درود. احوالتون چطوره؟ یه ایده برای سرگرم شدن در این روزها به ذهنم رسیده و یه جورایی تست های سرگرمی ان. امیدوارم خوشتون بیاد!
در واقع اینجوریه که شما در هر اسلاید، مطابق با بخشی از سناریو، نظرتون رو انتخاب می کنید و آخرش نتیجه داستان خودتون رو می بینید.
اسلاید اول؛ توضیحات
تو یه دانش آموز درسخونی و حسابی زرنگ و باهوشی. همه نمراتت کامل و ممتازن. معلما همیشه بهت افتخار میکنن و تو شاگرد اول کلاستون هستی. همه بچه های کلاس بهت حسودی میکنن چون درس خوندن برای تو مثل آب خوردنه. همینقدر راحت. اما خب یه مشکلی برای تو وجود داره و اونم.. اه.. قلدریه! بچه های بد مدرستون مدام اذیتت میکنن که سر دستشون یه پسر به اسم جکسونه و یه بی سروپای به تمام معناست. اون پسر شروریه.
اسلاید دوم؛ ادامه توضیحات
همیشه تو رو مجبور به کارایی میکنه که نمیخوای. مثلا خوراکی هاتو واسه خودش برمیداره و گشنه می مونی یا مجبورت میکنه تکالیفشو بنویسی. تو خیلی خوب میدونی اگه اینکارارو نکنی خیلی راحت میتونه تو رو به دردسر بندازه. آخه پدرشم یه سرمایهدار معروفه و با مدیر مدرسه در ارتباطه و این حتی خطرناکترش میکنه.
اسلاید سوم؛ شروع ماجرا
زمان میگذره و تو سعی میکنی تحملش کنی. اما روز به روز این قلدری ها بیشتر و بیشتر میشه تا جایی که روی نمراتت تاثیر میذاره و یه افت جدی تو کارنامت میبینی و این حسابی تو رو عصبانی میکنه. تصمیم میگیری بالاخره باهاش حرف بزنی و این دفعه خجالت و ضعیف بودن جلودارت نیست.
اسلاید چهارم؛ واکنش جکسون
وقتی تو رو میبینه یه پوزخند آزاردهنده رو چهرش پدیدار میشه. زیاد اهمیتی نمیده و خیلی خونسرد تو چشمات زل میزنه و منتظر میشه تا حرفتو بزنی. گلوتو تازه میکنی و تو هم پابهپاش به چشماش خیره میشی و بهش میگی:
اسلاید پنجم؛ افزایش تنش ها
جکسون از حرفات خنده اش میگیره و بلندبلند با صدای گوش خراشی میخنده. این کارش اذیتت میکنه. تو جدی هستی ولی مسخرهبازیش باعث میشه یه اخم رو صورتت شکل بگیره. یهو جدی میشه و به سمتت میاد و مچ دستتو میگیره و فشار میده. در حالی که به چشمات خیره شده میگه:
اسلاید ششم؛ برگشتن ورق
به چشماش خیره میشی. سعی میکنی عصبانیتت رو نگه داری ولی یه تردیدی درونت شکل میگیره. واقعا توان مقابله با کسی رو داری که تمام این مدت واست مثل یه کابوس بوده؟ جکسون از چشمات میخونه و میفهمه یکم استرس گرفتی و فشارش رو روی مچت بیشتر میکنه. فکر میکنه الانه که پشیمون شی ولی به جاش دستتو با تمام توانت یه دفعه ای از چنگش آزاد میکنی و با دست دیگه ات، یه سیلی میخوابونی دم گوشش. گونهاش سرخ میشه. خودش؟ شوکه و گیج میشه.
اسلاید هفتم؛ یه کمک از غیب؟
جکسون با این کارات صبرشو از دست میده. یقتو میگیره و محکم پرتت میکنه رو زمین. لباسات خاکی میشه و درد شدیدی تو بدنت میپیچه. سعی میکنی بلند شی که یه ضربه محکم میزنه و دل پیچه میگیری. دوباره به ساید بد و قلدر خودش برمیگرده. پوزخند میزنه و میگه:
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست. مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
وایییی فوقالعاده بود بیشتر ازینا بسازززز
میدونم کلی زحمت پشت این کارته♡
مرسی بابت انرژی ᰔ
از این بهتر ندیده بودممممممممم. 💝💝💝
اصلا نمیتونم حسمو توصیف کنمممم. تروخدا بازم بنویسسس✨✨😭😭😭
حتمااا، مرسی که خوندی ღ
واهای بالاخره موردعلاقمو پیدا کردم🤝🏻
جالب بود
نظر لطفته ᰔ
بازم ازین مدلیا بساز😭🛐
اگه حمایت بشه حتما
به به خانومی پخت و پز کرده
خوب بود؟ فقط منم که فکر میکنم چرت؟
نه چرت چیه:)
محشر بوددددد😭💞💞💞
ممنونم ᰔ