بالاخرهههه پارت جدیدددد
اول از همه بگم من قصد نداشتم رمان رو ادامه بدم،ولی دیروز رفته بودم با رفیقم بیرون؛بعدش گوشیشو در آورد اینو نشونم داد گفت برای رمانم کشیده...ولی نت ملی شده نتونسته برام بفرسته😭✨️ از شدت ذوق حدود ۱۵۷۸۵۳۳ بار ازش تشکر کردم و کم مونده بود غش کنم،این بهترین هدیه ای بود که میتونستم توی کل عمرم بگیرم🥲🎀 بالایی چشم کایوی عه پایینی چشم آلاریس(سوتی بزرگ آبی بودن چشمشو در نظر نمیگیرم،مهم نیت رفیقم بوده🦦)
+از چه نظر؟ _آروم و صبور،با کوچکترین بادی شاید شکوفه هاش رو از دست بده ولی زود سرپا میشه. لبخند زدم؛یکی از شکوفه ها را چید و گذاشت روی سرم. _حالا دیگه برو کم کم برای مراسم آماده شو. +زود نیست؟ _دیگه حدودا تا شروع تاج گذاری یک ساعت مونده. +آها...لباسم درسته؟ _آره.حالا برو:) سری تکان دادم و دویدم سمت در.
تا اتاق رفتم و لباسم را مرتب کردم.شکوفه گیلاس هنوز بالای سرم بود.آرام برش داشتم و رفتم سمت تختم تا زیر بالشتم بگذارم که صدای در بلند شد +بیا تو کایوی آرام در را گشود. _خواستم به اطلاعتون برسونم مهمونا تا چند دقیقهیدیگه میرسن. +باشه،و ممنون تعظیم کرد و بیرون رفت.بار دیگر جلوی آینه ایستادم و برای آخرین بار خودم را برانداز کردم.نفس عمیقی کشیدم و بیرون رفتم✨️
کایوی جلوی در اتاق در انتظارم بود.به جلو اشاره کرد. _بفرمایید راه افتادم سمت سالن مراسم.رسیدم جلوی در دستم را بردم سمت دستگیره تا در را باز کنم اما... در لحظه سیلی از افکار،خاطرات و صداهای مبهم به سرم هجوم آورد. ناخودآگاه لرزیدم.بدنم یخ کرد.نمیتوانستم تکان بخورم انگار منجمد شده باشم. _اعلاحضرت حالتون خوبه؟ سرم پر از صداهای محو و واضح بود.احساس میکردم که الان است از شدت درد منفجر شود.دو قدم از در دور شدم. _چیزی شده؟میخواین براتون آب بیارم؟! دستم را به دیوار مرمرین قصر گرفتم و آرام روی زمین نشستم...
دختر یه اطلاعی می دادی دوباره فرستادی ببین منه بدرخت جا موندم 🥲
الهی بمیرم براتت✨
چشم ازین به بعد میگمم💕💞
افرین🙂
واخخخخ دیر رسیدمممم😅
الان همه رو میخونمممم😅
بلاخره بعد از ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ها سال😂
نفت شدین🤡
خدا رحمتمون کنه😂
بنده یادم آمد که یه شخصیت شبیه آلاریس دارم البته ظاهرییییی(من یه جهان شخصیت دارم پس طبیعیه که هر نویسندهای ببینم یه شباهتی توی شخصیتها باهاش داشته باشم...😂)
اگه هیجان تاج گذاریتون کمه آماریس رو بفرستم همه سکته کنن(آلاریس که دیگه رسما...😂)
ایده خوبیه_🤡🩴
قلمتون واقعا خواندنیه عالی بود✨🤌🥲
مرسیییی✨
خواهش می کنم 🤝✨
قشنگگگ😭🤌🏻
(دست دوستتام دردنکنه ما رو نجات داد💞😂)
مرسیییی🛐
آره دیگ_🤡
بالاخرهههه😂🤏🏻
بلهههه🪽
هورا بالاخره رسیدمممم💃🏻💃🏻💃🏻
خیلی قلم قشنگی داری🎐
مرسییی✨🤍
عالی بود
مث خودتتت✨🤍
عالی
قربونتت🍬🎀