انیمه گرفتیم: اون مربی فوکوزاوا و موری بوده. خالق قدرت سه گانه هست. میتونه تبدیل به گربه بشه و جزو قدرتمند ترین موهبت های بانگو دسته بندی شده. اما بخش بزرگی از فندوم هستن که اعتقاد دارن اون فقط یه استاد معمولی و بازنشسته نیست و انواع و اقسام تئوری ها و تحلیل ها رو انجام دادن. اونها به مرموزیش اشاره کردن و گفتن اون شخصیتی هست که یک دفعه تو موقعیتی حساس ظاهر میشه، مسیر رو سر و سامون میده و دوباره غیب میشه... نمونه اش قضیه ویروس. خب نمیدونم خوب توضیح دادم یا نه ولی در کل اعتقاد دارن ناتسومه مرموز و شاید کلیدی باشه.
ناتسومه سال هاست که دازای رو زیر نظر داره. این تئوری یه ارتباط دازای و ناتسومه اشاره داره. ناتسومه و دازای ملاقات های خیلی کوتاهی داشتن. یکبار هم دازای اون رو سنسی خطاب کرد و خیلی ها معتقد هستن که اونها همدیگه رو میشناسن. این تئوری اینطور بیان میکنه که ناتسومه دازای رو از سال ها قبل میشناخت و زیر نظر داشته. و البته در آخر هم میگه که دلیل اعتماد عجیب موری به دازای و شناختش از قبل این بوده که ناتسومه اون رو بهش معرفی کرده. و البته اینطور میگن که ناتسومه دازای رو به موری داده تا بتونه رئیس سابق رو حذف کنه و نظم سه گانه رو کامل کنه و ادامه بده.
ناتسومه دازای رو برای محافظت از کتاب فرستاده. ناتسومه تقریبا همیشه پشت پرده و کمرنگ هست اما چند بار به مدت کوتاه دازای و ناتسومه در حالت گربه باهم ملاقات کردن و دازای اون رو سنسی خطاب کرد. اما ظاهرا اشخاص زیادی نیستن که از ارتباط این دونفر آگاه باشن. و یه تئوری دیگه هم میگه که دازای از چیزی نمی ترسه به جز ناتسومه. میگه اگه به کل داستان نگاه کنی دازای با هیچ دشمنی دستپاچه نمیشه و فقط فکر و عمل میکنه. حتی در مقابل فیودور. اما درباره ناتسومه... نه شوخی میکنه، نه اذیتش میکنه و نه بازی روانی راه میندازه... فقط احترام میذاره و یه جور اطاعت میکنه. این تئوری میگه دازای تنها کسی که رو که واقعا بالا تر از خودش میدونه ناتسومه هست. یه جاهایی هم گفته شده شاید دازای و ناتسومه مسئول محافظت از کتاب و نظم هستن.
ناتسومه شطرنج باز اصلی هست. همه دارن درباره دازای و فیودور حرف میزنن ولی عده ای هستن که میگن شخصیتی که بیشترین اطلاعات رو درباره جهان BSD داره ناتسومه هست. اونها گفتن ناتسومه هست که مسیر ها رو آماده میکنه و فقط وقت هایی که از مسیر اصلی فاصله میگیرن یکدفعه ظاهر میشه.
موری از اول نمی خواست دازای فقط زیردستش باشه. این تئوری از fifteen اومد.موری خیلی زود درباره ارزش دازای صحبت میکنه و انگار داشت درباره آیندش نقشه میکشید... انگار استعدادش رو تشخیص داده بود. بعضی ها میگن موری از همون موقع که توی پونزده سالگی متوجه استعداد و هوش دازای شد و اون رو شبیه خودش خطاب کرد، دازای رو جانشین بالقوه خودش دید... نه صرفا یه سرباز.
دازای از آکوتاگاوا بیشتر از آتسوشی انتظار داره. این یکی یه تحلیل عمیق و جالب هست. ظاهر قضیه اینه که دازای آتسوشی رو انتخاب کرده و اکوتاگاوا رو رها کرده. اما این طرفدار میگه که اتسوشی پروژه نجات دازایه و اکوتاگاوا پروژه اعتماد دازای. دازای هیچ وقت آکوتاگاوا رو ضعیف نمیدونست... اتفاقا تنها مشکلش این بود که آکوتاگاوا قدرتش رو فقط برای تایید گرفتن خرج میکرد، نه برای خودش. اگه توجه هم کرده باشید آکوتاگاوا بیشترین رشد شخصیتی رو داشته که بیشترش هم مدیون رقابتی هست که دازای براش با آتسوشی ساخته. این طرفدار اینطور پیشبینی میکنه که آخر داستان بزرگترین عذر خواهی یا اعتراف و تشویق دازای نه برای اتسوشی بلکه برای آکوتاگاوا هست.
