بررسی مستند جدید شبکه HBO با مضمون «یافتن هری: ساختن در پشت جادو»
در ابتدای پست، من یه گله ی ریزی از کاربر 𝓛𝓾𝓷𝓪 ★ بکنم به خاطر این اسلایدشون. من اینجا شترمرغ تشریف دارم؟ دارم گشوده میشم اخبار جدید رو از انواع پلتفرم ها جمع آوری کنم عزیزززز.
اول بگم که این مستند 25 دقیقه هست به همین خاطر نمیتونم تمامش رو دقیق و با جزییات بررسی کنم. تا جایی که امکانش باشه بررسی میشه و باقی اون در پست بعد.
من فکر میکنم همه میدونیم اینجا کجاست. هاگوارتز، خونمون. چیز خاصی ندارم بگم چون در پست های قبلیم اکثرا بررسیشون کردم. فقط باید بگم که از کلاس معجون سازی (عکس سمت راست پایین) خیلی خوشم اومده.
همگی به گوش باشید! اسنیپ عزیز تر از جان (مخصوصا با اون بازیگرش!) و هاگرید رو داریم که همون طور که مشخه یه جور پشت صحنه است که برای شام اول تدارک دیده شده. 1-اینکه موهای اسنیپ یه حس کاملا مصنوعی و کلاه گیس گونه رو القا میکنه. دوما فکر کنم بافت هستش و این اصلا با اون توصیف موهای صاف و براق نمیخونه (اگر بافت باشه.) خلاصه کارگردان کمر بسته به خاطراتمون. 2-اسنیپ چرا توی دست راستش حلقه داره؟ شاید همینجوری بوده باشه ولی من حس خوبی ازش نمیگیرم. 3-لباس هاگرید به نظرم کاملا مناسبه. پشمین و ضخیم در عین راحتی. 4-در مورد لباس اسنیپ نمیدونم چی بگم چون زیاد واضح نیست (بازیگرش سیاه، موهاش سیاه، لباسش سیاه. ماشالا به این رنگ بندی.)
سلامت باشن آقای جان لیتگو. داره قر میده. خیر سرش دامبلدوره. حالا از حق نگذریم چه خوبم ایرانی میرقصه. 1-لباسش دقیقا مثل توصیف کتاب و فیلم اول، زرشکی رنگه اما این بیشتر حالت کت طور پیدا کرده در حالی که قبلی رداطور بود. شاید برای یه جادوگر قبلیه بهتر باشه. 2-کلاهش (اگه بشه گفت کلاه چون انگار یه دستماله) چیز خاصی نداره. من کلاه قبلی رو نمی پسندیدم و به نظرم شاید این بهتر باشه. 3-در مورد بافت لباسش در پست های بعدی مفصل صحبت خواهیم کرد (اینکه طراحان لباس در مورد لباس های هر کاراکتر چی گفتن و...) 4-من اول نسبت به جان لیتگو نظر منفی داشتم ولی الان میبینم نه انگار تونسته کارو در بیاره. با توجه به ریش و لباس و میمیک صورتش به نظرم خوبه. نمیشه با ریچارد هریس قیاس کرد. هر دو عالی هستن. 5-عینک نیم دایره اش کاملا مطابق توصیفات. عالیه. 6-توی دست راستش دو تا انگشتر داره. (ممکنه یکی مال گانت باشه؟ در این صورت داستان عمیق تر میشه هرچند فکر نکنم رولینگ اجازه بده.). به نظرم این برخلاف انگشتر اسنیپ خوبه. یه جور حس تانوس القا میکنه. 7-شیشه های رنگی پشت دامبلدور قطعا بهتر شدن چون رنگی شدن و بیشتر جزییات دارن در حالی که ما توی فیلم های زیاد چنین جزییاتی نداشتیم.
ای وای من! مک گوناگل عزیزمممممم. البته بگم به نظر من (برخلاف خیلیا) درسته مگی اسمیت رو نمیشه جایگزین کرد اما جنت مک تیر هم واقعا دست کمی از ایشون نداره. نمیدونم چرا تصمیم گرفتن کلاه ها رو از حالت نوک تیز در بیارن (شاید هم صرفا توی این سکانس اینجوری شده اما با این حال) قطعا یکی از بزرگترین اشتباهات کارگردان خواهد بود و خیلیا بهش واکنش های منفی نشون دادن. 1-بهتر بود یکم بیشتر روی چین و چروک هاش کار میکردن و یکم حس پیری ولی اقتدار رو بیشتر میتونستن منتقل کنن اما همین هم خوبه. 2-عینکش رو هم که بررسی کرده بودم اما اینجا با زاویه ی بهتری مشخصه. انتخاب یه عینک ساده تر بهتر میتونست باشه چون مک گوناگل فقط بعضی وقتا به خاطر ضعف چشمش توی مواقع خاص عینک میزد و ادمی بود به دور از تجملات. یعنی عینک فقط یه وسیله ی موقت برای رفع نیاز آنی بود. 3-گوشواره های ساده ای داره. خوبه چون مک گوناگل قبلی زیاد ساده بود اما این که یکم ظرافت های زنانه بهش اضافه کنن قطعا بهتره. 4-بزرگترین مشکل من با مک گوناگل جدید، لباساشه قطعا. انگار کت بابابزرگش رو دادن بپوشه. اصلا لباس مک گوناگل سبز بوده نه خاکستری و طوسی. کاملا غیرقابل قبول.
