خب خیلی یهویی تصمیم گرفتم ولاگ درست کنم🫠و به همین دلیل از اول روز شروع نشد
خب عصر امروز اول از همه رفتم حموم و تصمیم گرفتم که موهامو حالت عادی خودش یعنی فر بزارم و نه موادی بهش بزنم نه بافت ریز بزنم و نتیجه اش این شد👆🏽👆🏽
بعد از حموم رفتم و گفتم خب آقا دیروز ماسک گذاشتی و اسکراب صورت انجام دادی امروز چی کار کنیممم؟؟؟؟🤔🤔🤔یهو به ذهنم رسید خیار و بزارم تو فریزر یخ بزنه و بعد گذاشتم رو صورتم که اولش تبدیل به یخمک شدم ولی بعد خوب بود👍🏽👍🏽
بعد رفتم شروع کردم خوندن کتاب تاریخ هنرم که خیلی هم زیاده صفحاتش و من هنوز اولاشم 🙂↔️🙂↔️😫🤓🤓🤓🤓🤓🤡 (اسلاید بعد عکسش اندازه شو گذاشتم👍🏽👍🏽)
شاید تو عکس معلوم نباشه ولی تعداد صفحاتش تقریبا ۳۰۰۰ صفحه است🙂↔️🙂↔️🫠🫠🫠
بعد از خواندن این کتاب بسیارررررر قطور و بزرگ (که انقدرم نوشته هایش ریزه پدر چشام در میاد) دیدم یه کتابی که یه نفر بهم کادو داده بود و اون موقع این شکلی بودم که:برو بابا من اینو بخونم که چی بشه🤔🙂↔️ یهو این شکلی شدن که:بزار بخونمش شاید اونقدرم بد نباشه هااا و دیدم که نه اوکیه باحاله👍🏽👍🏽👍🏽
بعد از اون بابام برام قهوه درست کرد🥹 و شروع کردم دفتر جدید ژورنالم رو باز کردم و شروع کردم به کشیدن(صفحاتی که کشیدم و اسلاید های بعد گذاشتم)خیلی جلد دفترم و دوست دارمممم🥹🥹🤍🤍🤍✨
صفحه ۱👆🏽👆🏽
صفحه ۲👆🏽👆🏽
صفحه ۳👆🏽👆🏽
صفحه۴👆🏽👆🏽
صفحه ۵ 👆🏽👆🏽
صفحه ۶ 👆🏽👆🏽
خب بعد از نوشتن ژورنالم تصمیم گرفتم که پیانو بزنم 🙂↔️🙂↔️✨🤍✨🤍
بعد هم یهویی (چقدر امروز یهویی تصمیم های مختلف گرفتم) تصمیم گرفتم تیکه های از اتاقمو که درست کردم و دوستشون دارم و نشونتون بدم🙂↔️🙂↔️✨🤍 اول از همه درم که با نقاشی هام منفجر کردمش🙂↔️🙂↔️🙂↔️🙂↔️🙂↔️🫠🫠🌕🤓🤔✨
اینجا هم بالای تختم هست 👍🏽👍🏽👆🏽👆🏽✨🌕🤍
دیوار میز تحریرم👍🏽👍🏽👆🏽👆🏽✨ به شخصه کاری که با اتاقم کردم و خودم درست کردم و دوست میدارم🙂↔️🙂↔️ خودشیفته هم خودتی🙂↔️🙂↔️🙂↔️🙂↔️🙂↔️🫠🫠
این دیواره جاشو خیلی سخته توضیح بدم فقط بدونید یه دیواریه🙂↔️🤔😅 داشتم این عکس و میگرفتم که یهو چشم خورد به.....
امضایی که دوست خواهرم از حامیم برام گرفته بود و قابش کردم🫠🫠🫠
این هم قفسه ی چیز میزای هری پاتر و✨✨✨✨💫⚡🪄
خیلی اتاقت قشنگه عزیزم تو زاهدان از اینجور چیزا نیست برای همین در و دیوار اتاقم خیلی ساده است
کلا اتاقم ساده است برای عملم تختم رو آوردم توی حال و توی اتاقم روی زمین میشنم اما بیشتر روی تختم میخوابم
ببخشید اگه طولانی شد😔😌
آخی عزیزم
امیدوارم هرچه زودتر حالت خوب بشه
مرسی عزیزم خدا از زبونت بشنوه من فقط یازده سالمه خیلی ناراحتم همین جمعه میریم تهران ما اهل زاهدان یک بیست و چهار ساعت راه داریم و تا دو ماه توی گچم
و نمیتونم راه برم😭😭😭
ببخشید طولانی شد😭
میدونم چقدر سخته منم توی گچ بودم قبلا همسنیم ایشالا درست میشه ✨🤍
ممنون عزیزم بخاطر دعات
باورم نمیشه تو و من همسن باشیم و یه درد رو تجربه کرده باشیم🥲😭🥲
میگذره نگران نباش میگذره✨
مرسی عزیزم واسه ی امید اعصابم امروز خرد ببخشید اگه حرفی بدی زدم یا غلط املایی داشتم چون سرما خوردم و حالم بده یک شاید دو ساعت دیگه میرم واسه ی سرم و آمپول
نه عزیزم مشکلی نیست ایشالا زودتر هم گچت خوب بشه هم سرماخوردگی ات ✨🤍
آدم مهربون وجود ندار...
مرسی عزیزم خدا کنه که زودتر این دو ماه بگذره و خشکی زانوم زودتر خوب بشه و به راه بیفتم ممنون که برام دعا کردی هیچکس برای فرد غریبه دعا نمیکنه
انشاءالله تو هم اگه حجاتی داری حاجت روا بشی
الهی آمین🤲🏻
امین عزیزم✨🤲🏽🤲🏽
آمین✨🤲🏻✨
چرا کسی ما آمین نگفت انشالله همه خواب زندگی مارو ببینن
الکی گفتم به دل نگیرید
خیلی وایب خوبی میداد 🙂✨
🫠🫠🤍✨🤍✨🤍🙂↔🙂↔🙂↔
بهبه کاورررر
✨🤍✨🤍🫠🫠🙂↔لطف دارییی
رهاحامیم فن مال منهههه🛐
🤍🤍🤍🤍🫠🫠🙂↔🙂↔🙂↔✨✨✨✨🌟
مثل همیشه عالی بود رها جونممممم
جدی اون امضای حامیمههههههههه اااااااااا برگامممممممم😆😆😆😁😁😁
نگفته بودم مگه بهتتتتت؟؟؟؟
نه نگفته بودی 😂
عهههههههههههه
چه روز نازیی
ممنوننن✨🤍🫠🙂↔
فرصت کاکتوسی🌵
بهبه خسته نباشیی🎀