سوالات و نقاط کور انیمه سگ های ولگرد بانگو
توی سگ های ولگرد بانگو یه چیزی بود به اسم کتاب که هرچی توش نوشته میشد به واقعیت می پیوست، تا اینجا درست. فیودور می خواست اون رو بدست بیاره برای همین از سیگما استفاده کرد و یک برگه رو از تاندا سرقت کرد اما صبر کن... داستان همینجاست: اشاره شده که تاندا و دولت تنها یه برگه جدا شده از اون کتاب رو داشتن پس خود کتاب دقیقا کجاست؟ و یک سوال دیگه: توی دنیای Beast دازای کل کتاب رو داشت و نکته دیگه ای هم که بود این بود که انگار دازای یه ارتباط خاصی با اون کتاب داشت که با لمس اون کتاب میتونست به اطلاعات بقیه دنیا ها و دنیای اصلی دسترسی پیدا کنه اما برای فوکوچی که بهش دست میزد اتفاقی نیوفتاد.
یک سوال دیگه هم بود که ذهنم رو خیلی در گیر کرد: سیگما با کتاب به وجود اومده، درست. اما برای اینکه کتاب عمل کنه باید توش نوشت اما کی سیگما رو نوشت؟ شاید بگیم فیودور اما اگه فیودور کتاب رو داشت دیگه چرا از سیبری کوبوند اومد ژاپن و چه نیازی به سیگما داشت بره یه برگه از اون کتاب رو از دولت ژاپن بـ/دزده؟
یه فرضیه هم هست که دارم: شاید دازای هیچ وقت آنگو رو نبخشیده. آنگو واقعا فردی بود که به خاطر وظیفه اوداساکو رو به کشتن داد و حتی دیدیم توی بخشی که توی اتاق آنه، سیگما با آتسوشی تماس برقرار کرد و بیهوش شد، آنگو تصمیم گرفت اگه به هوش نیومد کیوکا و لوسی و آتسوشی رو بکشه یعنی همکار ها و دوستان نزدیک دازای! آنگو سعی داره گذشته رو جبران کنه برای دازای ولی شاید دازای هیچ وقت راضی نشه و آنگو رو نبخشه و حتی شاید دنبال انتقام باشه اما خب به خاطر وصیت اوداساکو دست هاش بسته است و بیشتر داره ازش استفاده میکنه و بازیش بده شاید هم بدترین سناریو این باشه که یه جا بهش ضربه بزنه تا آنگو هم طعم تلخ خیانت رو بچشه. و از همه مهم تر اینکه دازای شاید موری رو عامل مرگ اودا نبینه و عامل اصلی مرگ بهترین دوستش رو آنگو بدونه.
یه نکته نسبتا غمگین هم درباره چویا هست: چویا دوستان و عزیزانش مثل آدام، اعضای پرچم ها و گوسفند رو از دست داده و فقط دازای براش موند. اما دازای هم مافیا رو ترک کرده. شاید دلیل عصبانیت چویا هم همین باشه که واقعا تنها شده نه اینکه دازای به مافیا خیانت کرده باشه. از لحاظ فنی و منطقی هم دازای خیانتی نکرده چون اون حجم از اطلاعات حساس و حیاتی ای که درباره مافیا داشته رو لو نداده یا کاری علیه مافیا انجام نداده اصولاً به مافیا آسیبی نرسونده.
