درود 👋👋👋 ممکنه تاحالا اسم حشاشینو شنیده باشی و ندونی کی هستن و چه ربطی به مواد مخدر دارن بیا بفهم :
حشاشین در زبان فارسی قدیم به معنی داروفروشان بودهاست و چون در منطقه الموت گیاهان دارویی به وفور یافت میشد آنان صادر کننده دارو بودهاند و به آنها حشاشین گفته میشد. حشاشین (به انگلیسی: Assassin) نامی است که صلیبیون و اروپائیان قرون وسطایی به باطنیها در دوران الموت، که گستره حکمرانیشان، ایران و سوریه را به مرکزیت قلعه الموت شامل میشد، استفاده میشود. نام حشاشین توسط صلیبیون از سوریه به اروپا منتقل شده و در شکلهای گوناگون ادبیات غربی جنگهای صلیبی، در متون عبری و یونانی به کار رفتهاست. حشاشین در واقع (افراد معتقد و پایبند به دین اسلام نزاری) نام داشتند که غربیها آن را سهواً به مشتقی از واژه حشیش نسبت دادند.
در آن زمان، بغداد پایتخت سلجوقیان سنی مذهب بود ( مذهبی که از آن زمان تا کنون، شاخه غالب در کل جهان اسلام بوده است). از سویی دیگر، سلجوقیان مهاجمانی بودند که از مهاجمان قبلی دفاع می نمودند و هر دوی آنها سنی مذهب بودند. اگر چه اکثر ایرانیان نیز پیرو همان مذهب بودند، لیکن هر دو مهاجم با ایرانیان همچون ملت مورد تهاجم رفتار کرده بودند. نظام خلافت فاطمیون در شمال افریقا رو به زوال نهاد، اما فرو نپاشید. جنبش آنان تجدید شد و برای مدت ۱۷۰ سال دیگر در ایران تحت رهبری حسن صباح و جانشینانش ادامه یافت. او قرارگاه خود را در قلعه خود در کوهستان های البرز مرکزی، قلعه الموت، بنا نهاد و پیروانش را از آنجا رهبری نمود. جانشینان او، رهبری حشاشین ایران را تا سال ۱۳۵۶ میلادی از همان قلعه الموت ادامه دادند.
با قیام اسماعیلیان ایران به رهبری حسن صباح بر ضد حکومت سلجوقی، فصل جدیدی در تاریخ اسماعیلیه آغاز شد که با مقابله های نظامی و قلمی گسترده با ایشان همراه بود. حسن صباح اقتدار سلجوقیان را که بر اغلب سرزمینهای غرب آسیا فرمانروایی میکردند به چالش کشید و برای این کار از روشی استفاده کرد که محل بحث و گفت و گوی مورخان است: روش کشتار مخالفان سرشناس. حسن صباح نفوذ عجیبی بر پیروان خود داشت و زمانی که دستوری به یکی از پیروانش میداد، بیدرنگ اطاعت میکردند. آنها حقیقت عالم را حسن صباح میدانستند و خود را «فدویهای ولایی» مینامیدند. این نفوذ حیرت انگیز باعث شده بود برخی موخان شایعه کنند که حسن صباح به پیروانش حشیش و مواد روانگردان میدهد و به همین دلیل اسماعیلیان را فرقه حشاشین (یا آنطور که در انگلیسی میگویند Order of Assassins) بنامند. بر اساس گزارش فرهاد دفتری، نخستین استعمال لفظ حشاشین برای پیروان حسن صباح، به رسالههای جدلی که مخالفان اسماعیلیه نوشتند باز میگردد. مصرف حشیش در سده های ششم و هفتم، به خصوص در میان طبقات پایین جامعه، افزایشی فوق العاده یافته و در همان حال آثار زیان بخش حشیش نیز مورد بحث قرار گرفته است. از قرن هفتم دانشمندان مسلمان رسالات متعددی در توصیف این تاثیرات بر ذهن اخلاق و دین نوشتند. این نویسندگان به خصوص بر این نکته تاکید داشتند که استعمال ممتد حشيش احتمالا تاثیرات زبان بخشی بر اخلاقیات و اعتقادات دینی استعمال کنندگان داشته به طوری که نظر و طرز عمل آنان را نسبت به فرایض دینی مانند نماز و روزه که شریعت اسلام مقرر داشته، سست میکرده است. در نتیجه استعمال کننده حشيش مستحق مرتبه اخلاقی و اجتماعی پایینی همانند مرتبه ملحدان در دین بوده است. استعمال کنندگان حشیش صریحا از مطرودان اجتماع و جنایتکاران محسوب میشدند و بر حشیشیه به عنوان کسانی که برای اسلام و جامعه خطرناک اند، داغ باطل خورده بود. از این رو، گمان میرود اصطلاح حشیشیه مجازا به معنای «اراذل و اوباش فرومایه و مطرودان بیدین جامعه» در اشاره به اسماعیلیان نزاری سده های ششم و هفتم، به کار می رفته است عکس نماد اسماعیلیه هست
دوستان این یه بخش خیلی کمی از تاریخ حشاشین و ایرانه و من سعی کردم خلاصه کنم البته برای کسانی که متوجه نشدن حشاشین در اصل یعنی دارو فروش و هیچ ربطی به حشیش نداره و وقتی مارکوپولو به ایران سفر کرده این شایعه پراکنده شد ناظر هیچ ربطی به حشیش نداشت رد نکن عکسم کتابه خداوند الموته برای کسانی که تاریخ دوست دارن
نظرات بازدیدکنندگان (0)