موری هیچ وقت واقعا از فرار دازای عصبانی نبود. طرفدار ها میگن اگه موری واقعا می خواست با منابعی که داشت میتونست دازای رو پیدا یا حتی حذف کنه اما اینکار رو نکرد. بعضی ها نتیجه گرفتن موری از خروج دازای ناراحت بود ولی از وجودش در آژانس سود میبرد. یه سری هم میگن موری از دازای میترسه
دازای عمدا خودش رو بدتر از چیزی که هست نشون میده. این یکی هم جنبه تحلیلی داره و دوستداشتنی هست. خیلی از اوقات دازای بعد از یه کار خوب به سرعت یه شوخی احمقانه یا رفتار آزار دهنده انجام میده. حالا چرا؟ طرفدار میگه چون از این میترسه که دیگران براش تصویر قهرمان بسازن یا بهش وابسته بشن. اون فکر میکنه اکه همه ازش متنفر یا کلافه باشن وقتی روزی از بین بره یا ناپدید بشه کمتر ضربه می خورن. دقیقا یکی از تفاوت هاش با فیودور هم همینه... فیودور افراد رو به خودش وابسته میکنه اما دازای اونها رو مستقل میکنه.
هیگوچی هم توانایی داره اما آساگیری عمدا پنهانش کرده. این یکی انگار مدت زیادی هست که مطرحه. این یکی میگه احتمال خیلی زیاد و قوی ای وجو داره که هیگوچی موهبت داره اما تا امروز هیچ وقت نشون داده نشده که چیه. این یکم غیرعادیه چون آساگیری معمولا موهبت شخصیت هارو زودتر معرفی میکنه. این تئوری میگه شاید این موهبت اونقدر مهم باشه که گذاشته باشنش برای آرک آخر.
دازای می خواد از کیوساکو محافظت کنه. رسماً میدونیم دازای کیو رو زندانی کرد اما سوال اینه چرا حذفش نکرد؟ مافیا آدم های کم خطر تر از کیو رو هم افقی کرده... کیو که خودش بمب متحرکه. بعضی از طرفدار ها میگن کیو هم مثل دازای و یوسانو قربانی موری هست و بعضی ها هم پاشون رو فراتر گذاشتن و ادعا کردن شاید دازای در کیو کودکی مهر و موم شده خودش رو دیده. اما یه سری هم میگن دازای کیو رو برای یه نقطه مهم دیگه نگه داشته. تازه فکر کنم همه متوجه شده باشید که بعد از قضیه آزاد کردن کیو توسط مافیا و افتادن دست انجمن، دازای اون رو غیرفعال کرد اما بعدش رو نمیدونیم. برای همین فقر اطلاعاتی ای به وجود اومده. وقتی کیو دوباره ظاهر شد تقریبا یه کینه شخصی از دازای داشت... موری هم برای همین برای دازای گین و هیگوچی رو فرستاد. از دید کیو دازای کسی بود که زندگیش رو نابود کرد اما از دید دازای؟ فقط میشه حدس زد. یه تفسیر محبوب فندوم اینه که دازای تنها کسی بود که فهمید و درک کرد که کیو عمدا هیولا نشده. کیو خودش هم اعتراف کرده «من هرگز این قدرت رو نخواستم.»