یه نکته دارک هست که بدجور رو مخمه و پشم ریزونه😅 آتسوشی فقط یک بار موری رو دیده اون هم به عنوان یه مرد میانسال مهربون که دنبال یه دختربچه به اسم الیس میگشته و اتفاقا بهش کمک کرد تا تو اتاق آنه پیروز بشه. بعد از اون توی هیچ کدوم از موقعیت ها آتسوشی نبود و موری رو دوباره ندید. پس یعنی اون هیچ وقت موری اوگای رو به عنوان رئیس پورت مافیا ندیده و تنها اسمش رو شنیده! موری داره ترسناک میشه.🙂
این نظریه سر گین هست: گین اکوتاگاوا خواهر ریونوسوکه اکوتاگاوا هست. یعنی وقتی دازای ریونوسوکه رو پیدا کرد گین رو هم دید و هردوشون وارد مافیا شدن. گین اصولا زیاد حرف نمیزنه و دیده نمیشه و بیشتر شبیه یه شبح هست(کل ملت هم اول فکر میکردیم پسره🥲) اما یکبار دیدیم که دازای جلوی هیگوچی درباره گین حرف زد و اون رو توی زمان بچگیش دختر کوچولوی ناز خوند و گین هم خجالت کشید. گین تا به حال زیاد جلوی دازای ظاهر نشد و کلا یکی دوبار توی انیمه ظاهر شد که اون هم یکبار به عنوان محافظ بود و یک بار هم به عنوان یه دختر جوان بسیار زیبا خجالتی و البته معمولی نه یه قاثل. کلا بگم گین هم یکی از شاگردان دازای احتمالا به حساب میاد اما خب نه به اندازه برادرش یعنی ریونوسوکه افراطی و نه به اندازه آتسوشی ممتاز. گین یکجور نقطه تعادله که دازای رو نه استاد بلکه یه خانواده یا ناجی میبینه. شاید پسر نمایی گین هم کار دازای بوده باشه... توجه کردین تنها کسی که توی مافیا میدونست گین دختره و چهره واقعیش رو میشناخت اول برادرش ریونوسوکه بود و بعد دازای. شاید کسی که به گین لباس نینجایی خشن داد همون دازای بوده تا نزاره توی پورت و گروه خشن سوسمار سیاه گین به خاطر دختربچه و زیبا بودنش ضعیف جلوه کنه یا مشکلی براش پیش بیاد. و البته میتونیم دنیای Beast هم فاکتور بگیریم. اونجا دیدیم گین منشی مورد اعتماد دازای بود و پیدیم گین دازای رو به عنوان پدرخونده یا استاد میدید که اون رو نجات و پرورش داده بود و دیدیم کین حتی حاضر شد اع/دام رو به دستور دازای بی چون و چرا بپذیره و رو در روی برادرش بایسته. البته یک نکته مشترک بین این دو دنیا هم بود و اون هم اینه که گین رابطه زیاد خوبی با برادرش نداره اگه به دنیای Beast توجه کنیم دیدیم که ریونوسوکه به خاطر انتقام گرفتن از اون افرادی که دوستانشون رو کشته بودن گین زخمی رو بدون تضمین امنیت رها کرد و گین همونجا دازای رو دید و به اون پناه برد و یه کینه و دلخوری نسبت به اکوتاگاوا و انتقام جوییش بهش دست داد.
