این مطلب به هیچ عنوان تکراری نیست و حاصل تلاش و جست و جوی من در سال های پیشین بوده.
نویسندگی هنر ظریف جادو با کلمات است به گونه ای که خواننده متن رو در دنیای خودش غرق کند و حتی شده برای لحظاتی هرچند کوتاه او را از زندگی حقیقی تلخ و ترسناک دور کند نکاتی که در ادامه به آنها اشاره خواهم کرد مقاله کوتاهیست که من در سال های پیشین برای مسابقه ای در مدرسه آماده کرده بودم و با توجه به آثار آنلاینی که دیدم بنظرم اومد تهیه این مطلب برای عاشقان نویسندگی مناسب است. این مقاله بر اساس تجربیات نوشتاری خودم، منابع مختلف برای راهنمایی و تحلیل نوع تحریر کتاب ها -و البته رمان های آنلاینی- که خوانده بودم ساخته و متولد شده.
اسم و کاور اولین چیزی هست که خواننده برای مطالعه مطلب میبینه پس باید جذاب باشن. درمورد کاور صحبتی نمیکنم چون سلیقه ایه ولی درمورد اسامی... درمورد اسم ها؛ اسم ها سه نوع هستن: تک حرفی، دو حرفی و جمله. تک حرفی ها اسامی جالبی هستن که در ذهن هک می شن و قشنگ و شیرین هستن. برای مثال: دزیره، ماتیلدا، هری پاتر، هانیبال. موارد اشاره شده همگی اسامی شخصیت های داستان بوده و زیبایی خاصی داره. اگر اسم نباشه و نام یک شیء یا غیره باشد چنین حالتی می شه: ستاره، خاک، آتش. برای اسامی تک حرف به هیچ عنوان نام های اجسام و غیره پیشنهاد نمیشه چون بی معنی هستن. تصور کنید کتابی رو از قفسه کتابخونه برمیدارید و روی جلد کلمه آتش یا خاک خودنمایی کنه، اسم عادیی هست ولی اسم کتاب ما باید خاص باشه! در ادامه نمونه هایی از اسامی تک حرفی شیء یا غیره های قشنگ رو میارم: رنگ ها، دوستان، کیهان و... دو حرفی ها، محبوب ترین اسم ها هستن و همچنین زیباترین، همچنلن پر معنی مثلا: ملکه سرخ، سکوت بره ها، برادران کارامازوف. دو حرفی ها پیشنهاد اصلی من برای داستان هست. جمله ها؟ این دسته هم به خودی خود جذابه: قصه های آقای مورفین، هفت روز هفته، آتش زیر آب و...
ژانر نویسی مبحث بزرگ و سختیه ولی با هم کنار میاییم... با ژانر هایی شروع میکنم که احتمالا همه بلد باشن مثل: جنایی، پلیسی، مافیایی. در این موارد وقتی شخصیت اصلی سیای به صورت کسی میزنه که ژانر جنایی نمیشه! منظور از جنایی kشت و kکشتار و پلیس و قتل و خوnریزی و البته هیجان بسیار بالاست! البته شما باید ببینید در چه ژانری استعداد دارید،به شخصه ژانر های جنایی، معمایی، فلسفی و روانشناختی رو به راحتی خوردن آب مینویسیم ولی در نوشتار های رmانتیک افتضاحی به بار میارم که نگو... شما هم با چند بار نوشتن میفهمید چه نوع نوشتاری مناسب شما هست. ژانر های بعدی: رمنس، تاریخی، روانشناختی، روانشناسی. با مثال های ساده توضیح میدم، کالرز و دزیره، رمنس هستند و این کلمه رمانس از واژه انگلیسی عاshقانه و این مفاهیم که درکش نمیکنم میاد. تاریخی هم منظور قرن های 18 الی 19 میلادی هست و راجع به روانشناسی باید اطلاعات و مطالعه خیلی زیادی داشته باشید. ژانر های اروتیک و فضایی: از ژانر های پرطرفدار و جذاب -منظور این هست که من علاقه به این ژانر دارم- این ژانر های برای نوشتن قوه تخیل خیلی بالایی میخواد برای مثال کتابی که مدتی پیش خوندم ولی اسمش رو به یاد ندارم ولی در رابطه با 7 فضانورد بود که به مریخ سفر میکنن یا مثلا میان ستاره ای اثر کریستوف نولان و هری پاتر که همه میشناسنش. همونطور که گفتم این سطح نوشته تخیل خیلی بالایی میخواد چون شما در حال ساخت و پردازش دنیایی کاملا جدید و هیجان انگیز هستید و باید تمام کار ها و مکان های فضا رو از اول بازسازی کنید تا بتونید حس یک جهان جدید و متفاوت رو منتقل کنید، سطح این کتاب ها خیلی بالاست جوری که حتی اغلب نویسنده هایی هم که کتاب چاپ میکنن سمتش نمیرن. خب... چندتا مثال زدم و مقدار نسبتا زیادی توضیح دادم اگه درمورد ژانری کنجکاو بودید میتونید با جست و جوی بیشتر اطلاعات کسب کنید ولی برای ژانر نویسی ساده اتکا به همین ها کافیه.
