6 ماه پیش 5 اسلاید 92 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (14)
  • وای این داستان هی میومد تو لیست برسی من
    من خیلییییی دوستش داشتم
    کلی دنبال سازندش گشتم
    ایول بهههتتتت

  • جالب بود ولی فکر کنم یه ذره از مسیر اصلی داستان خارج شدی.من نویسنده نیستم که بتونم دقیق نظر بدم ولی به عنوان کسی که داستانت رو خوند باید بگم که اول داستان قرار بود قهرمان باشن و....
    اگه ۳ تا پارت آخر رو به صورت خلاصه تو یه پست میذاشتی و میرفتی سراغ داستان قهرمانیشون عالی میشد.به نظرم نیاز داره یه ذره ویرایش بشه🌼
    خداقوت بهت سازنده🌸

    • خب یکم نیلز به اصلاحات داره و ممنونم که بهم میگید♥
      ولی هنوز هم این مهمونی قراره ی سری اتفاقات رخ بده که به این مهمونی مربوطه (نمیخواستم اسپویل کنم😓)

    • منتظر بعدی میمونم🌼

  • مایل به دوستی

  • {هم اکنون ایانا برای مطمعن شدن از تب داشتن آلن از روش پیشانی به پیشانی استفاده کرد}(خب فک کنم آلن به دیار باقی پیوست صلوات بفرستید .‌... آخریااااا صداتون نمیییااااد گفتم صلواتتتت
    این به دیار باقی نمی ره از هر دو جهان محو میشه

  • کشتم شپش شپش کش شش پا را
    بیچاره زیادی هنگ کرد

  • تیارا رو خواهرش حساس هست

    • بلی بلی چون ۶ سال کامل هم رو ندیدن بعدششش ....‌(اگع بیشتر ادامه بدم اسپویل میشیمم)😅

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.