شاید شروعی برای یک دورگه پارت سوم🥨
چندین روز بعد: روز انداختن اسم ها توی جام اتش بود دو قلو ها معجونی ساخته بودن که سنشون رو بالا ببره تا جام رو گول بزنن هرمیون:نمیشه،نمیتونید باهاش جام اتش رو گول بزنید جرج و فرد با هم:اوه!اون وقت چرا خانوم منطقی هرمیون:چون!دامبلدور خ ودش اون رو طراحی کرده و اجازه نمیده کمتر از هفده سال ازش رد بشه فرد:ما که امتحان میکنیم جرج:اره هرمیون:چون احمقین… عکس (اختیاری) اسلاید پایانی؟ از اسلاید 4 به بعد میتوانید به بخش تعیین نتایج بروید. ثبت و ادامه تست چی سامانه آنلاین انواع تست های چند گزینه ای می باشد و مخاطبان را به ماجراجویی ای هیجان انگیز در دنیای تست های آنلاین دعوت می نماید. انواع تست های هوش، تست های روانشناسی، تست های شخصیت شناسی، تست های سرگرمی، تست های طرفداری، تست های اطلاعات عمومی و حتی تست ها و آزمون های درسی و دانشگاهی و تست های زبان از جمله تست هایی است که در تست چی پیدا می شود. این تمام ماجرا نیست، شما علاوه بر امکان ساخت کوییز، میتوانید از مسابقات، بازیها و سایر امکانات جذاب لذت ببرید. تم سایت صفحه اول چارسو کوییز روزانه ساختن تست مسابقه بازی های آنلاین قوانین سوالات متداول ارتباط با تستچی تبلیغات در تستچی تست خودشناسی تست MBTI تست هوش اطلاعات عمومی علم و تکنولوژی تاریخ تست زبان فان و سرگرمی تست درسی تست طرفداری ورزشی مد و زیبایی سرگذشت مشاهیر هنر شعر و ادبیات موسیقی کتاب فیلم و سریال انیمیشن انیمه داستان کیپاپ (K-pop) هری پاتر میراکلس غذا و آشپزی ولاگ تست چی اولین پلتفرم تست آنلاین در ایران استفاده از این سایت در صورت آگاهی و موافقت با "قوانین و شرایط استفاده" امکان پذیر می باشد. جرج و فرد:لطف داری! میسو:حرف همیشه حرف خودشونه چند دقیقه بعد جرج و فرد امتحان کردن ولی موفق نکردن و تبدیل به پیرمرد شوع کردن به دعوا فرد:تقصیر توعه!تو گفتی! جرج:نه!تو گفتی! بچه ها دورشون:دعوا!دعوا! دید میسو:یهو پسرای دورمسترانگ وارد سالن شدن همه ساکت شدن کرام جلو رفت و اسمش رو توی جام انداخت و یه نکاه به من انداخت،پسره رو مخ چرا همش نگاه میکنه…بعدش نوبت سدریک شد که اسمش رو بندازه دوستاش با شوخی انداختنش کنار جام سدریک هم اسمشو انداخت تو جام و بعد با لبخند کجی منو نگاه کرد و من فقط یه لبخند کوچیک زدم دید سدریک:اه باز این پسرای احمق بد موقع شوخی کردن،خندم رو متوقف کردم و اسمم رو داخل جام انداختم و لبخند کجی زدم و میسو رو نگاه کردم زمان حال: بوباتان ها هم اسمشون رو انداختن -پایان صحنه
صحنه حیاط: دید میسو:منو سدریک داشتیم راه میرفتیم یه دست سدریک دور شونه ام بود که یهو از سمت درخت صدا اومد دراکو:شرط میبندم یک دقیقه هم اونجا نمیتونی بمونی پاتر!با پدرم شرط بستم ولی اون میگه پنج دقیقه میتونی هری:من به تو و مزخرفات پدرت اهمیت نمیدم مالفوی! دراکو چوب دستیش رو در میاره که یهو مودی از اون پشت اومد و ورد زد و دراکو رو سمور کرد مودی:پسره لوس! مک گونگال:مودی ما این کار رو برای تنبیه انجام نمیدیم! *و دراکو رو از سموری در میاره* دراکو:این رو پدرم میشنوه! مودی:پسره ی احمق اخه من به تو و پدرت اهمیت میدم؟! *دراکو سریع فرار کرد* سدریک زمزمه در گوش میسو:وای نمایش قشنگی بود میسو:سدریک… سدریک:باشه باشه فهمیدم -پایان صحنه
فردا: سال ششمی ها با چهارمی ها کلاس داشتن اولین کلاس مودی وای این مرد خیلی حس بدی بهم میداد رفتیم توی کلاس کلاس شروع شد مودی شروع کرد به حرف زدن راجب ورد های نابخشودنی مودی:خب!کی میتونه بگه ورد های نابخشودنی چند تاست! هرمیون دستش رو بالا میبره هرمیون:سه تا آقا! مودی:درسته! مودی عنکبوت رو بیرون اورد و شروع کرد به اذیت کردن بچه ه ا باهاش که یهو عنکبوت رو روی سر دراکو گذاشت میسوزمزمه وار؛خوشم اومد… بانی:هیس…حوصله دعوا نداریم… عنکبوت همونطور بین دانش اموز ها جا به جا میشد که یهو به میز نویل رسید…وای نه مودی:اداورا کادورا! *و عنکبوت…شروع به جون دادن کرد هرمیون داد:بسه دارید اذیتش میکنید! مودی بیخیالش شد،کلاس تموم شد رفتم توی راهرو جسیکا:وای…نویل گناه داشت بانی:اره…ببینم ش باهاش حرف میزنم انجلا:مودی واقعا دیوونه است میسو:طرف روانیه واقعا… یهو نویل رو جلوشون میبینن که خشکش زده میسو:نویل خوبی؟ نویل:م-من… یهو مودی از پشت پیدا شد و آروم دستشو روی شونه ی نویل گذاشت مودی:هی پسر،حالت بهتره؟بیا دفترم میخوام باهات حرف بزنم نویل سر تکون داد و باهاش رفت یهو دست یکی روی شونه ام بود،سدریک میسو:اوه چه خبر پسر محبوب هافلپاف؟ سدریک با همون لبخند:خبرا پیش دختر محبوب مه جسیکا با لبخند ذوق دار:خب بهتره ما سه تا بریم! دید میسو:جسیکا بانی و انجلا رو جمع کرد و برد آروم لبخند زدم و برگشتم سمت سدریک سدریک:کلاس مسخره ای بود نه؟ میسو:بیشتر از چیزی که فکرشم بکنی
ادامه: سدریک با لحن شوخی و لبخند کج:خب تصمیم دارم با دختر محبوبم توی حیاط قدم بزنم افتخار میدی خانوم کوچولو؟ میسو با لحن لجبازی:اولن کوچولو خودتی،دومن باید بهش فکر کنم سدریک:ببین کی داره با قد ۱۶۸ به من میگه کوجولو میسو:چی گفتی؟! سدریک:اوه!هیچی ارباب من کوچولو ام درست میگی! هردوشون میخندن و میرن توی حیاط -پایان صحنه
نظرات بازدیدکنندگان (0)