چند تا از اسطوره های شاهنامه رو براتون گذاشتم با عکس و توضیحات
آرش کمانگیر نام یکی از اسطورههای کهن ایرانی و همچنین نام شخصیت اصلی این اسطورهاست. اسطوره آرش کمانگیر از داستانهایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با افتخار نام برده شده است.
رستم نام آورترین چهره اسطورهای در شاهنامه و به تبع آن برترین چهره اسطورهای ادبیات ایران است. او فرزند زال و رودابه است و تبار پدری رستم به گرشاسپ (پهلوان اسطورهای و چهره برتر اوستا) و از طریق گرشاسپ به جمشید میرسد؛ و تبار مادری او به مهراب کابلی و ضحاک میرسد. رستم به دست شغاد (برادرش) کشته شد.
زال از قهرمانان اسطورهای ایرانی است که نامش در شاهنامه رفتهاست. زال در پارسی به معنای سپیدمو است. وی پسر سام و پدر رستم است. سام از آن که پسرش با موی سپید و در شکلپری یا دیو به دنیا آمده بود ناخرسند بود. از این رو او را در پای کوهی که سیمرغ بر آن آشیان داشت رها کرد. سیمرغ نوزاد را یافت و به آشیانه خود برد و بزرگ کرد. از این پس سیمرغ تا پایان زندگی یاور زال و پسرش رستم است.
گردآفرید یا گردآفرین پهلوانزن ایرانی و دختر گژدهم است. در داستان «رستم و سهراب» شاهنامه، گردآفرید به رزم سهراب میرود و به دست او گرفتار میشود، ولی میتواند خود را با تدبیر از دست سهراب برهاند. در شاهنامهی فردوسی چنین آمده است: زنی بود بر سان گُردِ سوار همیشه به جنگ اندرون نامدار کجا نام او بود گردآفرید که چون او به جنگ اندرون کس ندید
سهراب فرزند رستم شاهنامه است که از کودکی از پدر دور افتاده و در بزرگسالی به دنبال او به ایران می آید اما آن دو بدون اینکه بدانند چه نسبتی دارند روبروی هم قرار می گیرند و سهراب به دست رستم کشته می شود.
اسفندیار او فرزند پادشاه ایران گشتاسب است. در زمان پدر او، زرتشت ظهور میکند و طی ماجراهایی اسفندیار توسط زرتشت رویینتن میشود. در شاهنامه اسفندیار و رستم چند بار به جنگ هم میروند و عاقبت رستم که پهلوان کهنسالی شده، اسفندیار جوان را شکست میدهد چون توسط سیمرغ میفهمد که چشمان اسفندیار رویین نشده و به این خاطر، تیری به چشمان او میزند و برنده می دان میشود.
نظرات بازدیدکنندگان (0)