#فکت دوستان نظرتون با یه دزدی چیه؟...😔
خب منظوره از دزدی این بود
..........
هعی........
ریموس : ساعت چنده؟ جیمز : نمیدونم سیریوس : صبر کنید *در حالی که مشتش رو به پیانو میکوبه🎹* اسنیپ : کدوم احمقی ساعت پنج صبح پیانو میزنه؟ سیریوس : ساعت پنج صبحه😌 _ریموس در ریش مرلین محو میشود #طنز
ریموس : اون چیه رو صورتت؟ سیریوس : زیبایی😌 *ریموس محکم میزنه تو صورتش* ریموس : مورچه بود احمق سیریوس : #طنز
ریموس : میشه بگی دقیقا چرا یه همچین کاری کردی سیریوس؟رسما گند زدی به عروسیم تانکس داشت سکته میکرد سیریوس : آزاد کردن پرنده ها تو عروسی خیلی کار رمانتیکیه مونی! ریموس : اره پدفوت و تو شترمرغ آزاد کردی سیریوس : خب مگه شترمرغ پرنده حساب نمیشه؟ #طنز
#کتاب_معجون_سازی🥀
#باگ دامبلدور گفت جادو رهگیری میشه نه جادوگر همونجوری که هری مقصر شد بخاطر طلسم دابی ولی تو کتاب پنجم(محفل ققنوس) وقتی میان هری رو از خونه ی خاله اش بیارن بیرون چندین بار از جادو استفاده میکنن و یه اخطار هم برای هری نمیاد با اینکه اون تنها جادوگر اون خیابان بود.
#طلسم های مختلف دنیای هری پاتر✨🪐 فیناتو دووری:طلسم محافظت.. در جنگ هاگوارتز استفاده شد. ریپلو این مین میناتور:طلسم محافظت..در جنگ هاگوارتز استفاده شد. *براکیابیندو: بسته شدن شخص با طناب نامرئی امانسپیر:باز شدن طناب نامرئی.. ضد طلسم براکیابیندو *ایمپِرویوس(impervius): تحت فرمان در آوردن کسی ( یکی از سه ورد ممنوع که فرد بعد از استفاده محکوم به زندان ازکابان میشود.) *آوادا کِداورا(avada kedavra): کشتن درجا بدون باقی ماندن اثر ( یکی از سه ورد ممنوع که فرد بعد از استفاده محکوم به زندان ازکابان میشود.) *کروشیو: شکنجه کردن( یکی از سه ورد ممنوع که فرد بعد از استفاده محکوم به زندان ازکابان میشود.) *لوکوموتور مورتیس: بسته شدن پاها *لوموس (lumos): روشن کردن نوک چوبدستی *نوکس(nox): خاموش کردن روشنایی نوک چوبدستی *پِتریفیکوس توتالوس(petrificus totalus): خشک و بیحرکت کردن *اَلوهومورا (alohomora): باز کردن درهای قفل [این افسون را هری در سال پنجم تحصیلش برای باز کردن درهای سازمان اسرار به کار برد.] *اپارسیوم(aparecium): پدیدار کردن نوشتههای نامرئی [افسونی که پروفسور اسنیپ برای پدیدار کردن نوشتههای نقشهٔ غارتگر که از هری گرفته بود استفاده کرد.]
#تک_پارتی(دراکو)🐍💫 به ایده رفیقم یول بال نزدیکه و سراسر قلعه پر شده از زمزمه و نجوا درباره رقص و شاید اخرین چیزی که برای من اهمیت داشت همین رقص و یول بال بود برادر بی پروا و بی عقلم دوباره با یه گند بزرگ اومده و به طور معجزه آسایی اسمش توی جام آتش در اومده بود پس بیشتر دغدغه ام روی زنده نگه داشتن هری بود تا رقصیدن با یه پسر در یول بال در حالی که از محوطه به سمت قلعه میرفتم صدای اشنا کشداری به گوشم رسید «-میدونی پاتر، منو پدرم یه شرط بستیم» شنیدن صداش کافی بود تا بفهمم یه دردسر بزرگ پیش روم دارم هوفی از سر کلافگی کشیدم اروم به سمت صداش برگشتم و دراکو رو در حالی که روی درخت نشسته بود و اعضای گنگ همیشگیش اون پایین دور و برش پرسه میزدند رو دیدم «-اون فکر میکنه من برای یول بال هیچ همراهی گیرم نمیاد ولی خب، من قراره بهش ثابت کنم اون اشتباه میکنه» اگه قابلیتش رو داشتم اون پوزخند احمقانه و اون طرز نگاهش به من رو برای همیشه از روی صورتش پاک میکردم «-الان این باید چه معنی بده مالفوی؟!» در حالی که از روی درخت با یه حرکت به پایین پرید متوجه دست گل کوچیک در عین حال زیبایی داخل دستش شدم «-خب خبر خوب پاتر!بهت این افتخار رو میدم و میتونی با من به یول بال بیای» چهرم بیشتر حالت سرگرم شده به خودش میگیره با لحنی که کنایه شیطنت آمیزی ازش میبارید ازش پرسیدم «-اوه الان داری به من میگی دراکو مالفوی، بزرگ شاهزاده اسلیترین داره از من برای یول بال درخواست میکنه؟» شونه ای بالا انداخت و دسته گل رو به سمتم گرفت «-میتونی اینجوری صداش کنی، پاتر» دست به سینه ایستادم، بیش از حد لازم داشتم از این ماجرا لذت میبردم «-و چی باعث شده فکر کنی من ممکنه قبول کنم؟» چشماش رو ریز کرد و با قیافه ای متکبرانه گفت «-اوه خواهش میکنم!کجا میتونی بهتر از من پیدا کنی؟همه دختر ها دنبال کوچک ترین توجهی از سمت من هستن و تو الان داری درخواست منو رد میکنی؟!واقعا که غیرقابل تحملی پاتر!» ابرویی بالا انداختم «-من هیچوقت نگفتم درخواستت رو رد کردم» دست گلو از دستش گرفتم «-دیر نکنی کله یخی» و بدون گفتن هیچ حرف اضافه دیگه از به سمت قلعه راه افتادم میتونستم نگاه سنگینش رو روی خودم حس کنم مطمئنم لقب جدیدش بیش از اندازه رو مخش رفته تک خنده ای پیش خودم زدم اتفاقی که افتاده بود خیلی دور از انتظار نبود کل سه سال گذشته در کنار تمام درگیری ها و حتی یه دوئل کوچیک شاید یه حرف ناگفته ای بین ما وجود داشت چیزی که دیگه از گفتنش هراسی نداشتیم در حالی که دسته گل رو بو کردم ذهنم پر شده بود در از تصویر ها و برنامه هایی از روز یول بال عجیبه یه گریفیندور....به اسلیترین.... ولی شاید همینه که دوست داشتنیش میکنه
نظرات بازدیدکنندگان (0)