ساخت یک شخصیت واقعی کار دشواری نیست فقط به چندتا مطلب ساده گوش فرا بدید... شخصیت واقعی -توجه ویژه روی کلمه واقعی!- در دنیا کم و کاستی دارن و من درک نمیکنم چه علاقه ای دارید شخصیت رو بدون مشکل طراحی کنید، منظور از مشکل اخلاق بد، چیزی خاص در درونش، یا حتی یه ماه گرفتگی، شخصیت باید خاص باشه! شخصیت می تونه نه، باید مشکل داشته باشه! نه اینکه پوست سفید بدون لک، اخلاقای عالی، پولدار، خوشگل، باهوش و جذاب باشه!! همه کاستی هایی دارن و اینکه شخصیتتون رو اگه بدون مشکل طراحی کنید درواقع ازش یک بت ساختید و خواننده ها باهاش احساس راحتی نمیکنن. شخصیت باید چیز خاصی داشته باشه مثلا دیوونه کلم بنفش باشه، رنگ چشم هاش با هم متفاوت باشه، به فصل تابستون حساسیت داشته باشه، از سوسمار خوشش بیاد، یک استخر پر تمساح داشته باشه یا هرچی... فقط ویژگی خاصی باشه. -شخصیت داستانی که در حال حاضر دارم در تستچی منتشر میکنم مبتلا به اسکیزوفرنی هست، دیدید؟ اصلا سخت نیست!- کرکتر اورجینال -شخصیت واقعی-، اورجینال یعنی در زندگی واقعی قابل تصویر کشیدن باشع نه اینکه مثلا داستان از روی واقعیت باشه. چجوری ویژگی شخصیت ها رو بیان کنیم؟ پارت معرفی؟! ابدا! کتابی دیدیدن که بخش معرفی داشته باشه؟ مثلا: علایق: توت فرنگی، پیانو، موتور و... درواقع شما باید بین خطوط داستان شخصیت رو توصیف کنید: بی حوصله نگاهش رو در سالن زرق و برق دار میچرخاند که ناگهان چشمش روی جسمی سیاه رنگ و بزرگ ثابت شد... چشمانش برقی زد و با سرعت به سمت پیانوی گوشه سالن قدم برداشت. متوجه شدید؟ ما اینجا بدون اشاره مستقیم گفتیم که شخصیت ما به پیانو علاقه داره. البته نوشتن پارت معرفی در دفتر برای خودت که بدونید شخصیت کاملا چطوری هست کار مناسبیه. به جای شخصیت تست MBTI بدید و جواب ها رو یادداشت کنید بعد در داستلن خودتون رو جای اون شخصیت تصور کنید و با توجه به یادداشت ها رفتار های شخصیت رو تداعی کنید. مثلا شخصیت INTJ هست، این نوع شخصیت ها درونگرا هستن پس سعی کنید شخصیت رو کم صحبت و تودار نشون بدید. -ولی به شخصه معمولا شخصیت های داستان هام رو از درون خودم و با الهام از خودم مینویسم که کار خیلی جذابیه و هرشخصیت بیانگر خود من هستن- ساخت شخصیت اصلا سخت نیست فقط باید راهش رو یاد بگیرید.
