سلام به همه امیدوارم از قسمت پنج خوشتون بیاد حتما اگه قبلیا رو نخوندین بخونین مرسی
یه دختر داشت گابریل رو بوس می کرد! یه دختر با موهای بلند و طلایی ! لباش قرمز بود و چشماش ابی بود مژه هاش بلند بود و ... می خواستم گریه کنم! می خواستم بزنمش! می خواستم داد بزنم تو که اینو داشتی چرا بازیم دادی؟! ولی نکردم . نکردم چون می دونستم کاری رو نمی ندازه! به جاش از اونجا بیرون رفتم... یه پسر جلو اومد و گفت چی شده بانوی زیبا؟ چرا ازرده ای!؟ گفتم : من شما رو می شناسم؟؟؟ و با عصبانیت از جلوش رد شدم! اصلا اعصاب نداشتم . اون پسر گفت وایسا! ولی واینستادم! رفتم و رفتم داشتم راه می رفتم که یهو!
یه پسر دیدم که موهای زرد داشت و چشمای سبزش داشت از غم می لرزید و صورتش کمی ککمک داشت... اون روی یه نیمکت نشسته بود. جلو رفتم... نشستم بقلش و گفتم : سلام.. چرا گریه می کنی؟ گفت : رابطه رابطه ی منو یه کسی قطع شده اون یه دختر مهربون بود که ولم کرد اون اون . یکهو گریه کرد! ... گفتم ولش کن منم همچین مشکلی دارم اگه اون ولت کرده یعنی اون لیاقتتو نداره! حتما باید با کس دیگه ای باشی... بلند شدم و گفتم : البته میل خودته ! و لبخند زدم .
رسیدم خونه... درو باز کردم و رفتم رو تختم... موبایلم تق تقی کرد. فهمیدم مکس بهم پیام داده. بازش کردم : گفته بود :هی اری!! کجا رفتی؟ من رفتم نوشیدنی بیارم! چرا غیبت زد! واقعا که. تو پاسخ چی می دین؟
جواب مکس : « 1- اشکال نداره ولی دیگه اینکارو نکن! 2- سخت نگیرم؟؟ خیله خب دیگه اینکارو نکن! 3 _ پس خوب بخوابی خوابالو! دیگه اینکارو نکن!» لبخند زدم که یهو لب تابم زنگ خورد! اااااا این این دایلن بود!
دایلن دوست دوران بچگی منه. اون باوفا هست ولی درمورد گابریل نمیدونه...
جواب می دم. تماس تصویری بود : سلام اری ! دلم برات تنگ شده! گفتم : مرسی منم همینطور. گفت: خب چه خبرا؟ گفتم هیچی سلامتی! گفت خیله خب خبری شد بهم بگو رو من حساب کن خدافظ اری! گفتم ب باشه باشه خدافظ. خداحافظی کردیم و رفتم خوابیدم . چه روزی بود......
_ اری منم گابریل! بیدار شو! _ گابریل! _بیا انجامش بدیم! - چیو؟؟ _ همدیگرو ببوسیم دیگه! و منو گابریل همدیگرو بوسیدیم!
آآآآ ! وای چه خوابی بود!! _ اری اری! دخترم مکس دوستت اومده دنبالت! با خوشحالی لباس پوشیدم و رفتم پیش مکس! مکس گفت سلام اری! گفتم سلام بیا بریم دیرمون میشه ها! گفت اره! و راه افتادیم.وقتی راه می رفتیم به یه پسر برخوردم مکس گفت که اون برادرشه. نمی دونستم یه برادر خیلی جذاب داره! اسمش برایان بود گفتم خوشبختم اونم همینو گفت و بهم گفت که اگه مکس اذیتم کرده ببخشم! همون موقع مکس یدونه پس کلش زد و گفت: خفه شو داداش بزرگه! داشتن دعوا می کردن که رسیدیم به مدرسه.
وارد شدیم گابریل رو نمی دیدم... رفتیم توی کلاس همش منتظر گابریل بودم زنگ خورد و بالاخره گابریل اومد ولی مثل همیشه حوصلمو سر میبرد بعد از مدرسه برادر مکس بهم گفت که بیام دنبالش تا با گروهشون اشنام کنه... رفتم چند تا پسر و چند تا دختر بودن و ... یکهو چشمم به کسی خورد !! شوکه شدم اون اون!
گابریل و اون دختره که قبلش داشت می بوسیدش اونجا بودن!!!
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
بچه ها تست 6 اومد
سلام واقعا داستان عالی بود فقط لطفا سریع بقیه قسمت هارو بزار
سلام خسته نباشي باحال بود
براي ژانر رومنس كمدي انيمه بهت پيشنهاد مي كنم مبصر ما پيشخدمته را ببيني خيلي خوبه ٢٥ قسمته
بعد از اونم مي توني كلوپ مهمانداري مدرسه ي اوران را ببيني خيلي باحاله
بعد يه دونه هست اون فوق العاده جذابه ولي كمدي رومنس نيست (كد گياس )اين ديگه بي نظيره خلاصه اينا بهترين هايي بود كه من ديدم
مرسی من از اون انیمه هایی دوست دارم که ماجراجویانه است
مثلا نوراگامی و سگ های ولگرد بانگو
بعدی رو کی میذاری؟؟؟؟؟؟
سلام اگه میشه گابریل و اری باهم باشند
وایسا وایسا...
سلام بچه ها می دونم خیلی کوتاه بود درستش می کنم حتما ببخشید