توی دازای و چویا پانزده سالگی فهمیدیم آشناییت موری و دازای از اونجا شروع شد که دازای ۱۴ ساله به عنوان اقدام به خودک/شی به بیمارستان زیرزمینی موری انتقال پیدا کرد اما اینجا دو چیز مشکوک هست: ۱. دازای که اون زمان یه بچه ۱۴ ساله به ظاهر معمولی بود و چندین بار هم توی همون قسمت مشخص شده بود اصلا عضو رسمی مافیا تا قبل از ۱۵ سالگی نیست توی یه بیمارستان زیرزمینی بود! چرا باید بره یه بیمارستان زیرزمینی موری؟ ۲. همون اول انگار موری دازای رو می شناخت چون همون موقع بهش گفت که بهش برای کودتا کمک کنه. چرا موری دازای رو می خواست و اصلا چرا برای کودتاش به یه بچه نیاز داشت؟ اصلا چرا حرف دازای نوجوان و ناشناس که با موری هم ارتباط داشته برای یه سازمان بزرگی مثل مافیای بندر سند بوده و بدون چون و چرا دروغش رو باور کردن؟
توی معامله ای که دازای با تاندا در ازای پاک شدن گشته اش بعد از خروج مافیا کرد رو یادتونه؟ توی اونجا تاندا سریع حرف دازای رو قبول کرد و حتی اون اول به دازای پیشنهاد یه شغل دولتی رو داد!🙄 به دازای با اون پرونده بسیار درخشانش🤐 اما به تاندا چی رسید؟ دازای پرونده اش پاک شد و به آژانس کارآگاه مسلح پیوست اما تاندا چی گرفت؟ یعنی واقعا تاندا محض رضای خدا اینکار رو کرد...😑
دازای موهبت بسیار کمیابی داره و میشه گفت فقط اون در دنیا ضدموهبته. طبق گفته راندو دازای وجودش یک شایعه بوده و حتی توی اروپا که مهد موهبت های جهانه هم همچین موهبتی نیست پس دازای واقعا تنها و خاص هست. اگه هنوز یه شایعه است پس حتی اروپایی ها هم احتمالا ندونن هنوز یه کاربر ضدموهبت وجود داره، اما اگه بفهمن چی؟ البته این هم بگم که سر ماهیت موهبت دازای هم الان جنگه چون موهبت دازای تفاوت هایی هم با موهبت ها داره... مثلا دازای کنترلش نمی کنه. برعکس بقیه که خودشون قدرت رو فعال می کنن و خودشون هم غیر فعال میکنند موهبت دازای همیشه فعاله. یا اینکه موهبت دازای بیشتر شبیه متضاد موهبت داران هست تا عضوی از موهبت داران.
این هم میدونیم که شخصیت های این انیمه بر اساس نویسنده های واقعی یا شخصیت های آثارشون ساخته شدن(کافکا حتی به اختلاف قد چویا و دازای واقعی و انیمه هم رحم نکرد😑) پس یک جورایی میشه از همین طریق یه سری سرنخ ها از گذشته پر رمز و راز و خانواده پر رمز و راز تر دازای پیدا کرد. خب درباره اوسامو دازای واقعی شروع میکنیم: اول از همه اینکه اسم واقعیش شوجی تسوشیما بود و در یک خانواده ثروتمند و پر نفوذ اما پر جمعیت به عنوان دهمین فرزند از یازده فرزند به دنیا اومد(ده تا خواهر و برادر داشت😶🌫️) پدر شوجی به عنوان نمایندهی مجلس همتایان به عرصه سیاست وارد شد و از آنجایی که مادر شوجی بیمار بود، شوجی توسط خدمتکاران و عمهاش کیه بزرگ شد. بعد ها تسوشیما اسم خودش رو به دازای اوسامو تغییر داد. اگه توجه کرده باشین این نکته هم هست که این روز ها بین طرفداران مطرح شده و اون هم این بوده که دازای اون اوایل که توی بیمارستان زیرزمینی موری بوده لباس های مرتب و رسمی به تن داشته و از اون مهم تر اینکه دازای حتی اون زمان هم اطلاعات زیادی از سیاست و استراتژی داشته...
