بالاخره گذاشتم🪿✨ (اوردکعلی کم حاوفظه)
عه آرن(🤡💔)
جلوی در باغ ایستادم.در را باز کردم و صدایش زدم. جلوی یکی از درخت های بادام باغ ایستاده بود.به طرفش رفتم؛ _جانم؟ هوفی کشیدم. +من تمام تلاشم رو میکنم و...بهت اعتماد میکنم. لبخند زد؛برگشت سمتم. _به من اعتماد نکن،به خودت اعتماد کن. +به شرطی که بهم پیانو زدن یاد بدی! خندید،دستش را برد و موهایم را بهم ریخت. _هرچی تو بگی. نگاهی به گل و گیاهان توی باغ انداختم.طوری که به یاد دارم؛کایوی از کودکی عاشق گل ها بود.حتی دیده بودم با آنها حرف میزد؛درد و دل میکرد یا برایشان آواز میخواند.
وقتی به آنها مینگریست،انگار تحسین خاصی توی نگاهش بود. +چرا انقدر گیاها رو دوست داری؟ آرام یکی از برگ های بابونه را نوازش کرد. _گل ها آل...پر از حرف های نزده اند؛اینو شاید هرکسی نفهمه ولی میدونم تو درک میکنی. بی هیچ حرفی نگاهش کردم.ادامه داد: _در سکوت میبینن،میخندن،گریه میکنن یا درد میکشن.مثل تو.برای همین میگم درک میکنی. همچنان ساکت بودم، _حتی بیشتر از خود انسان ها،بستگی به نوع رفتارت رشدشون تغییر میکنه.اگه بهشون محبت کنی گیاه بهتر رشد میکنه و برعکس،اگر سرشون داد بزنی رشد گیاهت کم میشه. مکث کرد؛حرفش را کامل کردم: +و ما انسان ها،با دیدن سکوتشون راحت تر بهشون آسیب میزنیم.کمتر کسی میفهمه سکوت همیشه نشانه رضایت نیست. _انسان تا تجربه نکنه نمیتونه احساس دیگران رو درک کنه. +فقط کسایی که مشابه درد گیاهان رو حس کردن؛میتونن اونا رو درک کنن. لبخند زد.دوباره برگشت سمت شکوفه ها. _این درخت خیلی شبیه تو عِ:)
لایک کننننن🔪
فذصت
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی قشنگ بود 😭😭❤❤❤❤❤🌹🌹🌹خسته نباشی❤
قربونتتت🌊🐋
یه سوال کایوی 22 سالشه درسته ؟ ال هم 17 سالشه خب اگه پادشاه مرده نباید کایوی تاج گذاری میکرد ؟اخه مگه اون بزرگ تر نیست ؟
راستی منم پارت اول داستانمو منتشر کرد-
ناتنی ان،پادشاه هم از پسر ناتنیش خوشش نیومده اینکارو کرد تا تحقیرش کنه
اها
نیازمند پارت بعد
باور میکنی الان داشتم روش کار میکرد_
ار-
میگم که..
میدونستی ما منتظریم؟! 🗿
میدونستی من نمیخوام ادامش بدم؟😂
میدونستی اگه پیشم بودی چکار میکردم؟ 😂
ولی واقعا..؟
هیچی پس..
آخه زیاد حمایت نمیشد،امتحان فیزیک دارم و دلمدرده🌚
چه کنم زندگی است دگر
بزارم واقعا؟
الهیی،
فک کردم کلا میگی میخوای ول کنی😂،
ولی حالا اگه..
حس میکنی حمایت نمیشه و راضی نیستی، یا نمیتونی،
راحت باش نزار..
یا یه وقفه بده، ببین چی میشه.. 🌱
وقفه که دادم 🤡😂
حالا فردا شاید بزارم تا ببینم کی تایید میشه
با اینکه برادر آل رو ندیدم روش کوراش زدم👍🏻
زیبا🗿✨
اومدم چک کنم میبینم زده ۷ روز پیش چطوری کی شد ۷ روز🤩
به سادگی🤣
😂
هنوز ننوشتی بقوله بچه فامیل
بی ادبببب
😂😂😂😂😂
میزارم میزارم
بزار این پستم منتشر شه خب🌚💔
بعدشم من اینقد تو پیام خصوصیات بهت پیام میدن درباره رمانم
چرا جواب نمیدی شاید بگم دو روزی گذشته
حالا از اینا گذشته اون پستم که بهت گفتم هی هیت میدن
الانم هیت میدنا ولی من اصلا جوابشون رو نمیدم تازه پستمم ۶۵ تا تا الان لایک خورده مطمعنم الان فندک روشن کردن گزاشت زیرشون خلاصه که داره میسوزه
تازه یکیم پیدا کردم چقدر خوب جوابشونو میده همیشم از اونایی که هیت میدن میشینیم غیبت میکنیم
خیلی حال میده دیگه
ولی تو باید جوابم رو بدیی چون میخوام رمانمو انتشار کنم باز دوباره زیرشو بسوزه
چه عالیییییی
موفقیتتتتت
و اینکه ببخشید،من شخصی نیستم،اگه خواستی بیا نظرسنجییی🤝🌚
عزیز خاب طولانیه من خودم توش گم میشم شاید یک هفته طول بکشه تا بخونیش
ولی خدا رو شکر ماله من رو نخونیم میفهمی ماله تو که خداست باید یک جملشو هزار بار بخونی🌚
خب حقیقتا نمیدونم چرا بعضی ها روی آل کوراش میزنن ولی من روی کایوی .....😅
بیخیالش😅
😂😂😂😂
پیش میاد پیش میاد
😁
سیلام🙃🙂
حوصلم سررفته برای بار ۳۰۳۰۴۰۵۰۶۰۷۰۸۰۹۰ از اول تا آخر پیانو سلطنتی رو خوندم😅
عرررررررررررررررررررررررررر 😭🍓😂
😂