پدیدهی رؤیا دیدن یکی از پیچیدهترین فعالیتهای مغز انسان است که در مرحلهی خواب REM رخ میدهد. در این حالت مغز فعال است و اطلاعات، خاطرات و احساسات را به شکل تجربههای ذهنی بههم میدوزد. یکی از پرسشهای جالب در حوزهی علوم اعصاب این است که افراد نابینا چگونه رؤیا میبینند و آیا در خواب خود تصاویر دارند یا خیر.
افرادی که از بدو تولد نابینا هستند، هیچگاه ورودی بصری از دنیای اطراف دریافت نکردهاند. بنابراین بخش بینایی مغز آنها هرگز تجربهی شکل، رنگ یا نور را نداشته است. در نتیجه، رؤیاهای این افراد فاقد تصویر هستند. با این حال، رؤیاهایشان معمولاً بسیار غنی از حس شنوایی، بویایی، لامسه و حتی ادراکهای احساسیاند. مثلاً ممکن است کسی صدای دوستانش، بوی قهوه یا تماس دست کسی را در خواب بهوضوح احساس کند.
در مقابل، افرادی که پس از مدتی بینا بودن نابینا شدهاند، هنوز ذخیرهای از خاطرات تصویری در مغز خود دارند. این خاطرات به مغز اجازه میدهد تا در خواب تصاویر و صحنههایی خلق کند. با گذشت زمان و کاهش استفاده از مسیرهای بینایی، شدت و وضوح این تصاویر ممکن است کمتر شود، اما معمولاً بهکلی از بین نمیروند. آزمایشهای تصویربرداری مغزی نشان دادهاند که حتی در خواب، بخش بینایی آنان فعال میشود.
پژوهشها در دانشگاههایی مانند هاروارد و کپنهاگ نشان دادهاند که در رؤیاهای نابینایان مادرزادی، بخشهایی از مغز که در افراد بینا برای بینایی استفاده میشود، توسط حسهای دیگر اشغال میگردد. یعنی مغز با نوعی «جابهجایی عملکردی» تلاش میکند تا از همان ناحیه برای پردازش صداها یا لمس استفاده کند. این نبوغ عصبی باعث میشود رؤیاهای آنان هرچند بدون تصویر، از نظر احساسی و حسی بسیار دقیق و زنده باشند.
در نتیجه، نابینایان نیز مانند افراد بینا رؤیا میبینند، اما شکل رؤیاهایشان به نوع و زمان نابینایی بستگی دارد. آنانی که از تولد نابینا بودهاند، خوابهایی بدون تصویر ولی پر از حسهای دیگر دارند، و کسانی که بعدها بینایی خود را از دست دادهاند، هنوز قادرند تصاویر را در رؤیا تجربه کنند. این تفاوت نشان میدهد که رؤیا نه فقط بازتاب دیدن، بلکه محصول تعامل حافظه، احساس و عملکرد خلاق مغز انسان است.