بک استوری... اصلا گذشته شخصیت اصلی یا بقیه چه شکلی بوده؟! برای مثال بعضی نویسنده ها فقط دو شخص رو نشون میدن که عاshق هم هستن و الان هم دو تا دشمن دارن و همین. اجازه بدید راحت بگم، مسئله چیه؟ مشکل چیه؟ اون مسئله که موجب شده زندگی عادی شخصیت از کنترل خارج شود، مثلا در زندگی عادی یک پلیس پرونده ای عجیب ظاهر می شه و حالا پلیس مiمیره.... مسئله چی بوده؟ پرونده! داستان شامل سه بخش است: آغاز، میانه و پایان. -انقدر ساده هست که حتی در درس نگارش هم یاد میگیرید- بخش آغازین: همه چیز باید ساده و آروم باشع، دو تا شخصیت اصلی رو خیلی صبورانه با هم آشنا کنید، درمورد گذشتشون صحبت کنید، راجع به فضای داستان حرف بزنید، ژانر مشخص کنید، توضیح بدید کلاسیک هست، تاریخی یا هرچیز دیگری... بخش میانی: در این بخش شخصیت های مهم وارد میشن، هر اتفاق مهمی که قرار بر رخ دادش هست در این بخش ره میده، شخصیت ها وارد چالش میشن و اگه این بخش رو خوب ننویسید داستان نابود میشه! بخش پایانی: فراموش نکنید هرچیزی که از اول داستان مبهم بود اینجا باید روشن بشه، کی میmیره؟ کی برنده میشه؟ کی می بازه؟ مبحث پایان باز کلا فرق داره ولی اینا باید مشخص بشن. راجع به بک استوری یا همون گذشته شخصیت ها باید در بخش های آغازین و میانی صحبت بشه، اما در بخش های میانی هیجان انگیز تر و جذاب تر هست چون اتفاقات در حال رخ دادنه. مثلا اواسط داستان شخصیت محبوب رازی از گذشتش رو مخفی میکرده لو میره و همه نسبت بهش ناامید میشن. حالا اگه بخوام بخش بندی کنم: اگه 50 بخش داشته باشید... 10 تای اول بخش آغازی که باید خوب باشه و اتفاق خاصی نیفته، 35 پارت بعد میانی، 5 تا هم پایانی. پیشنهادم این هست که از آغازین و پایانی کم کنید و به میانه اضافه کنید تا کارتون جذاب تر بشه.
1. ساعات که ذهنتون باز تر و خلاق تر میشه رو پیدا کنید. -برای من نصف شب وقتی تنهاام هست- 2. ساnسور های ذهنی خودتون رو نادیده بگیرید و آزادانه بنویسید. 3. به همه چیز اطرافتون خوب نگاه و خوب گوش کنید. 4. از روند نوشته هاتون انتظار واقع بینانه داشته باشید. 5. اهداف هفتگی قابل دستیابی تنظبم کنید. (برای نویسندگی)
1. عکس العمل باقی شخصیت ها رو نسبت به mرگ اون شخصیت کامل بنویسید. 2. با شخصیت های دیگه ارتباط قویی داشته باشه. 3. اجازه بدید وسط داستان بmیره. 4. کاری کنید خواننده ها اون شخصیت رو دوست داشته باشن. 5. mرگ هدفمندی باشه مثل فدا کردگ خودش برای چیزی.
