حوصلهسربری: چیزی که همه ازش فرار میکنن، ولی مغز عاشقشه
-سوءتفاهم بزرگ درباره حوصلهسربری- ما از بچگی یاد گرفتیم: حوصلهات سر رفته؟ _ یه کاری بکن _بیکار نباش _وقت تلف نکن برای همین حوصلهسربری شده: > علامت تنبلی، بیهدفی، یا ضعف اما از نظر مغز، حوصلهسربری یک وضعیت حیاتیه، نه مشکل.
وقتی حوصلهات سر میره، مغز وارد «حالت انسانی» میشه در زندگی مدرن، مغز دائماً تو حالته: _جواب بده _تمرکز کن _سریع باش _درست عمل کن (این حالت برای بقا خوبه، ولی برای انسان بودن نه.) وقتی حوصلهات سر میره: -هیچ وظیفه فوریای نیست -هیچ خطری نیست -هیچ انتظاری نیست پس مغز میگه: «اوکی، حالا میتونم خودم باشم» و اینجاست که شبکه پیشفرض مغز فعال میشه.!
شبکه پیشفرض مغز دقیقاً چه کار میکنه؟ این شبکه: ~گذشته رو مرور میکنه~ ~آینده رو تصور میکنه~ ~هویتت رو بازسازی میکنه~ ~احساسات حلنشده رو میاره بالا~ برای همین وقتی حوصلهات سر میره: _ممکنه دلت بگیره _ممکنه ایده بگیری ممکنه یهو به چیزی که مدتها فراموشش کرده بودی فکر کنی! 📌 چون مغز بالاخره فرصت پیدا کرده «تو» رو بررسی کنه.
چرا از حوصلهسربری فرار میکنیم؟ چون حوصلهسربری؛ ~سکوت میاره و سکوت یعنی روبهرو شدن با خودت~ خیلیها از این میترسن که: -به چی فکر میکنن -چه احساسی دارن -چی تو دلشونه برای همین:گوشی_موزیک_سریال_شلوغی [همه این ها راه فرارند]
﴿تفسیر عمیق انسانی﴾ حوصلهسربری یعنی: «تو فقط مجموعهای از وظیفهها نیستی» یعنی ذهنت میگه: -من فقط برای نتیجه ساخته نشدم -من برای معنا ساخته شدم برای همین: _شاعرها _نویسندهها _آدمهای عمیق ~یا زیاد تنها میشن یا زیاد حوصلهشون سر میره.چون ذهنشون دنبال معناست، نه فقط پر بودن.~
عالی بود گلم🩵
تا حالا از این زاویه به حوصله سر رفتن نگاه نکرده بودم.
خیلی جالب بود. ✨