کیو از جامعه طرد شده بود، قدرتش باعث ترس و آشوب میشد و کسی واقعا نمی فهمیدش... حتی توانایی کنترل خودش رو هم نداشت. یه جورایی زندانی کردن کیو شبیه به مجازات یا بی رحمی خالص نیست... بیشتر شبیه راه حله. چون اگه آزاد بمونه آدم های بیشتری افقی میشن. یه طرفدار در ادامه میگه وقتی پیشنهاد حذف داده میشه دازای اینکار رو نمیکنه... اون داشت دنبال یه بهونه میگشت تا کیو رو حذف نکنن و چه راهی به جز زندانی و مهر و موم کردنش بود؟ تا اینجا فن ها باهم متحد هستن اما از اینجا به بعد به دو دسته تقسیم میشن. دسته اول که معتقدن دازای هم مثل کیو یه بچه آسیب دیده بود و می خواست کیو رو به روش خودش نجات بده. دسته دوم که معتقدن دازای هم می خواد از کیو به وقتش استفاده کنه.(که منم جزوشونم.) یه سری کاربر هم بودن که رابطه کیو و دازای رو به آکوتاگاوا و دازای تعمیم دادن. دازای با اکوتاگاوا با بی رحمی رفتار میکرد و باهاش بد بود اما همون باعث رشد و دوام آکوتاگاوا شد. (در کل دازای با هر شخص یک جور که از نظرش بهتره رفتار میکنه) پس شاید با کیو هم بی رحمانه و مثل یه هیولا رفتار میکنه و تنفر از خودش نشون میده تا کیو رو قوی تر کنه.
سه روزه دارم تئوری سوم رو مینویسم نمیاد.
میگم اشکال نداره اگه خواستم یه وقت تئوری بذارم تئوری مربوط به سیگما رو بردارم و ادامش بدم؟
نه مشکلی نیست.
سلام عالی بود.
حالا میشه منم چند تا چیز بگم درمورد سیگما؟من خودم به شخصه با اینکه سیگما ساخت کتاب نیست موافقم.حالا براش دليل هم میارم:
۱-همین که خودت گذاشتی
۲-یادتونه وقتی آکوتاگاوا دوباره ناتانیل(یا ناتانائیل(نمیدونم درست نوشتم یا نه))رو دید ناتانیل چی گفت؟آکوتاگاوا داشت در مورد مارگارت حرف میزد.بعد فکر کنم ناتانیل گفت منظورت چیه یا درمورد چی خرف میزنی(من دوبله دیدم نمیدونم درسته یا نه).
نسبتا حافظش دست کاری شده بود.حالا چرا نتونه حافظه ی سیگما ی بدبخت رو دستکاری کنه؟
دليل سوم جا نمیشه.میگم ج
سیگما هم به جمع مظلومان بانگو پیوست...
هعی....
مگه نبود؟
تئوری سوم ساعت یک نصفه شب به ذهنم رسید با ناگیسا.برگای ناگیسا ریخت با تئوری هام...
میگم می چان گربه هارونو که تو فصل ۲ هارونو و نائومی داشتن عکسش رو نگاه میکردن هم ناتسومه بود:))))))
آره...
همه اول فکر میکردیم گربه خونگیشونه بعد فهمیدیم آدمه که هیچ استاد فوکوزاوا و موری هم هست😅
هعیی
وایی پستت خیلی عالی بود
متشکر(●♡∀♡)
نهههه😭 نمیشه بازم بزاری؟؟
اتفاقا دبروز به تئوری سنگین دیدم وسوسه شدم بازم بگردم پیدا کنم... شاید پارت بعدی داشته باشه.
پارت جدید اومد... البته کمی متفاوت...
کافکا رسما اینطوریه ا ایده برا داستانم کم اومد بزا از تئوریا بزازم( انقدر که بعضی تیوریا درست در میان)
اون وسط دازای و چویا ام تو زندان موهبت دارا😞
تو هم متوجه شدی دازای زیرپوستی غیب شده...
اکنون در هاله ای از ابهامم چون مانگا فعلا تموم شده و یه جور خاصی تموم شده که نمیدونی چی شد یهویب
کمکم دارم حس میکنم موهبت هیگوچی اینه که افقی شده هارو عمودی کنه(نمیدونم منظورمو فهمیدین یا نه)اگه واقعا موهبتش این باشه واکنش من:
هوی هیگوچی بیا اودا رو زنده کن!!!!!!
بازگشت اوداساکو🥺
روزی که فهمیدم ناتسومه گربست دوتا اتفاق برام افتاد:
۱_ هرموقع گربه اون شکلی میبینم با خودم میگم:عع ناتسومه_
۲_دارم به این پی میبرممم که اون گربه عه که تو کافه عه پیش دازای و اودا و آنگو بود هم ناتسومه هست......
چون همش ناتسومه هست👌🏻😁