الیوندر ما داریم می آییم! ما یادمونه که توی فیلم قبلی مغازه ی اولیوندر خیلی شلوغ و در هم بر هم بود و جا برای سوزن انداختن نداشت اما انگار کارگردان تصمیم گرفته یکم منظم تر کنه مغازشو. 1-قبلی بهتر بود چون یه سح رازالودگی خطرناکی داشت. 2-اما الان هم بد نیست، حداقل با حساب کتاب تر شده. همین! میخواستم همینو بگم :)
من زبونم بند اومد از این همه تلاش و پشتکار. بله، کارگردان اعلام کرده که تمام مکان ها رو دقیقا ساختن (البته تا جایی که میشده) و راوی (نیک فراست، بازیگر نقش هاگرید) توی مستند گفت:«در اینجا جادوگران واقعی دست به کار شدند.» و به نظرم یه نقطه ی امیدی محسوب میشه برای ما. عکس سمت چپ بالا: احتمالا گلخونه. عکس سمت چپ وسط: احتمالا پرایوت درایو. عکس سمت چپ پایین: شاید ایستگاه کینگز کراس (اصلا مطمئن نیستم) عکس سمت راست بالا: فکر میکنم دایاگون الی (تا یادم نرفته اینم بگم که کارگردان گفته دایاگون الی کاملا یک دسته. یعنی همه جا به همه جا راه داره. الیوندر به فلوریش اند بلاتز اون به گرینگوتز و...) عکس سمت راست وسط: ایستگاه کینگز کراس عکس سمت راست پایین: واقعیتش هیچ حدسی نمیتونم بزنم که این چنین دکوری داشته باشه. به عهده خود شما.
یواش یواش داریم به بخش های خوبش میرسیم! اینجا آقای جان لیتگو در نقش پروفسور دامبلدور صحبت میکنه. چی داره میگه؟ توی پست قبلیم حرف های مهمش رو نوشتم. پس برید ببینید اگه ندیدید.
نگاه کنید چه عکسایی براتون آوردم! به ترتیب شروع میکنیم: 1-عکس سمت چپ بالایی: پروفسور مک گوناگل رو نشون میده و من بازم اینجا میخوام بگم که با لباساش مشکل خیلی شدیدی دارم! البته رنگشون خوبه ولی جنسشون یجوریه انگار براش بزرگه. امیدوارم متوجه منظورم بشید. حس میکنم توی کلاس تغییرشکل قرار دارن. 2-عکس سمت راست بالایی: پروفسور اسنیپ و احتمالا پروفسور سینسترا (درس نجوم) رو مشاهده میکنیم. اگه پروفسور سینیسترا باشه خیلی عالیه چون تقریبا پروفسور سینیسترا حذف شده بود از کل فیلم ها. در مورد اسنیپ هم چی بگم والا. توی این عکس تا حد زیادی بافته بودن موش مشخصه و من به شدت مخالفم. (از لباسای پروفسور سینیسترا رد میشم چون اصلا شخصیت مهمی نیست.) پشت این دو نفر کنده کاری هایی دیده میشه توی چوب که به نظرم وفق العاده هستن و تا این حد توجه به جزییات عالیه. (حالا چون نمیخوام پست زیاد طولانی بشه، خیلی مختصر توضیح دادم) و در مورد میز هم، پررنگ و لعاب تر شده، تنوع بیشتر شده، کیفیت بالا تر رفته. توی فیلم اول تمام غذاها واقعی بودن به نظر میرسه که اینجا هم واقعی هستن اما به نظر هیچ وقت کمپانی چنین ضرری رو محتمل نمیشه. (ادامه در اسلاید بعد)
یدونه نکته موند که توی نتیجه میگم. 3-سمت چپ پایین هاگرید رو میبینیم که کنار قطار وایساده. چند تا سوال خیلی مهم ایجاد میشه. چرا نوشته روی قطار هاگزمید؟ مگه پیاده نمی رفتن؟ و اینکه تا سال سوم هم خبری از هاگزمید نبود. پس چرا اصلا چنین چیزی باید نوشته بشه؟ جای ابهام خیلی زیادی داره. 4-سمت راست پایین دو تا از اصلی ترین تهیه کننده ها رو میبینیم که دارن در مورد فرآیند انتخاب گلدن تریو صحبت میکنن که بخش خیلی زیادیش رو توی پست قبلیم گذاشته بودم میتونید از اونجا ببینید. ولی یه چیزی که نبود و میخواستم بگم این بود که ثبت نام بازیگرا برای این سریال اینترنتی بود ولی تستشون حضوری بود (و تقریبا تمام کودکان بریتانیا و ایرلند و اسکاتلند رو شامل میشده) و برای این کار مجبور بودن تهیه کننده ها بار ها به ولز، منچستر، اسکاتلند، ایرلند و کاردیف برن. از آلاستیر (بازیگر رون) توی منچستر، از دومینیک (بازیگر هری) توی گلاسگو (در اسکاتلند) و از آرابلا (بازیگر هرماینی) توی لندن تست گرفتن.
بازیگر پروفوسور مک گوناگل
ما هنوز به یادتیم نمیدونم چرا ولی دارم گریه میکنم
💔
خیلی خیلی عالی بود خسته نباشییی
خیلی ممنونمممممم
خیلی خوشحالم که دوست داشتی 💖💖