موری و فوکوزاوا وقتی فوکوزاوا توسط سگ های شکاری بازداشت بود که معامله باهم کردن و اون هم این بود که در ازای محافظت مافیا از آژانس کارآگاهی یکی از اعضای آژانس باید به مافیا بپیوندد ولی اون شخص کیه؟ بزار یه تحلیلی کنیم:
آتسوشی: قدرت زیادی داره و میتونه گزینه خوبی باشه اما خب قلب پاکی هم داره و برعکس دنیای Beast از قتل و غارت دوری میکنه و براش سخته و دردناک هستن. کنجی: یه ماشین تخریب عالی ولی زیاد برای موری یا مافیا مورد توجه نیست. یوسانو: گزینه محبوب موری اما فوکوزاوا براش قفل کرده.(البته موری قبلا یکبار به یوسانو گفته که انتخابش اونه ولی این بیشتر جنبه آزار روانی داشت چون فوکوزاوا یوسانو رو منع کرده و موری هم خوب میدونه که هیچ جوره نمیتونه یوسانو رو بگیره.) رانپو: هوش عالی میتونه گزینه خوبی باشه البته زیاد بهش اشاره نشده. تانیزاکی: قبلا یکبار رهبر مارمولک سیاه گفته بود که میتونه آدم ک/ش ماهری بشه و واقعا هم درست بود. تانیزاکی اگه افرادی که براش مهم هست به خصوص نائومی در خطر یا تحت تهدید باشن روی وحشی و بی رحم خودش رو نشون میده. ولی آیا واقعا مافیا آدمکش کم داره؟ کونیکیدا: بدترین گزینه ممکن! فکر نکنم کونیکیدا با اون ارزش های اخلاقی و قوانینش زیاد بتونه توی محیط مافیای بندر دوام بیاره. مافیا هم فکر نکنم از گرفتن کونیکیدا سودی ببره. تازه توی قسمت ویژه هم معلوم شد کونیکیدا جانشین فوکوزاوا هست پس با رفتن کونیکیدا به پایه های قدرت سه گانه نسل بعد ضربه وارد میشه و فکر نکنم موری همچین کار ابلهانه ای انجام بده. کیوکا: یه مهره سوخته و بی ارزش شده. دازای: 😐 خب... دازای... ممکن ترین و غیرممکن ترین گزینه😅 دازای باهوش هست، استراتژیست هست، در کارهای زیرزمینی تمیز ماهر هست، قبلا در مافیا حضور پر رنگی داشته و با اینکه دیگه در مافیا نیست هنوز هم نفوذ و اطلاعات زیادی درون مافیا داره در ضمن دست پرورده و جواهر با ارزش موری هم هست و موری هم بارها نشون داده که خواستار بازگشت دازای به مافیا هست اما از یک طرف از دازای وحشت داره. دازای هم آیا حاضر میشه موری رو ببخشه و دوباره به مافیا برگرده؟ یا وصیت اودا رو زیرپا بزاره؟ البته اینجا یک چیز دیگه هم مطرح میشه و اون هم اینه که اوداساکو گفته بود «طرف آدم های خوب باشه» نگفته بود آدم خوبی باش! پس اگه یک روز برای کمک به آدم های خوب یا آژانس دازای بره طرف مافیا از لحاظ منطقی به وصیت عمل کرده.😐
دازای تنها کسیه که توی هر سه ستون قدرت یوکوهاما (آژانس کارگاه مسلح، پورت مافیا، دولت) نفوذ داره و میشه گفته یه پل بین هر سه تاشونه.
عالی بود ✨😲
(灬º‿º灬)♡
وای تورو خدا بگو مانگا رو از کجا خوندی
از یه سایت گرفته بودم به اسم مانگاریوم... البته الان نمیدونم چرا پولی شده؟
ای بابا...بازم مرسی
انگار مانگاریوم به خاطر مشکلات زیرساختی و اینترنتی اینجوری شده بود... الان تست کردم مانگا ها برام بالا آوردن.
خدا میدونه چقد صبر کردم اینا رو بگم،
توی اسلاید ششم، ما داخل آرک استورم برینگر متوجه میشیم که ورلاین(برادر چویا) بعد از اتفاقاتی که میوفته میره و توی زیرزمین های مافیا مخفی و مشغول به کار میشه، کارش چیه؟ درس دادن به بچه ها و یاد دادن اینکه چطور قاتل بشن(ورلاین به عنوان پادشاه قاتل ها شناخته میشه) و اسم بچه هایی که توی ارک اومده شامل:کیوکا،گین هستن و .. بنابراین گین فقط دوست نداشته کسی بفهمه دختره و دازای فقط اوردتش به مافیا و معلمش نبوده✨
منی که وسط استورم برینگر خوندنم نت ملی شد🥲
اخیییی