میخوام بعد مدت ها فعالیتم رو شروع کنم هر چند این تماما به نظر شما وابسته است اگر دوست داشتید ادامش رو بخونید بهم انرژی بدید!
امروز،من عاشق امروزم روز اول بهار همیشه برای من قشنگترینه مخصوصا که مثل هر سال،امسالم همه فامیل دور هم خونه بابابزرگم جمع شدیم… -الهه..دختر کجایی +وای مامان ترسیدم!یه اهمی اوهومی.. -ببخشید مادر،حالا پاشو حاضر شو لباستو بپوش ببینم اگه نیازه تغییر آخرم بدیم که دو ساعت دیگه باید بریم +باشه وای لباس صورتی چقد صورتم رو ملیح تر کرده بود اولین بار بود که این رنگ به دلم نشسته بود کمرش دقیقا فیت کمرم بود شلوار سفیدم فقط یه مقدار گشاد بود که اونم الان میدادم مامان درستش کنه +مامان -جانم دخترم لباسا خوبه؟ +آره فقط شلوارم سکم گشاده میشه با دستای هنرمندت برام تنگش کنی -چشم الهه خانم ولی خوشحالی امروز مزه میریزی +میدونی که همیشه عاشق عیدم -… البته که عاشق عیدام ولی..
ولی نمیدونم امسال یه هیجان خاصی داشتم انگار که قراره اتفاقای خوبی بیوفته وای!حالا با موهام چیکار کنم زمانم خیلی کمه موهای منم که بلند و پر و موج دار پووووف! +چته تو -داداش خوشتیپ خودم +تو هیچوقت منو اینجور صدا نمیکنی چته چی میخوای -هیچیی یه چیز کوچیک..مثلا موهامو صاف کنییی +باز شروع شد داشتان تو و موهات حیف خوشگلن وگرنه میگفتم کوتاهش کن منو مامان و بابا رو هم راحت کن بس که همه ما درستش میکنیم مث آدمش میکنیم الا خودت -بیا دیگه وقت کمه خب حالا که موهام صاف شدن بهتر دو تارشو بیارم جلو از شقیقه هم یکم بکشم جمع کنم اینجوری چشامم کشیده تر دیده میشه
-دخترم بیا منتظریم +باشه بابایی اومدم دیگه مداد چشمم بکشم عاشق ترکیب مداد چشم سیاه با چشای قهوه ای روشنمم البته تعریف از خود نباشهه واقعا لباسم به تنم نشسته بود پاپیون صورتیمم زدم به پشت موهام و +بریم بابا چقدر شلوغ بود دقیقا همون چمعیت زساد و هیچانی که دوست داشتم حقیقتا دلم میخواست بعدا ۵ تا بچه داشته باشم.. بالاخره سلام کردنا تموم شد از لحظه نشستنم سنگینی نگاه یکیو احساس میکنم و بله پسر عموم بود که با چشمای مشکی تیرش کاملا زل زده بود بهم و هر از چند گاهیی با دستاش موهای مشکیشو مرتب میکرد چهره خوب و مردونه ای داشت حقیقتا اما هیچوقت به دل من ننشست با اینکه خیلی باهام مهربون بود همه همسن و سالای فامیل دوره هم جمع شده بودیم
که این یعنی پدرامم بود پسر عموم ساناز(دختر عموم و خواهر پدارم) +خب بیاین یه بازی کنیم -الهه: تروخدا نگی جرعت حقیقت که خیلی خز شده + ساناز: نه ببینین اینجوریه که من یکی یکی ازتون سوال میپرسم و شما جواب میدید هر کیم.. -رها(دختر عمم): عه چرا تو همش بپرسی +ساناز: چون من فوضولم به تو چه داشتم میگفتم هر کیم بیشتر جوابش به دلم نشست از من سوال میپرسه از زیرش در رفتنو چرت و پرت بازیم نداریم همه توجهمون سمت ساناز بود که ببینیم طعمش کیه
و بله اون فرد بیچاره آرمان بود اونیکی پسر عموم که سانازم حسابی باهاش کل کل داشت ساناز:آرمان خان بنظرت ستاره این جمع کیه؟ آرمان چشمی چرخوند با اون چشمای عسلی که واقعا شبیه چشمای روباه بودن و بعد نگاهش روی من ثابت شد آرمان:الهه..بنظرم از هر نظری میدرخشه مخصوصا امشب شبیه عروسک چینیایی شده که بچه بود همش سرگرم اونا بود لبخند محوی زدم ولی متوجه شدم که پدرام داره دندوناشو به هم فشار میده و پدرام:اگه البته نگاهتو از روش برداری چون داره ترک میخوره آرمان: چشای خودمه دختر عموی خودمو اختیار نگاه کردن دارم تو هیچ جای داستان نیستی این دوتا هم همیشه با هم درگیر بودن ساناز:باشه بابا بسه خب حالا مهدیه جون تو میگی مهربون ترین این جمع کیه مهدیه:والا بنظر من الهه چونکه همیشه با همه خیلی خوبه دخترم ساناز: اوه اوه امشب همه عاشق الهه شدناا.. آرمان دوباره چشماشو تنگ کرد و لباشو به هم فشرد و پدرامم با خشم تمام به آرمان نگاه میکرد فضای بزرگ سر سبز حیاطی که با صدای گنجشک ها کاملا حس بهشتو میداد الان شده بود میدون جنگ که انگار هر لحظه بمبی بندازن و بترکه ساناز:خب ستارهی جمع الهه داستانا بگو ببینم تا حالا عاشقم شدی؟ ….
داستانت قشنگه ولى من چيز هاى قاشقانه دوست ندارم ولى به هر حال موفق بشى ✨
خیلی ممنونم قشنگم❤
منم دوست دارم نویسنده بشم وای خدا هم خیلی وقتا تستچی پر از رمان های چرت میشه و همچین شاهکاری دیده نمیشه اصلا مثل بقیه رمانها آبکی نبود واقعا عالی بود برعکس بعضی ها که داستان خوب ولی نگارش بد دارن تو هم داستانت از همون اول به دل نشست هم طرز نگارش خیلی خوبی داری کارت حرف نداشت اثر باارزشی خلق کردی تو واقعا استاد منی الان یکی از نویسنده های مورده علاقم هستی😙😙
آخ قربونت که انقد انرژی مثبت بهم دادی مرسی بهم لطف داری❤
خواهش میکنم استاد🤭😉
خیلی داستانت قشنگه عزیزممممم
عاشقش شدممم
امیدوارم تا آخرش همینجوری قشنگ و جالب باشه🙂
واییی مرسیی خیلی بهم انرژی مثبت دادی امیدوارم تا آخرش شانس اینکه راضی نگهت دارمو داشته باشم🩷
سلام خیلی داستانت قشنگ همین جوری ادامه بده🙃
سلام به روی ماهت مرسی بابت انرژی خوبت چشم🩷
🫠✨🎀