سلام دوستان🖐 امیدوارم حالتون خوب باشه... توی این پست تصاویر و داستان سفر ناروتو و گروهش رو به ایران براتون شرح میدیم! -راستی راهنمای تور گروه من بودم🥸😅 امیدوارم لذت ببرید و حمایت کنید تا بیشتر از این پست ها بزارم🫶✨️
بعد از طی مسافت طولانی میان ژاپن و ایران،بالاخره به فرودگاه مهرآباد واقع در تهران رسیدیم.تصمیم گرفتیم از تاکسی های فرودگاه برای رسیدن به هتل استفاده کنیم و این کار را کردیم. اما اوضاع آن گونه که فکر میکردیم خوب پیش نرفت. ترافیکی سنگین بر جاده حاکم بود و مشخصا ۴یا۳ ساعت مان تلف میشد! بنابراین از تاکسی پیاده شدیم تا به نزدیک ترین ایستگاه مترو برویم...
وارد ایستگاه مترویی شدیم که تابلو سر در آن کهنه و رنگ و رو رفته بود... تازه چراغ های آنجا سوخته بودند و تک چراغی در سالن سوسو میزد. به سمت نور حرکت کردیم و وارد سالن شدیم... تنها چیزی که صدای سکوت آنجا را میشکست،جیر جیر پوتین های اوبیتو بود. روی صندلی های زردی که در آنجا وجود داشت نشستیم تا مترو به ایستگاه برسد.
اما مترو نیامد... حدودا ۵۷ دقیقه منتظر مترو شدیم،اما آن نیامد... صدای قار و غور شکم اعضای گروه بلند شد.تصمیم گرفتیم که بیخیال ایستگاه متروکه شویم.بنابراین از آنجا خارج شدیم. (بعدها فهمیدیم که آن ایستگاه خراب بوده است) راهی بازار شدیم تا دلی از عزا درآوریم...
بعد از صرف ناهار،با اعضای گروه به سمت برج میلاد راه افتادیم تا از آنجا دیدن کنیم... درطول راه زیاد توقف کردیم. چند مورد از آنها را در اسلایدهای بعدی خواهید دید😵💫
در یکی از موارد اوبیتو از من خواست که از او و ماشین مورد علاقه اش (یعنی پراید) عکس بگیرم... او عاشق پراید شده بود و علتش را به ما نگفت🙄 (سرانجام در وداعی دردناک آن دو از هم جدا شدند😔)
در اینجا کاکاشی وارد کتاب فروشی شد که صاحبش پیرمردی بی اعصاب بود...کاکاشی کتاب دیوان حافظ را از پشت ویترین دیده بود و به کتابی که حتی نمیتوانست آن را بخواند علاقه مند شد... اما مشکل اینجا نبود،بلکه مشکل این بود که کاکاشی به زبان ژاپنی از آن کتاب تمجید میکرد اما کتابدار پیر گمان کرد که او دارد دشنام میدهد. بنابراین او را از مغازه به بیرون انداخت😅
این نیز تصویری از لی لی بازی کردن ناروتو است... من فکر میکردم که او این بازی را نمیداند،اما او خیلی حرفه ای بود و بچه هایی را که درحال بازی بودند فراری داد. آن کودکان 🤏 لوس بودند...
این نیز تصویری است که ناروتو برای معشوق خود یعنی هیناتا فرستاد🙄 به همراه یک متن ژاپنی که معنی آنرا نمیدانم... (اگه میدونید توی کامنتا بگین) 愛してます
اینم عکس جالبی شد✌️🥲❤️🩹
در پایان سفرمون به شهر تهران،از حرم حضرت شاه عبدالعظیم بازدید کردیم تا جنبه معنوی نیز حفظ شود...
(دوستان این محتوا جنبه فان داره و امیدوارم که کسی ناراحت نشده باشه) ✨️حالا که لطف کردی و تا اینجا اومدی نظرتو درباره این پست بگو و قلب سفید پایینو قرمز کن...❤️🩹 راستی شما بگین مقصد بعدی کدوم شهر باشه؟شاید شهر شما مگه نه؟😁🫡
خیلی باحال بود
راستی میتونم با همین موضوع ولی برای میراکلس درست کنم؟
معنی اون متن ژاپنی میشه دوستت دارم💕
همه چیز عالی بود از خنده منجر شدم
عالییی بود🤣
فقط اونجا که اوبیتو عاشق پراید شده بود🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
زیبا بود.
عالی بود😂🙏🏻
فقط شاید دسته ولاگ براش مناسب تر باشه
در کل خسته نباشیییی 🤍
نه خب موضوع اصلی سفر کاراکتر های انیمه ناروتو عه به خاطر همین بهتره تو دسته انیمه باشه
خیلی عالی و جالب بود😄
وای ساکورا با چادر عالی بوددد😂😂
عالی بود
خلاقیت🛐🛐🛐
خداروشکر سالم هستن از وقتی که ناروتو رفته بود دلشوره داشتم😭💔😂