خب اینم شروع رمان پرنسس اسلیترین ولی قبلش باید یه سری توضیحات بدم
همونطور که گفتم میخوام درمورد مورگانا گریندل والد بنویسم خب شروع : پدر مورگانا یعنی گالریک گریندل والد مردی سرد و مرموز و بسیار دقیق شغل بسیار مهمی در وزارت خونه داره یعنی رئیس دفتر جادوی بین المللی . پدر مورگانا دقیقا همون ذهنیتی که گلرت گریندل والد نسبت به ماگل ها داشت پدرم هم داره چرا ؟ اوه شاید چون گلرت گریندل والد عموی گالریک یعنی پدر مورگانا هست . گالریک نفوذ بسیار بالایی در دنیا جادوگر ها داره و مهارت خیلی خوب در جادوی سیاه و سفید و همه معمولا با احترام و کمی ترس بهش نگاه میکنن . میرسیم سراغ مادر مورگانا یعنی لیانا گانت از نسل مستقیم سالازار اسلیترین و زنی بسیار باهوش و دقیق و کمی سرد و محترم با اینکه مادر مورگانا از خاندان اصیلزاده هست ولی علاقه شدیدی به ماگل ها داره و از نظرش ماگل ها بسیار باهوش و قابل محترم هستن و همیشه با مورگانا کتاب های ماگل هارو باهم میخوندم و مادر مورگانا همیشه برای مورگانا قصه تعریف میکرد . با اینکه گالریک و لیانا عاشق همدیگه بدون ولی سر دیدگاه مختلف شون نسبت به ماگل ها گاهی بحث داشتن که البته زیاد مهم نبود
ولی داستان ها همیشه اینقدر شیرین نیستن وقتی مورگانا ۶ سالش بود مادرش به صورت خیلی عجیبی ناپدید شد و پیدا نشد پدر مورگانا همیشه میگفت مادرت شاید مرده و همیشه بحث رو عوض میکرد ولی مورگانا میدونی مادرش زنده هست ولی نمیدونست چرا رفته . و مورگانا دقیقا زیبایی مادرش رو به ارث داره یعنی همون پوست سفید شفاف و موهای مشکی حالت دار البته مورگانا به طرز بسیار جالب و عجیب بین موهای حالت دارش رگه های نقره ای رنگ وجود داره و کسی تاحالا در خاندان این ویژگی رو نداشته و اینکه چشمای مادر مورگانا آبی هست ولی چشمان لیندا سبز زمردین هست و خب شخصیت مورگانا رو که بهتون گفتم: کمی سرد و مغرور ، بسیار باهوش و دقیق، مهربون اما برای بعضی از آدما ، لجباز ، کمی تیکه انداز و نیش زبان ، درسخون (( هرمی جون رقیب پیدا کرده انگار )) ، کاریزماتیک خب این رمان از
((رنگ چشمای مورگانا ولی شما قشنگ تر حسابش کنین )) خب دیگه حرف دیگه ای ندارم امیدوارم خوشتون بیاد.
بخاطر دریکو لایک کن لطفاااااا
نظرات بازدیدکنندگان (0)