:((
آه، و من همیشه زنِ دیگر بودم چه کسی را قرار است گول بزنم؟من خودم بهتر از دیگران میدانم،همانطور که همیشه میدانستم؛ نه آنقدر زیبا بودم که همگان مجنونم شوند و نه انقدر نازیبا
من فقط بودم، در زمانهای نادرست؛ همواره به هنگام رفتن،حضور میداشتم به هنگام فراموشی، سخت عاشق میشدم و زمانی که باید میمردم، به امید دیدار او جان دوباره میگرفتم؛ نه کافی بودم و نه ناکافی نه کامل بودم و نه ناکامل چیزی دوست نداشتنی، درمیانه
تو میروی، با افراد جدید دیدار میکنی سخت شیفتهی حضورشان میشوی در نزدیکیشان راز هایی نجوا میکنی، و من، همینجا، درکنجِ تاریکِ این اتاقِ غمناک، با باری از افسوس و اندوه بر روی شانههایم تنها میمانم؛ هرروزم را به فکر تو سر میکنم، چایام را تنها مینوشم و در حسرتِ دیدارِ دوبارهٔ تو، زندگی میکنم و جان میدهم
با اینکه در اعماق وجودم مطمئنم، که من زن دیگرم من دیر هستم من بیش از حد هستم و من برای تو نیستم، قلبم میسوزد، اما همچنان میتپد، و با هر تپش، خواستار حضور تو میشود و تو، دریغ از نیم نگاهی به عقب، به این گذشتهٔ نازیبای خاک خورده، و به من، به زندگیات ادامه میدهی
در حالی که من، مدفون شده زیر خیل عظیمی از آوار این رنجها، خاطرات تو، و شیرینی حضورت آرزومندم که همیشه شاد باشی و حق را به تو میدهم گر مرا از یاد بری چرا که یقیناً من زنِ دیگر هستم.
عالی بود
کسی نگفت فرصت پس فرصت؟
واقعا تا الان هرچی نوشتم ۱۲ شب به بعد بوده وگرنه نمیتونم چیزی بنویسم اصلا...
عالی بود خسته نباشی؛
اصلا ۱۲ شب به بعد یه تاثیری میذاره رو آدم که هیچچی نمیذاره😭
مرسی فدات شم💞
دقیقا موافقم 😭
The other woman will always cry herself to sleep
لانای عزیزم:(
😭✨
💞💞
🛐
💗💗
😳💘
💞💞