1. انگیزه شخصین اصلی چیه؟ ۲. چه احساسی نسبت به خودشون دارن ک چجوری روی اونا تاثیر میزاره؟ 3. برنامشون برای آینده؟ 4. چی باعث شد قهرمان باشن؟ 5. باور ها و ارزش های اونا چیه؟ 6. پیش چه افرادی بزرگ شدن؟
1. رعایت علائم نگارشی 2. به هیچ عنوان از ایموجی استفاده نکنید. -افرادی که رمان آنلاین مینویسن- ۳. هر تنقلاتی رو موقع نویسندگی نخورید 4. از درونمایه های ذهن خودت یا چیز های کمیاب استفاده کن 5. اگه از املای کلمه ای مطمئن نبودی تحقیق کن 6. اگر در مورد مکانی تاریخی یا شخصی مشهور مینویسی اول در موردش خوب تحقیق کن 7. اگر میخوای درمورد شخصیت های مشهور بنویسی، مثل: فیلم، انیمه، سلبریتی، کتاب و... اخلاق های واقعی شخصیت رو عوض نکن -قابل توجه فn بیک نویسان گرامی- ۸. انتقاد پذیر باش و از انتقاد ها کمک بگیر 9. با خودت کنار بیا برای لذت مینویسی یا شهرت -هیچ کاری بدون علاقه و صرفا برای محبوبیت به نتیجه نمیرسه از من گفتن-
برای نویسنده خوبی بودن نیاز به یک دفترچه داریم. یادت باشه برای شروع نباید شوغی داشته باشی که کنترلش کنی... قرار نیست دفترت بهترین مدل باشه با جلد جذاب و اینجور جینگول مینگول ها، همین که همیشه کنارت باشه تا هرچیزی یادت میاد بنویسی عالیه! -به شخصه یبار دفترم همراهم نبود و یکی بهترین ایده های ذهنمیو از دست دادم و دیگه هم به یاد نیاوردم... افسوس- نویسنده یونانی میگه: یک روز ده صفحه از چرت و پرت هایم را جمع کردم و فقط اندازه یک خط آن تاثیر گذار بود. ابزار اصلی نویسنده ها "کلمات" هستن. یعنی شما قراره با کلمات بازی کنید و دل خواننده ها رو بدست بیارید و برای اینکار نیاز به دایره لغات وسیع هست و البته ادبی حرف زدن. اگر دایره لغات خوبی دارید که عالی ولی فراموش نکنید کلمات بینهایتن پس گسترش بدید. قبل از شروع یه تصویر کلی از داستان بسازید. نویسندگی مدل های مختلفی داره، اما نویسنده باید بتونه از دل عکس طبعیت یه متن روان و تاثیر گذار از آب در بیاره. البته اینکه چطور توصیفش کنی هم خیلی مهم هست، تو باید در توصیف داستان خلاقیت زیادی به خرج بدی و جملات قشنگی رو بسازی، البته اگر بخوای تمام داستان رو هم "توصیف" کنی خوب نیست و باعث "خسته کننده" شدن داستان میشه. در نوشتن از بهترین ها تجربه کسب کن! خبر داری آدم ها همینطوری بهترین نبودن دیگه؟ اونا هم از بهترین ها کمک می گرفتند! پس خود بهترین ها از کی کمک می گیرند؟ معلومه!! طبیعت!! برای مثال مخترع دوربین از چشم برای لنز و ثبت لحظات الهام گرفته بود. به این نکته هم توجه کن: درسته که باید از نویسنده های دیگر تجربه کسب کنیم اما هر نویسنده روش خاص خودش رو داره پس خودت رو محدود نکن و هرچیزی که از ذهنت میگذره رو به شیوه خودت بنویس. داستان، شعر یا هر چیز دیگری رو که مینویسیاز دیدگاه مردم ببین یعنی توانایی نگاه کردت از یک دید دیگرو داشته باش. شاید کسی داستان شما رو جور دیگری برداشت کنه. شروع کن به نوشتن جزئیات داستان، برای اینکه خوب جزئیات رو توصیف کنی باید خوب ببینی!! مثال...؟ نخ از پیچیدن هزاران نخ نازک تر تشکیل شده، پس تو ام باید دقت کنی که خواننده رو متوجه دقتت بکنی.
