00:47 برای م، دختری که بردن اسمشهم باعث حرکت خون در رگهایم میشود. تورا دوست میدارم، همانگونه که تو باران را.
کنار بخاریِ گرم و قدیمیای که هرزگاهی صدای عجیبی از خود بیرون میدهد در بافتی که تو گرفتی، همانی که سبز رنگ بود نشسته ام و به این فکر میکنم که من قبل تو چه بودم؟ قبل تو چگونه میزیستم؟ دنبال پرسش سوال های آبکی و غیر واقعی عشاقی که به دنبال به دست آوردن دل معشوقشان هستند، نیستم. زیرا که تورا زمانی به دست آوردم که همه چیز فرق داشت! حتی روز هم یک دقیقه طولانیتر بود. یک دقیقه بیشتر از ۲۴ ساعت در کنار تو. دنبال جوابی بر اساس واقعیت هستم؛ ارقام، داده، منطق.. سبک زندگی من و من قبل اتفاق ناگهان زیباترین اتفاق عمری که دارم چطور بود؟ فکر میکنم زندگیام آرام بود؛ نه اتفاقی، نه هیجانی، نه غمی، نه قهقهه ای. مثل یک جنازه زنده با کله پوک، نفس میکشیدم اما زندگیم کو؟ جوانیم کو؟'من' بودن کو؟ خندیدن و نگاه هایی که همش متعلق به توست.. آن زمان کجا بودند؟
" م " ـی عزیزم، از بدو ورودت به زندگی من نوری بخشیدی که یادم میاد در یکی از روزهای سرد دی زمانی که توی ماشین نشسته بودیم و به هوای اینکه هیچکس تو خوشی نمیمیره و ما جوونیم، اینو مسخره میکردیم اونو دست میانداختیم بهت گفتم. گفتم:« تو مثل پرتوی افتابی که صبح حوالی ساعت نه و نیم ده به چشمام سوسو میزنه و بیدارش میکنه منو از تباهی و انبوهی از غمی که داشت کم کم منو میکرد همون افرادی که الان منو تو مسخرشون میکنیم بیدار کردی. » تو مثل نور آفتاب نارنجی ای هستی که سحر به تماشاش رفتم. تو مثل لبخند رضایت بعد از رسیدن به هدفمی. با این فرق که هدف تو و دلیل لبخند من تویی چه بهت برسم و چه نه. که اونا در خواب میبینن که من تورو به دست نیارم اما خب تو اینو بدون که داستان نرسیدن ما از هر رسیدنی که تو فکرش رو میکنی قشنگ تره؛ قشنگ تر میسازمش! قشنگ میسازیمش.
بگذار از این بحث ها بگذریم گل سرخم. کدومها؟ همونهایی که با تک تک جملاتش داد میزند که «زندگی من تویی عمرم تویی جونم تویی روحم تویی و همیشه و همیشه و تا ابد جواب همه سوالات و درمان کننده تمام حفره هایی که توی این چند وقت زندگی توی قلب و روح و جون من ایجاد شده " تویی ".» بگذار که بهت بگم من " تورا دوست دارم " 'تو' الزاما چشمای زیبا و عطرموهات نیست. تو، شهرداری رشتی که وجب به وجب توش خاطره داریم. تو کتابفروشی اردیبهشتی که برای اولین بار هم رو دیدیم. تو آهنگ no one noticedـی که بخشی از آشناییمون بود. تو همون دفتر ژورنالی که تموم لحظاتمون رو ثبت کرده. تو همون عطر خوشبوی چایی ای هستی که در مسیرمون به لنگرود و ایجاد خاطره هایی عاشقانه، به مشامت میرسید. تو باید ذوق چشم های خودت رو موقع بوییدن آن میدیدی.. آن وقت شاید دلیل احترامی که به آن دو " دروازده روح " میگذارم رو میفهمیدی. تو، موهات، چشمات، صورتت، دستات، شونه هات که تنها پناه منه و قلبت که مال منه همش برای من همون " تویی " هست که گفتم دوست دارم. دوست دارم؟ واژه کمی است. اندازه تعداد ستارگان شاید برای نشان دادن " حدودی و غیر دقیق " کافی باشد. [ قطعا بیشتر است. ]
تورا دوست میدارم همانگونه که آذر و دی را. به ترتیب تاریخ های ۲۹ آذر، ۳۰ آذر، ۲ دی، ۱۲ دی، ۲۲ دی را. تورا دوست میدارم همانگونه که میپرستمت. تورا دوست میدارم همانگونه که تو باران را، کتاب را، عشق را، مرا. تورا دوست میدارم همانقدر که آهنگ K را گوش دادیم و همانقدر که مثل کودکی بی پناه، از کنارت و در آغوشت جم نخوردم. • • • وطن من ایران است و قلب تو خانه ام، تورا دوست میدارم همانقدر که وطن و خانه ام را.
@Kian
نمیخواستم اسم خودشو بنویسم
______
هومم
م مثل مارال عشقت
نمیخواستم اسم خودشو بنویسم
تست زیبا بود،نتیجه گیری هم خیلی قشنگ بود؛خسته نباشید.
ممنونم
عاشقت شدم کیان ( بودم) با اینکه هی میخوام بزنم تو ذوقت دلم نمیاد
ولی همچنان بدلیل تا الان خوابیدن قهرم
بیدار شدم به خدا
وظیفت بود
میدونم
هورارارا
میای دنبالمممم؟
آره
ساعت پنج و نیم شش
حلههه
بمیز بابا مثلا الان منو میتونی خر کنی با این؟ ( کردی)
میدونم
چی گفتی؟
هیچی عزیزم
اسمش سحره اره؟
اسمش ماراله
عه؟
جون تو
جون خودت
جون خودم
من که قهرم اگر فکر کردی با این کارات من آشتی میکنم زهی خیال باطل آقاهه
میخوای بیام جلو در خونت اونوقت که هد شاتم کردن اون داداشات پشیمون میشی که چرا آشتی نکردی حالا بازم خود دانی
داداشام چیکار به تو دارن وا.
قهرم
خودت میگفتی داداشات از من خوششون نمیاد ( وام، چه مهم. )
اونا عفریته ترین دختر دنیارو به عنوان پارتنر برگزیدن من چیزی گفتم؟ نه پس کوه خوردن اگه بخوان حرفی بزنن
دختره کیه کیان؟
ببین تو نمیشناسیش
یه دختر با موهای صاف و بلونده و چتری داره
عینکیه و قدش بلنده حدودا ۱۷۰ اینا شاید بلند تر
کلا چهل کیلوعه
اسمشم ماراله تیکه کلامشم قهرمه
متولد ۱۷ بهمن ۱۳۸۶
سگپدر من چهل کیلوام؟
خب چهل و پنج
من چهل و پنج کیلوام کیان؟
چه میدونم مارال خودت میگفتی من چهل کیلوام😭
من گفتم؟؟؟؟
من چهل و چهار کیلوام آقا کیان نه چهل یا چهل و پنج
مارال باربی ای؟
نه والا
چه شاهکاری .
شاهکار که فکر نمیکنم اما مرسی لطف دارین.
نظراتم تازه باز شد.
عالی بود،زنده باشی.
بله بله، همچنین.