(قبلا هم کمی بهشون اشاره کردم و اینجا کامل توضیح میدم) ایموجی.... صادق باشیم، تا حالا دیدید کتابی از کتابخونه بردارید و ببینید از ایموجی استفاده کرده؟! پس چرا از ایموجی استفاده میکنید؟ که حس رو منتقل کنید؟! کلمات شما باید حس رو منتقل کنه نه ایموجی، دوست من! خیلی حرص میخورم وقتی میبینم استیکر و ایموجی میزارید. استفاده از اینها غلطه! توصیف خوب، نویسنده های جدید تین شکلین که: خونه قدیمی و کثیف بود، گلاش خشک بود و بی آب. اگر یکم کتاب بخونید متوجه میشید که چطورب توصیف کنید: خانه، سایه ای از غم شکوه گذشته خود بود، درختان کناری او از سایه غم او کمر خم کرده و گل های اطلسی خشک و نیازمند محبتی تازه بودند، شاید آن پری و اهریمن درونش دلشان به حال گل های رز سفید می سوخت و اغما رفت و زائل گردید تا شکایتش را به دایانای کبیر ببرد. به توصیف خوب داستان رو از این رو به رو کنید! (اینجا نویسنده کتابی نوشته و حالا شما میتونید خودمونی تر بنویسید) پاراگراف: هر پاراگراف باید به یک موضوع بپردازد، پس اگه خواستید موضوع جدید شروع کنید به پاراگراف بعدی برید. راستی... تا حالا شده کتابی رو باز کنید و نوشته باشه: سلااااااااام ویییییییکتوووووور! من یکی ندیدم، جای اینکار باید بگی: رز با لحنی کشیده که ناشی از ذوق بی سابقه اش بود صحبت می کرد، گویی آن شب از همیشه عaشق تر بود... به سمت ویکتور آمد: سلام ویکتور! صحبت شخصیت ها: خیلی ها اینطوری مینویسن: ویولت: تیان: علی: اصغر:... اشتباهه! میدونم خیلی ها مخالفن ولی تا حالا کتاب این شکلی دیدید؟ درواقع اونا -نویسنده های حرفه ای- اینطوری مینویسن: فلانی گفت:-... خیلی ها هم مینویسن فلانی * اینه بعمانی - اینه گربه & اینه... این هم اشتباهه. خودمون نوشتن: سل؟ خبی؟ دوست من نه تنها این شکلی نوشتن بامزه نیست بلکه تن فردوسی توی gور می لرزه، حداقل در کتاب نباید این شکلی باشه. حتی کلمه فک کنم، فقد و چقد هم اشتباهه. نوع صحیحش: فکر کنم، فقط و چقدر. بهش فکر کردید؟ بعضی ها اینطوری مینویسن: میخاد، میخاست، بخاب، نمد، شما علاوه بر اینکه اینارو باید درست بنویسید باید کلمه هایی مثل: میخواست، میخواد و... رو هم این شکلی بنویسید: می شد، می خواست و... سامری: همون توضیح خودمون هست که باید قسمتی از داستان، اسم داستان به انگلیسی و فارسی و ژانر ها و سری اطلاعات دیگر رو بنویسید، حالا یاد می گیرید...
راحت نوشتن+بسیار نوشتن: زیبایی و سنجیدگی یک متن این نکته رو به تمام کسانی که قلم خوبی خواهان هستند پیشنهاد می کنم. برای این پست روز ها تلاش شده، چه نوشتن، چه جمع آوری، چه ادیت و... همچنین سعی کردم جامع و کامل باشه و به هیچ عنوان کپی نیست، امیدوارم لذت برده باشید.
تمام نکات لازم برای نوشتن یک کتاب یا رمان آنلاین! به لیست جاست کتاب افزوده شد.
توسط Runa
ممنون
تمام نکات لازم برای نوشتن یک کتاب یا رمان آنلاین! به لیست به درد بخور ✌ افزوده شد.
توسط ?Ruka
ممنون
میشه پست آخرمو لایک کنید؟ مرسی فداتونشم😭
واقعا عاااالی بود من ازوناییم که هی مینویسم بعد پارش میکنم میندازم دور(😅😂)و پستت خیلی بهم کمک کرد حتما استفاده میکنم ازش👍(الانم میخوام داستان جدید شروع کنم)
ممنون و موفق باشی
بله من به این محتوا علاقه مندم.
بسیار عالی ٫خسته نباشید.🤍
ممنون!!
برای فصل دوم حتما از این نکات استفاده میکنم
( در جریان بودی دارم مینویسم؟)
خیلیم عالی
نه چی داری مینویسی؟ ادامه قبلی؟
ممنون
آره ادامه قبلیههه
قول میدم از اون فصل یک خیلی بهتر باشه🥲
خیلیم عالی!! قبلی که عالی بود
تشکرر
نه والا خودم خوشم نمیاد ازش
خیلی ضعیف بود اون
با تمرین بهتر میشه
درستش همینه:)
خیلی خیلی عالی
وای خیلی خوب بود خسته نباشییی
خیلی پست خوب و قشنگی بود واقعا خسته نباشی👩🏼🔬🙏🏼
مچکرم
مفید و عالی بود ✨👏